فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

دستاورد و نتایج عملیات والفجر 2:

در نتیجه این عملیات که مدت 16 روز به طول انجامید، تعدادی از شهرهای مناطق کردنشین ایران از تیررس نیروهای عراقی خارج شد و با تصرف ارتفاعات حساس منطقه** ارتفاعات مهم که به دست رزمندگان سلحشور آزاد گردیدند عبارتند از: سلسله ارتفاعات (کلو) و قله استراتژیک 2999 آن، ارتفاعات 2519 (گرده مند) سرسول، 3700 سلمان، 2400 (شیوه کارتا) و (بردزرد)*** و پادگان حاج عمران** این عملیات به عملیات حاج عمران نیز معروف است. ***نیروهای ضد انقلاب، نفوذ خود را از دست دادند و رزمندگان اسلام بر شهر چومان مصطفی نیز مسلط گردیدند.
در این عملیات چندین قبضه توپ 122 م.م، بیش از 20 دستگاه تانک، دهها دستگاه تفنگ 106 م.م با خودرو، انواع مختلف ادوات و نیز مقدار متنابهی سلاح و مهمات که از انبار پادگان حاج عمران به دست آمده بود به غنیمت رزمندگان اسلام درآمد. مجموع کشته ها و زخمی های دشمن به بیش از 4 هزار نفر رسید و 200 نفر به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند. 5 فروند هواپیما و 10 فروند هلی کوپتر، حدود 40 دستگاه تانک و نفربر نیز منهدم شدند. همچنین از مقر تیپ 91 که مأمور حفظ پادگان و منطقه بود مدارک و اسناد بی شماری به دست آمد که حاکی از روابط عمیق گروهکهای کومله و دمکرات با حکومت عراق بود.

قیام سی ام تیر به رهبری آیت الله کاشانی

30 تیر 1331

دولت دکتر محمد مصدق در 29 اردیبهشت سال 1331 بر اساس یک تصویبنامه غیر قانونی، دستور توقف انتخابات مجلس را صادر کرد. این در حالی بود که تا آن زمان فقط هشتاد نفر از 136 نماینده مجلس انتخاب شده بودند. دولت در توجیه این اقدام غیر قانونی استدلال می کرد که چون اختلافات ایران و انگلیس در زمینه ملی شدن صنعت نفت در دیوان بین المللی دادگستری مطرح است، احتمال دارد عوامل بیگانه از وجود اختلافات بین نامزدهای انتخاباتی بهره برداری کنند و در نتیجه نظم و امنیت کشور مختل شود. از این رو انتخابات بقیه حوزه ها به بعد از خاتمه کار دیوان لاهه موکول شد.
آیت الله کاشانی تذکرات دوستانه ای راجع به این موضوع به دکتر مصدق داد که وی اعتنایی نکرد. در طول سیزده ماهی که مصدق بر سر کار بود انتخابات برگزار نشد و این خود مقدمه ای برای وقوع حادثه سی تیر شد.
مکمل اقدام فوق استعفای ناگهانی و غافلگیر کننده نخست وزیر بود.
پس از اثبات حقانیت ایران در دادگاه لاهه در خصوص ملی شدن صنعت نفت، دولت محمد مصدق بر تمامی مشکلات داخلی و خارجی با همراهی مردم و رهبری آیت الله کاشانی فائق آمد و علی رغم همه مشکلات اقتصادی، آیت اله کاشانی مردم را همراه و همگام دولت نگاه داشت. مصدق که در صدد آن بود بر اختیارات خود بیفزاید خواستار عهده دار شدن وزارت جنگ شد.
به دنبال مخالفت شاه با خواسته مصدق، او مصدق بی آن که آیت الله کاشانی و دیگر مبارزان را آگاه کند در هفته آخر تیر ماه 1331 استعفای خود را تسلیم شاه کرد و شاه بی درنگ فرمان نخست وزیری قوام السلطنه را صادر کرد.
آیت الله کاشانی و مردم ایران زمانی از جریان امر آگاه شدند که قوام با اعلامیه شدید اللحنی آزادیهای سیاسی را محدود کرد و با ارعاب و تهدید مردم مراکز حساس شهر را به اشغال نیروهای نظامی درآورد.
آیت الله کاشانی به مخالفت شدید با قوام برخاست و با صدور اعلامیه ای مردم را به مبارزه تشویق کرد. در اعلامیه ایشان آمده بود:
(احمد قوام، عنصری که در دامان دیکتاتوری و استبداد پرورش یافته و تاریخ حیات سیاسی او پر از خیانت و ظلم و جور است و بارها امتحان خود را داده و دادگاه ملی حکم مرگ و قطع حیات سیاسی او را صادر کرده است، برای چندمین بار بر مسند خدمتکاران واقعی گماشته اند. احمد قوام باید بداند در سرزمینی که مردم رنجدیده آن پس از سالها رنج و تعب، شانه از زیر بار دیکتاتوری کشیده اند، نباید رسما اختناق افکار و عقاید را اعلام و مردم را به اعدام دسته جمعی تهدید نماید. بر عموم برادران مسلمان من لازم است که در این راه جهاد اکبر، کمر همت بر بسته و برای آخرین مرتبه به صاحبان استعمار ثابت کنند که تلاش آنها در به دست آوردن قدرت و سیطره گذشته محال است.)
در حالی که دکتر مصدق به احمد آباد محل اقامت خود رفته و سکوت اختیار کرده بود، آیت الله کاشانی با صدور این اعلامیه مردم را به حرکت درآورد. روز بعد یعنی 29 تیرماه 1331 در حالی که کامیونهای حامل سربازان سراسر خیابان محل سکونت آیت الله کاشانی را اشغال کرده بودند، بنا به دعوت ایشان خبرنگاران خارجی و داخلی و نمایندگان احزاب و گروهها دسته دسته به دیدار ایشان شتافتند. آیت الله در پاسخ یکی از خبرنگاران که پرسید: (اگر قوام نرود حضرت آیت الله چه تصمیمی می گیرند) با یک حرکت شدید روی صندلی دو زانو نشست و فرمود:
(به خدای لایزال اگر قوام نرود اعلام جهاد می کنم و خودم کفن پوشیده با ملت در پیکار شرکت می نمایم.)
پس از این موضعگیری قاطع آیت الله کاشانی در سی ام تیر ماه، بازار تعطیل شد و مردم به خیابانها ریختند و خواستار سرنگونی قوام شدند. به دستور قوام مردم به گلوله بسته شدند و عده ای به شهادت رسیدند.
سرلشکر وثوق که فرماندهی ژاندارمری را به عهده داشت مردم کفن پوش را که از طرف کرمانشاه و همدان و قزوین به طرف تهران می آمدند در کاروانسرا سنگی به گلوله بست و از حرکت آنها جلوگیری کرد.