فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

رهنمودهایی از مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) به پرسنل نیروی انتظامی

... آنچه من از نیروی انتظامی جمهوری اسلامی توقع دارم در سه فصل قابل بیان است. خصوصیت اول اقتدار است. نیروی انتظامی باید دارای اقتدار باشد. اقتدار یک امر معنوی است و با صدای کلفت و اسلحه تیز و مشت محکم تفاوت دارد. اقتدارهای ظاهری در حقیقت اقتدار نیست. باید وضعیتی به وجود آید که هم نیروی انتظامی در خود احساس قدرت کند و هم آحاد ملت دریابند که پاسدار و حافظ امنیت فردی و اجتماعی آنها، یک مجموعه مقتدر است و می تواند از مردم دفاع کند و هم دشمن مخل امنیت بفهمد که نیروی انتظامی مقتدر و تواناست.
خصوصیت دوم عزت نفس است. نیروی انتظامی باید در چشم مردم عزیز باشد. این عزت از رفتار نیروی انتظامی و چگونگی انجام وظیفه او ناشی می شود. اگر کسی آلوده و اسیر شهوت و تملق و یا وابسته به پول و مادیات بود، بدون استثنا در چشم مردم ذلیل می شود و به دنبال آن سقوط خواهد کرد. پس عزت نیروی انتظامی به این است که پارسایی و پاکدامنی در تمام ارکان آن مشاهده شود و همه احساس کنند که این نیرو پاکدامن است و خود را آلوده نمی کند و برای عوضهای قلیل مادی و حقیر مادی و پست ارزشی قائل نیست. این یک امر روحی و معنوی است که برای نیروی انتظامی عزت خواهد آورد.
خصوصیت سوم رحمت و مهربانی است. باید نسبت به مردمی که می خواهید از خانه، جاده، امنیت، مرز و کسب و کار آنها محافظت کنید احساس رأفت و رحمت داشته باشید، مردم باید این معنا را لمس کنند که همان نیروی مقتدر و باصلابتی که در مقابل مخل امنیت با کمال قدرت و صلابت می ایستد، وقتی با مردم و افراد مظلوم مواجه می شود با رحمت و رأفت برخورد می کند. پس سه عنصر قدرت، عزت و رحمت خصوصیاتی است که در نیروی انتظامی پیدا شد. این نیرو در حدی خواهد بود که جامعه اسلامی می تواند به عنوان پشتوانه ای کارآمد و قابل قبول به او تکیه کند.
نکته ای وجود دارد که در حقیقت محور این بحثها است، و آن موضوع دفاع از ارزشهای اسلامی است. هم شما و هم آحاد ملت ایران باید به این نکته توجه کنید. اگر مجموعه ای با قدرت و عزت در میان مردم ظاهر شد، همه باید بدانند که این مجموعه بنا دارد از ارزشهای اسلامی دفاع کند. در درون نیروی انتظامی باید ارزشهای اسلامی معیار و میزان باشد** بولتن نگرشی بر تحولات سیاسی، دفتر سیاسی سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی. (شماره 39 مرداد ماه 1374)***.

در گذشت آیت الله محمد حسین کاشف الغطاء

28 تیر 1334

آیت الله محمد حسین کاشف الغطاء به سال 1294 هجری قمری در خاندانی دوستدار دانش و فضلیت در نجف اشرف متولد شد. نسب او به مالک اشتر نخعی می رسد و نیاکان وی همه از عالمان و زعیمان دین بودند و همواره رهبری یک جنبش عظیم فکری و دینی را بر عهده داشتند. کاشف الغطاء خود در این باره می گوید:
(خودم را در پیشگاه خدا و وجدان مسئول می بینم. زیرا دخالت در سیاست از وظایف من و اجداد من است که بیش از سه قرن نه تنها در عراق بلکه در تمام عالم اسلام پیشوای دینی بوده اند.)
جد اعلای ایشان شیخ خضر بن جناحی (م 1180 ق) بن یحیی بن مطر بن سیف الدین مالکی است که از رهبران مذهبی در نجف اشرف بوده و استادش درباره اش گفته است:
(کسی که می خواهد چهره یکی از بهشتیان را ببیند به چهره تابناک شیخ خضر نگاه کند.)
فرزند شیخ خضر، علامه شیخ جعفر کبیر، (م 1228 ق) عالم و فقیه پرآوازه شیعه صاحب کتاب مفید و معروف به کشف الغطاء است که در آن دشواریهای فقه را شکافت. شیخ جعفر دارای فرزندانی بوده که همگی از فقهای بنام شیعه اند که بزرگترین آنان شیخ موسی است که عامل اصلی صلح ایران و عثمانی در سال (1237 ق) بوده و پدرش وی را از تمام فقها باستثنای شهید اول و محقق برتر می دانست. دو فرزند دیگرش شیخ علی و شیخ حسن نام داشتند. پدر شیخ محمد حسین کاشف الغطاء علامه شیخ علی بن شیخ محمد رضابن شیخ موسی بن شیخ جعفر کاشف الغطاء است.
ایشان مقدمات علوم را در زادگاه خود از محضر بزرگان فن فرا گرفت و به اتمام رساند و آنگاه در حلقه درس دانشمندان بزرگ زمان خویش وارد شد.
در علم اصول از محضر مرحوم آیت الله آخوند ملا محمد کاظم خراسانی، در فقه از محضر مرحوم آیت الله حاج آقا رضا همدانی و سید محمد کاظم یزدی - اعلی الله مقامهم - بهره مند شد. در اخبار و حدیث، محضر محدث بزرگوار حاج میرزا حسین نوری را درک نمود و از محضر ایشان موفق به دریافت اجازه روایتی شد و در علم کلام و فلسفه از محضر مرحوم شیخ احمد شیرازی و از مرحوم علامه میرزا محمد باقر اصطهباناتی و علامه شیخ محمد رضا نجف آبادی که هر یک به نوبه خود از نوابغ عصر بودند، برخوردار شد.
کاشف الغطاء دارای استعدادی شگفت و ذکاوتی سرشار بود و در مدت زمانی کوتاه به مدارج عالی دست یافت و در همان ایام جوانی موقعیت علمی بالایی پیدا کرد و مورد توجه و محل اعتماد مخصوص علمای حوزه نجف مخصوصا استاد بزرگوارش مرحوم آیت الله سید محمد کاظم یزدی قرار گرفت و پاسخ بسیاری از استفتائات و پرسشهای علمی به او و برادرش علامه شیخ احمد واگذار گردید و مرحوم سید آن قدر به این دو برادر اطمینان داشت که در آخر عمر با حضور علما و بزرگان نجف، چهار وصی برای خود انتخاب کرد، این دو برادر از جمله آن چهار نفر بودند. از وی نقل شده است که:
(اگر همه کتب فقهیه را بشویند، من از حفظ از طهارت تا دیات را می نویسم.)