فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

عملیات رمضان

23 تیر 1361

قبل از آغاز عملیات رمضان، مسئولین و دست اندرکاران به طور عمده دو مسأله اساسی را رویاروی خود داشتند: یکی تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان و دیگری ورود به داخل خاک عراق. طبعاً آنچه در لبنان رخ داد، اساساً بدون ارتباط با پیروزیهای رو به گسترش نیروهای مسلح جمهوری اسلامی پس از فتح خرمشهر و نیز فراهم سازی زمینه های فشار به ایران، و اختتام جنگ نبود. بدین معنی که تأثیر پیروزیهای ایران، اسرائیل را از حضور نزدیک فلسطینیها و شیعیان در کنار مرزهای شمالی خود به وحشت انداخت. اشغال مناطق مسلمان نشین شیعیان جنوب و اردوگاههای فلسطینی نیز برای جلوگیری از وقوع انقلاب اسلامی در لبنان و سپس سرایت آن به فلسطین اشغالی بود. در نتیجه، اولاً آمریکا می بایست در برابر پیروزیهای جمهوری اسلامی عکس العملی نشان می داد و قدرت خود را به نمایش می گذاشت و ثانیاً، انقلاب اسلامی بر حسب هویت خود، به هیچ روی نمی توانست مسائل خاورمیانه، بخصوص رژیم اشغالگر قدس را نادیده بگیرد؛ ثالثاً، عراق که پس از فتح خرمشهر به دنبال مفری جهت اتمام جنگ بود، قطعاً می توانست با بهانه قرار دادن مسأله حمله اسرائیل، به صورتی ادامه جنگ را به زیر سئوال ببرد.
پس از فتح خرمشهر دست اندرکاران جنگ، طراحی عملیات رمضان را در دست داشتند، لیکن پیشامد بحران تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان در 1360 (مصادف با 1982 میلادی) اذهان را متوجه لبنان کرد.
از سوی دیگر، پیش بینی می شد که جای پا و حضور مناسبی که در لبنان ایجاد شده است، پس از حل عاجل مسئله جنگ، گسترش و توسعه خواهد یافت و انقلاب اسلامی در مرحله جدید، به گونه ای جدیدتر و اساسی تر با اسرائیل و آمریکا درگیر بشود.
نگرش یاد شده نسبت به مسائل لبنان و از طرفی فروکش کردن تب و تاب انجام عملیات در جبهه ها، آنهم در خارج از مرزهای جمهوری اسلامی و در خاک عراق، خصوصاً پس از فتح خرمشهر، طبعاً خطرات فزاینده ای را برای جنگ و انقلاب در پی داشت. به عبارت دیگر، این وضع، بیم گرفتاری ایران در دام استکبار جهانی را می داد.
در این مرحله، فرمانده کل قوا امام خمینی (ره) با تبیین استراتژی (راه قدس از کربلا می گذرد)، عملاً جهت اصلی تحرکات و اقدامات اساسی جمهوری اسلامی را خاطرنشان فرمودند.

دلائل ورود به داخل خاک عراق

گذشتن از مرزهای بین المللی و ورود به خاک دشمن، پس از دفع تهاجم، امری بود که از نظر اعتقادی برای نیروهای رزمنده ابهامی دربر نداشت، زیرا که عقب نشینی سراسری دشمن در پی شکستهای سنگینی که متحمل شده بود، به منظور معطل نمودن ایران و ایجاد شرایط نه صلح نه جنگ و حاکم ساختن وضعیت فرسایش در جنگ صورت گرفت.
لازمه حفظ و گسترش ابتکار عمل و برخورداری از روحیه تهاجمی جهت اعاده حقوق جمهوری اسلامی، شرایطی بود، که ادامه جنگ و ورود به داخل خاک عراق را امکان پذیر می ساخت. لذا، در آن مقطع به انحاء گوناگون دلایل زیر جهت ورود به داخل خاک عراق مطرح می شد.
1 - پس از تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان و عقب نشینی سراسری عراق از مناطق اشغالی، کشورهای مرتجع منطقه موقعیت را مغتنم شمرده، طی نامه هایی که با مسئولین جمهوری اسلامی رد و بدل کردند، عملاً در صدد برآمدند تا حقوق حقه جمهوری اسلامی را نادیده گرفته، نسبت به موقعیت برتر ایران از خود بی اعتنایی نشان دهند. ورود به خاک عراق، در حقیقت، پایان دادن به این گونه برخوردها بود.
2 - تنبیه صدام به عنوان متجاوز؛ تا بدین وسیله زمینه های هرگونه تجاوز به مرزهای جمهوری اسلامی، در آینده، از میان برداشته شود.
3 - استراتژی (راه قدس از کربلا می گذرد) بر تداوم عملیات تا حل نهایی مسأله جنگ تکیه داشت و تلویحاً این نکته را نیز مطرح کرد که انقلاب اسلامی از این طریق می تواند برخورد جدی با غرب و مبارزه با اسرائیل را تدارک بخشد.
4 - با توجه به این که برنامه های مطلوب غرب، متوقف ساختن نیروها در پشت مرزها بود، این توقف، جز گرفتار شدن در یک دام، معنای دیگری نداشت. علاوه بر این، دشمن پس از عقب نشینی، با فرصت سه ماهه ای که به دنبال حمله اسرائیل به جنوب لبنان به دست آورد، مناسبترین خطوط پدافندی را در نوار مرزی، متکی بر عوارض طبیعی، ایجاد کرد و در نتیجه، در خیلی از جاها خطوط جدیدی که بر نیروهای ایران اسلامی تحمیل شد، مناسب برای پدافند نبود و طبعاً در معرض آسیب پذیری قرار داشت.