فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

طرح عملیات کودتا:

از نظر رهبران نقاب، فتح تهران مساوی با پیروزی در سراسر کشور تلقی می شد.
آنان با تجربه و تصویری که از چگونگی کودتای 28 مرداد 1332 و پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 داشتند، تصور می کردند که با سقوط تهران، مراکز نظامی - اداری سایر شهرها، با توجه به ضرباتی که همزمان با عملیات تهران توسط شاخه های کودتا در سراسر کشور بر آنها وارد می شود و به تبعیت از تغییر قدرت در مرکز، با رهبران کودتا اعلام همبستگی، و منتظر فرمانهای (شورای نظامی) می شوند.
با این تصور، طبیعی تر این بود که مبدأ و مرکز عملیات کودتا در تهران شناسایی می شد.
در طرح کودتا پایگاه یکم نیروی هوایی در مهرآباد به عنوان مرکز ثقل کودتا انتخاب شده بود و بزرگترین نقطه قوت این پایگاه همان امتیازی بود که بزرگترین نقطه ضعف آن نیز محسوب می شد. پایگاه در تهران بود و این امتیاز بزرگی بود. اما این پایگاه در مناطق مسکونی محصور و در دسترس مردم بود و این ضعف بزرگی محسوب می شد. کودتاگران از این بیم داشتند که در روز عملیات پس از پروازهای نخستین و بمباران اهداف تعیین شده، مردم از هر سو به پایگاه هجوم ببرند و پس از خارج کردن پایگاه از دست محافظین، در سطح باندهای پرواز هواپیماها پراکنده شوند و امکان فرود و صعود را از هواپیماها بگیرند و کودتا با شکست مواجه شد، لذا آنان در صدد شناسایی پایگاهی برآمدند که:
1 - دارای هواپیما باشد.
2 - به تهران نزدیک باشد.
3 - خارج از شهر باشد.
4 - عناصر مستعد و قابل جذب داشته باشد.
5 - رهبران عملیات هوایی کودتا حداکثر آشنایی را با پرسنل و اماکن آن داشته باشند و با توجه به ویژگیهای یاد شده، (پایگاه شهید نوژه) توسط کودتا مطلوب تشخیص داده شد. این پایگاه نخست از نظر داشتن هواپیماهای قابل تجهیز به سلاح سنگین، بر پایگاه مهرآباد برتری داشت، دوم نزدیکترین پایگاه به تهران بود، سوم در 60 کیلومتری همدان (دور از دسترس مردم) قرار داشت، چهارم این که تیمسار آیت الله محققی، تیمسار سعید مهدیون، سروان حمید نعمتی، سروان بیژن ایران نژاد و ... در آنجا خدمت کرده بودند و اماکن و پرسنل پایگاه را می شناختند.

طرح اشغال پایگاه نوژه:

برای تصرف پایگاه نوژه به عنوان کلید عملیات کودتا، 12 هدف تعیین شده بود و برای نیل به اهداف تعیین شده 12 تیم مرکب از کلاه سبزهای تیپ نوهد (حدود 100 نفر)، 300 تا 400 نفر از فریب خوردگان ایل بختیاری و 12 نفر راهنما (از داخل پایگاه) در نظر گرفته شده بود. نیروهای هوابرد حداکثر تا ساعت یک بامداد 19/4/1359 باید در محلی که سرتیپ سرهنگ زاد نادری تعیین کرده بود حاضر می شدند و اندکی بعد 300 تا 400 نفر از عشایر ایل بختیاری که از اصفهان حرکت می کردند، جهت تسلیح و سازماندهی برای پشتیبانی از تیمهای 12 گانه چترباز به آنان ملحق می شدند. سپس سرگرد کوروش آذرتاش (فرمانده تیپ 23 نوهد پیش از انقلاب) فرماندهی آنان را جهت سقوط پایگاه نوژه به دست می گرفت.
پس از تصرف کامل پایگاه نوژه، تیمسار آیت الله محققی برای شروع و رهبری عملیات هوایی، در اتاق فرماندهی عملیات هوایی استقرار می یافت و همزمان با استقرار او در پست فرماندهی، سروان حمید نعمتی، سروان محمد ملک، سروان کیومرث آبتین و سروان فرخ زاد جهانگیری که هر کدام سرپرست یک تیم بودند آماده به پرواز درآوردن نخستین اسکادران هوایی شامل 16 هواپیما از 53 فروند هواپیمای مجهز به سلاح سنگین که برای عملیات در نظر گرفته شده بود، می شدند.
در طرح عملیات نظامی کودتا، عملیات هوایی در تضمین پیروزی نقش محوری داشت و برگ برنده کودتا محسوب می شد. لذا برای عدم برخورد عملیات هوایی با هرگونه مانع احتمالی، باید تا لحظه شروع کودتا، اقدامات از هر جهت طبق برنامه کودتا پیش می رفت. یکی از نیازهای اساسی این بود که در روز کودتا هواپیماها باید مسلح به سلاح سنگین و آماده پرواز باشند. وجود جو خصومت میان عراق و ایران می توانست زمینه ساز چنین تمهیدی باشد. به همین جهت به بنی عامری پیشنهاد کردند که از طریق پاریس این مشکل حل شود تا حالت خصمانه عراق و ایران همچنان داغ نگهداشته شود تا ارتش و نیروی هوایی مجبور باشد هواپیماهای جنگنده را همواره مسلح به مهمات سنگین نگهدارد.
پیرو هماهنگی های انجام شده، حملات زمینی و هوایی عراق علیه ایران با نزدیک شدن زمان کودتا گسترش یافت. در مقایسه با 139 حمله ای که عراق در فاصله 13/1/58 تا 13/2/59 انجام داد، از 1/3/59 تا 19/4/59، 15 حمله هوایی و زمینی به ایران صورت گرفت. در روز 18/4/59 منطقه باویس، تپه رش، پاسگاه شورشیرین و پاسگاه انجیره مورد حمله زمینی و سومار و نخجیر مورد حمله هوایی رژیم عراق قرار گرفتند. همچنین در روز 19/4/59 حوالی سنندج آماج حمله هوایی و ارتفاعات غرب پاوه هدف حمله زمینی قرار گرفت.
قرار بر این بود که در پی حملات هوایی عراق، آژیر قرمز پایگاه که در عین حال به معنای رمز عملیات هوایی کودتا بود، به صدا درآید و پرسنل هوایی به آماده کردن هواپیماها مشغول شوند. پس از آماده شدن هواپیماها و پس از روشن شدن هوا، خلبانان وابسته به کودتا در ظاهر برای حرکت به سمت مرزها و تلافی حملات عراق و در واقع برای حرکت به سوی تهران و بمباران اهداف از پیش تعیین شده، از روی باند پرواز می کردند.

اهداف تعیین شده برای بمباران:

با رسیدن هواپیماها به تهران، نقاط زیر مورد حمله قرار می گرفت:
بیت امام (ره) در جماران، فرودگاه مهرآباد، نخست وزیری، ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ستاد مرکزی کمیته های انقلاب اسلامی، پادگان ولی عصر (عج)، پادگان امام حسین (علیه السلام) و چند پادگان و مرکز مهم دیگر.
بیت امام (ره) نه فقط اولین هدف عملیات هوایی را تشکیل می داد، بلکه بمباران آن نیز با سایر اهداف کاملاً متفاوت بود. برای این منظور 3 هواپیما به خلبانی سه تن از ماهرترین خلبانان کودتا در نظر گرفته شده بود. هواپیمای اول مأموریت داشت 4 بمب 750 پوندی (شعاع تخریب 750 فوت) بر روی هدف رها کند. هواپیمای دوم دو عدد موشک ماوریک شلیک می کرد. مأموریت هواپیمای سوم پرتاب 4 بمب ضد نفر خوشه ای (هر بمب مرکب از 650 نارنجک تأخیری) بود. پس از پایان بمباران های مکرر و متنوع جماران، هواپیمای اول به سمت رادیو و تلویزیون می رفت و دو هواپیمای دیگر محدوده بمباران شده جماران را زیر رگبار مسلسل می گرفتند و چنانچه میزان انهدام را کافی تشخیص نمی دادند از هواپیماهای دیگر کمک می گرفتند.
پس از بمباران جماران و مهرآباد (به جهت سلب قدرت مقابله هوایی) با شکستن دیوار صوتی، پیروزی نخستین مرحله کودتا (عملیات هوایی) به نیروی زمینی اعلام و علامت آغاز مرحله دوم کودتا یعنی تسخیر مراکز زمینی به وسیله قوای مسلح داده می شد.
حمله به بیت امام (ره) مرکز ثقل کودتا را تشکیل می داد و به معنای به دست آوردن کلید پیروزی کودتا بود. بر سران کودتا کاملاً مشخص بود که تا زمانی که امام (ره) زنده بود، مردم با یک کلمه ایشان به خیابانها می ریختند و کودتا را عقیم می کردند. به همین جهت از بین بردن ایشان یکی از مهمترین هدف های کودتا بود و برای اجرای آن بیش از سایر هدفها، هواپیما و مهمات سنگین در نظر گرفته شده بود.