فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

وظایف شاخه ها:

1 - شاخه بافت: جذب افراد و گروههای جدید و معرفی آنها به شاخه های سازمان، سازماندهی عشایر به عنوان بازوهای قوی کودتای احتمالی و نیز تشکیل کمیته های مخفی در وزارتخانه ها و ادارات به مثابه دستهای پنهان کودتاگران در اندام دولت.
2 - شاخه نگر: تهیه و تدوین برنامه های تبلیغی مانند اعلامیه و نوار و پوستر و ...
3 - شاخه نشر: توزیع تولیدات شاخه نگر
4 - شاخه اطلاعات: جذب و معرفی افراد معتمد به سازمان (نقاب)، محافظت از مجموعه تشکیلات آن در برابر ردیابی نهادهای انقلابی. اعضای این شاخه را تعدادی از افراد کمیته مشترک ضد خرابکاری سابق (شهربانی و رکن 2 ارتش و ساواک) تشکیل می دادند.
5 - شاخه عمل: سازماندهی نیروهای نظامی و طراحی عملیات یک کودتا.
شاخه عمل که عملاً رکن اصلی سازمان نقاب را تشکیل می داد، زیر نظر یک شورای نظامی متشکل از سرهنگ محمد باقر بنی عامری، سرتیپ سرهنگ زاد نادری، سرتیپ آیت الله محققی، ستوان یکم ناصر رکنی (رابط نیروی هوایی و کودتا)، سرهنگ هادی ایزدی (رابط نیروی زمینی و کودتا)، استوار یکم محمد مهدی حیدری (رابط تیپ نوهد با کودتا)، علیرضا ژیان (رابط نیروی دریایی و کودتا) و تعدادی دیگر بود.
شاخه عمل به عنوان یک شاخه مادر، دربرگیرنده شاخه های زیر بود:
شاخه هوایی، شاخه لشکر 1، شاخه لشکر 2، شاخه لشکر 92 زرهی اهواز، شاخه نیروی دریایی و شاخه نوهد
(نقاب) برای ارزیابی مسائل و تصمیم گیری سه نوع جلسه برگزار می کرد:
1 - جلسات جمعی نظامی که حدود 10 الی 12 نفر در آن جلسات بودند و مطالب آن ابتدا در مورد نحوه عملیات تاکتیکی، پیشرفت کار، بویژه در مورد نیروی هوایی، دریافت اطلاعات از طریق عامل ساواک در مورد منزل امام (ره)، سپاه پاسداران و سایرین و تبادل نظر در مورد آنها، رفع اختلافات در مورد چگونگی عملیات نیروی زمینی و هوایی و هماهنگی آنها، ابلاغ اطلاعات رسیده از شاخه سیاسی در مورد هماهنگی های ابرقدرتها و دول غربی، تعیین مشاغل نظامی و نحوه کار فرماندهان پس از پیروزی کودتا.
2 - جلسات دو یا سه نفره بین واحدهای درگیر در عملیات کودتا، در این جلسات جزئیات مسائل کلی که در جلسات عمومی و جمعی مذاکره شده بود، مطرح می گردید و اشکالات آنها بررسی و برطرف می شد.
3 - جلسات شاخه سیاسی که همیشه یک نفر از گروه نظامی نیز در آن شرکت می کرد. در این جلسات اشکالاتی که باید با پاریس مطرح می شد و یا تدارکاتی که گروه نظامی احتیاج داشت و گروه سیاسی باید آنها را برطرف می کرد، و همچنین بررسی دستورات رسیده از پاریس مورد شور و گفتگو قرار می گرفت.

ستاد فرماندهی پاریس:

ستاد فرماندهی پاریس مرکب از عده ای از چهره های سیاسی و نظامی رژیم گذشته بود که ستاد نظامی شاپور بختیار را تشکیل می دادند. علاوه بر آنها، نمایندگان اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل و عراق نیز در ارتباط با ستاد بودند. وظیفه این ستاد علاوه بر ارائه طرح کلی کودتا و انجام هماهنگی ها و پشتیبانیهای مختلف جهانی با کودتا و برآوردن نیازهای مالی و لجستیکی سازمان بود.
تغییر در ساختار:
پس از سفر محمد باقر بنی عامری رئیس شاخه عمل به پاریس در اسفند 1358 و ارائه گزارش پیشرفت کار به شاپور بختیار که به تصویب اولویت کودتا انجامید، سازمان نقاب که به منظور مطالعه و زمینه سازی کودتا تشکیل شده بود دستخوش تغییر و تحول متناسب با کودتا گردید. ساختار جدید مرکب بود از:
1 شاخه نظامی 2 - شاخه سیاسی 3 - شاخه پشتیبانی

طرح عملیات کودتا:

از نظر رهبران نقاب، فتح تهران مساوی با پیروزی در سراسر کشور تلقی می شد.
آنان با تجربه و تصویری که از چگونگی کودتای 28 مرداد 1332 و پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 داشتند، تصور می کردند که با سقوط تهران، مراکز نظامی - اداری سایر شهرها، با توجه به ضرباتی که همزمان با عملیات تهران توسط شاخه های کودتا در سراسر کشور بر آنها وارد می شود و به تبعیت از تغییر قدرت در مرکز، با رهبران کودتا اعلام همبستگی، و منتظر فرمانهای (شورای نظامی) می شوند.
با این تصور، طبیعی تر این بود که مبدأ و مرکز عملیات کودتا در تهران شناسایی می شد.
در طرح کودتا پایگاه یکم نیروی هوایی در مهرآباد به عنوان مرکز ثقل کودتا انتخاب شده بود و بزرگترین نقطه قوت این پایگاه همان امتیازی بود که بزرگترین نقطه ضعف آن نیز محسوب می شد. پایگاه در تهران بود و این امتیاز بزرگی بود. اما این پایگاه در مناطق مسکونی محصور و در دسترس مردم بود و این ضعف بزرگی محسوب می شد. کودتاگران از این بیم داشتند که در روز عملیات پس از پروازهای نخستین و بمباران اهداف تعیین شده، مردم از هر سو به پایگاه هجوم ببرند و پس از خارج کردن پایگاه از دست محافظین، در سطح باندهای پرواز هواپیماها پراکنده شوند و امکان فرود و صعود را از هواپیماها بگیرند و کودتا با شکست مواجه شد، لذا آنان در صدد شناسایی پایگاهی برآمدند که:
1 - دارای هواپیما باشد.
2 - به تهران نزدیک باشد.
3 - خارج از شهر باشد.
4 - عناصر مستعد و قابل جذب داشته باشد.
5 - رهبران عملیات هوایی کودتا حداکثر آشنایی را با پرسنل و اماکن آن داشته باشند و با توجه به ویژگیهای یاد شده، (پایگاه شهید نوژه) توسط کودتا مطلوب تشخیص داده شد. این پایگاه نخست از نظر داشتن هواپیماهای قابل تجهیز به سلاح سنگین، بر پایگاه مهرآباد برتری داشت، دوم نزدیکترین پایگاه به تهران بود، سوم در 60 کیلومتری همدان (دور از دسترس مردم) قرار داشت، چهارم این که تیمسار آیت الله محققی، تیمسار سعید مهدیون، سروان حمید نعمتی، سروان بیژن ایران نژاد و ... در آنجا خدمت کرده بودند و اماکن و پرسنل پایگاه را می شناختند.