فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

مبارزات مردم الجزایر

در عصر حکومت استعمارگران فرانسوی بر الجزایر، برنامه های درازمدت اسلام زدایی و تحقیر مسلمانان انجام گرفت. از جمله این برنامه های استعماری، سیاست انضمام و همانندسازی برای محو وجوه مشخصه جامعه بومی از جمله حذف تشکیلات قوی حقوق اسلامی، جلوگیری از انجام فرائض دینی، حذف روشهای تدریس مدارس دینی و به دست گرفتن محاکم قضائی، تدوین برنامه های آموزش به سبک غرب، حتی مسیحی کردن مردم الجزایر را به مورد اجرا گذاشتند. برای مبارزه با این عوامل فساد شخصیتهای مسلمان برجسته ای چون عبدالقادر خزایه و عبدالمجید ابن بادیس قیام کردند.
عبدالقادر جزایری: مردم الجزایر به این شخص مبارز، قهرمان ملی لقب داده اند. او به سال 1248 هجری قمری که الجزایر در اشغال فرانسویان بود، علیه آنان دست به قیام زد. مردم او را پادشاه عرب یا (امیرالمؤمنین) نام نهادند. عبدالقادر علی رغم این که می گفت فرانسویها کافران حربی هستند و برای مقابله با آنها تنها دو راه وجود دارد، یا باید به پیروزی دست یافت یا به شهادت رسید چند معاهده مهم با فرانسویها امضا کرد. او در سال 1839 علیه فرانسویان اعلان جنگ داد و این مسأله باعث وحدت و همبستگی بیشتر الجزایریها شامل اعراب و بربرها شد.
جنگهای یادشده باعث گسترش قلمرو الجزایر و شکست دشمن شد، به نحوی که ناگزیر از ترک جنگ گردید. در سالهای بعد نیز جنگهای دیگری درگرفت. یکی از آنها در سال 1843 بود که در نهایت منجر به شکست عبدالقادر شد و او بناچار به مراکش پناهنده شد.
پادشاه وقت مراکش بر اثر شکست از فرانسویها، عبدالقادر را رها کرد و او با بازگشت به سرزمین خویش به فعالیتهای جدیدی دست زد که مؤثر نیفتاد و سرانجام نیز به سال 1847 به اسارت فرانسویها تن در داد.
عبدالقادر در 1852 از اسارت فرانسویها آزاد گردید و در بعضی از اسناد تاریخی آمده است که سرانجام به دوستی با فرانسویها تن در داد.
عبدالمجید بن بادیس: او مؤسس (جمعیت العلماء المسلمین) می باشد. جامعه یا اتحادیه مذکور به رهبری این شخصیت مهم در دفاع از هویت اسلامی و حفظ فرهنگ ملی بیش از هر نهاد و سازمان دیگری فعال بوده است.
در سال 1932 جامعه علما تحت شعار (الجزایر میهن من، عربی زبان من و اسلام دین من است) با همکاری گسترده اقدام به تأسیس حدود 600 مدرسه قرائت قرآن کرد.
مردان مبارز و بزرگی نظیر (شیخ بشیر الابراهیمی) و یا (شیخ ابومردان بونی) که امام مسجد بودند، و رهبری مبارزات را بر عهده داشتند، مسجد را مرکز فرماندهی خود قرار دادند و با اتکا به روح اسلام با فرانسویان مبارزه را شروع کردند.
قیام مردم مسلمان الجزایر در مقابل اشغالگران فرانسوی از همان بدو تجاوز دشمن آغاز و تا بیرون راندن آنان تقریباً به طور پیوسته ادامه یافت.
سیر زمانی و توالی انقلابها و قیامهای مردم الجزایر اجمالاً به شرح زیر بوده است:
47 - 1830 میلادی قیام شیخ عبدالقادر جزایری همراه با پدرش محی الدین حسنی
47 - 1845 میلادی قیام ابومعزه در کوههای ظهره
54 - 1852 میلادی قیام محمد بن عبدالله در جنوب. این قیام سپس به مدت 20 سال توسط پسر وی سیدی سلیمان ادامه یافت
54 - 1851 میلادی قیام ابوبغلة در منطقه قبائل
1857 میلادی قیام لا لا فاطمه در منطقه جرجره
1859 میلادی قیام بنی سناسن در مرز مراکش
1863 میلادی قیام اولاد و قبائل سیدی شیخ در جنوب
71 - 1870 میلادی قیام شیخ حداد و مقرانی
1916 میلادی قیام اوراس
1945 میلادی قیام بزرگ منطقه قسطنطنیه که طی آن 45000 مسلمان الجزایری کشته شدند. این قیام توسط خالد الجزایری یکی از نوادگان امیر عبدالقادر صورت گرفت.
سرانجام از اوائل نوامبر 1954 انقلاب الجزایر به طلایه داری جبهه آزادیبخش ملی تحقق یافت. بر اساس اسناد و مدارک موجود قیامها و نهضتهای دیگری نیز صورت گرفت که اهداف عمده این قیامها اخراج فرانسویان از سرزمین الجزایر و حفظ آداب و سنن اسلامی و قومیت عربی بوده است.

پیروزی نهایی

در جنگ جهانی دوم، الجزایر که هنوز مستعمره فرانسه بود، به کشورهای متفق پیوست و در سالهای 1943 ژنرال دوگل به عنوان رهبر دولت در تبعید فرانسه مقر خود را در شهر الجزیره قرار داد و این شهر تا سال 1944 به عنوان پایتخت موقت دولت فرانسه درآمد. در سال 1959 دوگل به کشور الجزایر خودمختاری اعطا کرد، لیکن مبارزان به جهاد بی امان خویش برای به دست آوردن استقلال ادامه دادند، تا این که دوگل در سال 1962 قرارداد معروف (اویان) را که متضمن استقلال الجزایر بود به امضا رسانید و این کشور پس از سالها تلاش بی امان و با دادن بیش از یک میلیون کشته در 5 ژوئیه سال 1962 به استقلال رسید و دارای حکومت جمهوری شد که ریاست آن را احمد بن بلا به عهده گرفت.
پس از کسب استقلال، حرکتهای مرموزی نیز در این کشور رخ داد، از جمله هواری بومدین وزیر دفاع این کشور در سال 1965 پس از یک کودتای نظامی به قدرت رسید و پس از مرگ او، شاذلی بن جدید در سال 1978 به ریاست جمهوری نائل شد.
جبهه نجات اسلامی به رهبری عباس مدنی در انتخابات ژوئن 1990 الجزایر پیروزی بزرگی به دست آورد به طوری که اداره محلی حدود 22 حوزه از مجموع 48 حوزه شهری این کشور به دست جبهه نجات اسلامی افتاد.
پس از این انتخابات، دولت شاذلی بن جدید تصمیم گرفت مبارزه دامنه داری را علیه جبهه نجات اسلامی شروع کند.
با شروع بحران خلیج فارس در ماه اوت 1990 و اشغال کویت توسط عراق، اوضاع الجزایر به صورت بی سابقه ای تحت تأثیر این بحران قرار گرفت. ترس و نگرانی دولت از پیروزی جبهه نجات در انتخابات پارلمانی و شهرداریها و به دنبال فشار خارجیها و نظامیان بر دولت نتایج انتخابات لغو شد و رهبران جبهه نجات اسلامی دستگیر شدند. این امر سبب بروز درگیریها و خشونتهای شدید داخلی گردید که تاکنون (سال 1377 شمسی، 1998 میلادی) ادامه دارد.
بر اساس قانون اساسی 1976 الجزایر، تنها حزب سیاسی قانونی کشور، جبهه آزادیبخش ملی (جبهة التحریر الوطنی) است که ائتلاف آزادی بین گروههای ناسیونالیستی فعال در مبارزات استقلال الجزایر علیه فرانسه و دخیل در رهبری این مبارزات مسلحانه، به حساب می آید. با این حال از استقلال به این سو این حزب جهت یابی و پویایی خود را از دست داده و از جهات متعدد به صورت یک حزب بی پیام و بی رسالت درآمده است. کیفیت رهبری این حزب نیز به واسطه دسته بندیها و مبارزات و مخاصمات گروهی، رو به انحطاط گذاشته است. این حزب، جهان بینی و طرز نگرش سوسیالیستی دارد، ایدئولوژی سیاسی آن در سال 1972 تحت عنوان (سانترالیسم دموکراتیک) تعیین شده و وظایف ویژه آن بسط و توسعه جهت دهی و راهنمایی و انگیزش و نظارت بر دولت و نه جانشین سازی خود به جای دولت توصیف شده است. این حزب توسط دبیرخانه اجرایی که متشکل از پنج عضو است اداره می شود. عضویت در این حزب بر اساس 17 فدراسیون، 109 بخش یا دایره و 112 کمون یا بلدیه تقسیم شده است. حزب مزبور به یک دبیرخانه، یک کمیته مرکزی، یک دفتر سیاسی فدراسیونها، دوایر و قسمتها تقسیم گردیده است. دبیرکل این حزب خود به خود کاندیدای ریاست جمهوری نیز خواهد بود. زیر چتر جبهه آزادیبخش ملی، تعدادی سازمانهای فراگیر نظیر سازمان جوانان جبهه آزادیبخش ملی (منطقة شباب جبهة التحریر الوطنی) و اتحاد ملی زنان الجزایر (الاتحاد الوطنی النساء الجزائریات) فعالیت می کنند.
در پی شورشهای اکتبر 1988 الجزایر، شاذلی بن جدید قول انجام اصلاحات و تجدیدنظر در قانون اساسی را داد. در 23 فوریه 1989 نظام سیاسی از حالت تک حزبی به دموکراسی چند حزبی تبدیل شد و در پی آن احزاب جدید بتدریج اعلام موجودیت کردند.
جبهه نجات اسلامی که پنج ماه بعد از شورشهای اکتبر 1988 تشکیل شد در اساسنامه خود ضمن تأکید بر حمایت از وحدت اسلام و خارج کردن الجزایر از عقب ماندگی، اسلام را به عنوان جانشین ایدئولوژیهای وارداتی و حلال مشکلات الجزایر دانسته است.
این جبهه در تاریخ اول مارس 1989 در مسجد (عبدالحلیم بن بادیس) اعلام موجودیت کرد. ریاست جبهه نجات اسلامی را عباس مدنی که استاد فلسفه است بر عهده دارد. ارگان رسمی جبهه نجات اسلامی (المنقذ) نام دارد که بیانگر نقطه نظرات رسمی رهبران این جبهه می باشد.

عباس مدنی رهبر جبهه نجات اسلامی

عباس مدنی رهبر جبهه نجات اسلامی در سال 1931 در (سیدی اوکیا) واقع در جنوب شرقی الجزایر چشم به جهان گشود. پیش از قدم گذاردن به راه سیاست و تعهد به نهضت ملی گرا، از شاگردان مشهور مکتب قرآن بوده است. معهذا عدم موفقیت وی در عملیات بمب گذاری در مرکز رادیو الجزیره در روز آغاز جنگ استقلال در اول نوامبر 1954 باعث شد تا تمامی طول هفت سال مبارزه را در زندان سپری کند. مدنی پس از کسب بورسیه از دولت مستقل، موفق به کسب مدرک دکترا در علوم تربیتی شد. بدین ترتیب راه به مؤسسه علوم اجتماعی الجزیره یافت و آن را به یک ذخیره مبارزه اسلام گرا در خدمت اسلام سیاسی تبدیل کرد.
صعود برق آسا و اشتهار نامش در پی شورشهای خونین اکتبر 1988 آغاز و در همین هنگام برخلاف تصمیم اتخاذ شده از سوی رهبران اسلامگرا ایجاد نخستین حزب اسلامی الجزایر (جبهه نجات اسلامی) را اعلام داشت.
جبهه نجات اسلامی در سپتامبر 1989 مشروعیت یافت و به سرعت صدها هزار عضو در میان جوانان فقیر و مستضعف کشور به خود جذب کرد. جوانانی که هر جمعه هزاران هزار نفر از آنان در مساجد و اطراف آنها به گرد عباس مدنی و علی بلحاج نفر دوم جبهه جمع می شدند. در ژوئن 1990 مدنی نیروهای بی قرار خود را به نخستین پیروزی انتخاباتی رهنمون شد و آرای نخستین انتخابات محلی چند حزبی الجزایر را از هنگام استقلال این کشور در سال 1962 به خود اختصاص داد. وی در این حال جبهه نجات اسلامی را امانتدار مشروعیت مردم در مقابل جبهه آزادیبخش ملی، حزب واحد سابق که از 30 سال قدرت مطلق، دیگر فرسوده شده بود، معرفی کرد. دعوت مردم به برپایی یک اعتصاب عمومی نامحدود در مه و ژوئن 1991 که به منظور وادار کردن شاذلی بن جدید به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و قانونگذاری پیش از موعد انجام گرفت، به رویارویی با ارتش انجامید و... به برقراری حکومت نظامی در 5 ژوئن 1991 و بازداشت رهبران عمده اسلامگرا از جمله عباس مدنی و علی بلحاج منجر شد. چند ماه بعد، جبهه نجات اسلامی به رغم از دست دادن رهبران خود تحت رهنمودهای دو تن از نزدیکان عباس مدنی یعنی (عبدالقادر حشانی) مهندس شیمی و (رابح کبیر) در دسامبر 1991 در نخستین انتخابات قانونگذاری چند حزبی به پیروزی دست یافت. موج پر تلاطم اسلامگرایان، نگرانی شدیدی در صفوف سران مملکتی و حامیان جناح دموکراتیک آنها فراهم آورد و به دنبال آن شاذلی بن جدید از قدرت کناره گرفت، رأی گیری متوقف شد و حالت بحران سیاسی در الجزایر برقرار گردید.
انحلال جبهه نجات اسلامی در آوریل 1992 راه را برای به وجود آمدن گروههای مسلح اسلامی گشود.
بر اساس آمار رسمی درگیریهای متعدد میان این گروهها با نیروهای نظامی الجزایر هزاران کشته و زخمی تاکنون بر جای گذاشته است.