فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

قطعنامه 616 شورای امنیت (1988)** شورای امنیت و جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران - عباس هدایتی خمینی - 1370 دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی - ص 222 - 225***

شورای امنیت پس از استماع سخنان دکتر ولایتی و جرج بوش در جلسه شماره 2821 خود در تاریخ 20 ژوئیه 1988 (29/4/1367) طرح قطعنامه پیشنهادی را به عنوان قطعنامه شماره 616 تصویب کرد. متن قطعنامه به شرح زیر است:
(شورای امنیت، با بررسی نامه مورخه 5 ژوئیه 1988 جانشین نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران خطاب به رئیس شورای امنیت و با استماع بیانات نماینده جمهوری اسلامی ایران، وزیر امور خارجه علی اکبر ولایتی و سخنان نماینده ایالات متحده آمریکا معاون رئیس جمهور جرج بوش، با ابراز تأسف عمیق از این که یک هواپیمای غیر نظامی (ایران ایر) در پرواز برنامه ریزی شده بین المللی 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسیله موشک شلیک شده از ناو جنگی ایالات متحده آمریکا (وینسنس) منهدم گردید، با تأکید بر ضرورت تبیین حقایق سانحه توسط بازرسی بی طرفانه، با اضطراب عمیق از تشنج دائم التزاید در منطقه خلیج (فارس)،
1 - تأسف عمیق خود را از ساقط ساختن هواپیمای غیر نظامی ایران به وسیله موشکی که از یک ناو جنگی آمریکا شلیک شده و تسلیت عمیق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگیز جان انسانهای بی گناه ابراز می دارد.
2 - همدردی صمیمانه خود را به خانواده های قربانیان سانحه غم انگیز و دولتها و کشورهای آنان اعلام می دارد.
3 - از تصمیم سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری در پاسخ به درخواست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایجاد گروه تحقیق برای بررسی تمام حقایق موجود و جنبه های فنی زنجیره حوادث مربوط به این پرواز و انهدام هواپیما و همچنین از اعلام ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیمشان برای همکاری با بررسی سازمان هواپیمایی کشوری استقبال می کند.
4 - از تمامی اعضای کنوانسیون 1944 شیکاگو در مورد هواپیمای کشوری بین المللی درخواست می کند که در همه شرایط مقررات و رویه های سلامت هوانوردی کشوری بویژه ضمائم آن کنوانسیون به منظور جلوگیری از چنین پیشامدهایی را دقیقاً مراعات نمایند.
5 - لزوم اجرای فوری و کامل قطعنامه 598 (1987) شورا را به عنوان تنها مبنای حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار منازعه میان ایران و عراق ابراز و پشتیبانی خود را از دبیرکل برای اجرای این قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همکاری با دبیرکل برای تسریع در اجرای طرح اجرایی او می نماید.)
در بررسی این قطعنامه، صرف نظر از کاربرد نام ناقصی به جای خلیج فارس و قطع نظر از ارتباطی که در قطعنامه بین مسأله جنگ و ساقط ساختن هواپیمای ایرانی ایجاد شده و یا پیش بینی نشدن محکومیت و جبران خسارت وارده و سایر مسئولیتهای ناشی از حمله مشاهده می شود که شورای امنیت از شورای ایکائو با آن که یک مرجع فنی و تکنیکی و بالاترین ارگان مسئول امنیت و سلامت پروازهای بین المللی است، به دنبال درخواست جمهوری اسلامی ایران برای تشکیل جلسه و رسیدگی به موضوع و پس از بررسی در تاریخ 23/4/1367 (14 ژوئیه 1988) به صدور بیانیه بسنده کرد و در آن ضمن ابراز تأسف عمیق و همدردی و با تأکید بر اصل عدم کاربرد زور علیه هواپیماهای غیر نظامی کاربرد سلاح علیه یک هواپیمای مسافری (بدون ذکر جزئیات) را تقبیح کرد و هیأتی را مأمور رسیدگی به موضوع نمود. قطعنامه شورای امنیت از نظر محتوا و کلمات به کار رفته در آن، از بیانیه شورای ایکائو قوی تر و محکم تر است. مضافاً این که با توجه به ساختار شورای امنیت و جو فشار و تهدیدی که در هنگام تصویب قطعنامه 616 علیه جمهوری اسلامی ایران وجود داشت و نیز وضعیت جبهه های جنگ، می توان صدور قطعنامه 616 را نوعی موفقیت برای جمهوری اسلامی ایران به حساب آورد. جمهوری اسلامی ایران علاوه بر شورای امنیت و شورای ایکائو شکایت خود را در دیوان بین المللی دادگستری لاهه نیز مطرح کرد.
در بررسی سانحه مشخص شد که هواپیمای مسافری بر فراز آبهای سرزمینی ایران مورد هدف واقع، و در حوالی جزیره هنگام سقوط کرده است. و در این تهاجم ناو وینسنس به آبهای سرزمینی ایران تجاوز کرده است. قبل از این واقعه نیز توسط نیروهای آمریکایی، به هواپیماهای گشت ایرانی از لحظه برخاستن از باند بندرعباس تا لحظه فرود اخطار داده می شد. معنای این اقدام آن است که نیروهای آمریکایی حتی بر فراز خاک جمهوری اسلامی نیز هواپیماهای ایرانی را مورد تهدید قرار می دادند در 8 ژانویه 1988 امریکاییان مرتکب نقض حریم هوایی ایران برای رهگیری شدند. از دیگر سو نیروهای آمریکایی بدون مجوز شورای امنیت در منطقه حضور پیدا کرده و با نقض بی طرفی در خلیج فارس علیه ایران و به نفع عراق عملاً در کار بازرسی کشتیها از سوی جمهوری اسلامی ایران ممانعت به عمل می آوردند و نیز در مقابل تهاجم عراق به کشتیهای تجاری ساکت و در برابر عمل متقابل ایران عکس العمل نشان می دادند و تا آنجا پیش رفتند که سکوهای نفتی ایران و کشتی ایران (ایران اجر) را مورد حمله قرار داده و به آتش کشیدند.
ماده 2 (4) منشور ملل متحد کلیه اعضا را از تهدید به زور یا استعمال زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری که با مقاصد ملل متحد مباینت داشته باشد، منع نموده است.
نیروهای نظامی آمریکا مستقر در آبهای خلیج فارس و دریای عمان در زمان حادثه و قبل از آن عملاً تمامیت ارضی ایران را با استفاده از انواع ترفندها مورد تجاوز قرار داد و به انحاء مختلف کشتیها و هواپیماهای ایران را مورد تهدید قرار داد.
حمله آمریکا به هواپیمای مسافری در حریم هوایی ایران و در مسیر هوایی بین المللی مشخص و اعلام شد که نقض قاعده حقوقی عدم توسل به زور و همچنین نقض آشکار تمامیت ارضی یک دولت عضو سازمان ملل می باشد. همچنین مصداق کامل تجاوز مندرج در بند (ب) ماده 3 ضمیمه قطعنامه تعریف تجاوز مورخه 1974 مجمع عمومی سازمان ملل می باشد که به استناد آن کاربرد هر نوع سلاح توسط یک دولت علیه سرزمین دولت دیگر، محاصره بنادر یا سواحل یک دولت نیروهای مسلح دولتی دیگر را، از مصادیق تجاوز دانسته است و بالاخره بند (ت) ماده مزبور مبین آشکار تجاوز آمریکا به ناوگان هوایی دولت جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود.
هر چند مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامه 3314 توجه شورای امنیت را به تعریف تجاوز جلب و به آن توصیه کرده است که در احراز تجاوز، تعریف مزبور را به نحو مقتضی راهنمای خود قرار دهد، اما عملاً شورای امنیت در قضیه مطروحه با جو حاکم بر شورا از کنار قضیه گذشته و دولت ایران را به اجرای قطعنامه 598 سوق داده است و نهایتاً حمایت کامل نسبت به ایمنی هواپیماهای بین المللی و بویژه ممنوعیت مطلق توسل به زور که در ضمیمه دوم کنوانسیون شیکاگو مورد تأکید قرار گرفته و به صورت قاعده مسلم حقوق بین الملل درآمده است از طرف شورای امنیت کاملاً نادیده گرفته شده است.
عنصر تخصصی سازمان ملل متحد یعنی ایکائو** ایکائو International Civil Aviation Organizationسازمان هواپیمایی کشوری بین المللی.
قرارداد مربوط به تأسیس سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری در هفتم دسامبر 1944 در شیکاگوی ایالات متحده به امضا رسید و بعد از تصویب 26 کشور در سال 1947 سازمان مزبور رسمیت یافت. ایران در 7 دسامبر 1944 به عضویت آن در آمد.*** نیز از مسائل سیاسی به دور نمانده و به جای بررسی فنی و ارائه طریق به شورای امنیت به ابراز تأسف و تسلیت به بازماندگان سانحه پرداخت** شورای ایکائو در تاریخ 23/4/1367 / 14 ژوئیه 1988 با صدور بیانیه ای ضمن ابراز همدردی با تأکید بر اصل عدم کاربرد زور علیه هواپیماهای غیر نظامی کاربرد سلاح علیه یک هواپیمای مسافری (بدون ذکر جزئیات) را تقبیح کرد.***.
به دلیل حاکمیت چنین اوضاعی بر سازمان ملل متحد، آمریکا پس از سرنگونی هواپیما اعلام نمود که در نظر ندارد هیچ تجدید نظری در دستورات جنگی موجود به عمل آورد و با تشکیل نیروهای تحت فرمان شورای امنیت برای برقراری امنیت در خلیج فارس بکرات مخالفت کرد.

سالروز استقلال الجزایر

14 تیر 1341 / 5 ژوئیه 1962

الجزایر دهمین کشور بزرگ دنیا است که در شمال آفریقا واقع و از نظر وسعت دومین کشور قاره آفریقا محسوب می شود. مساحت آن 741،381،2 کیلومتر مربع می باشد. فاصله شرق به غرب الجزایر 2414 کیلومتر و جنوب تا شمال آن 2092 کیلومتر و طول سواحلش با دریای مدیترانه 1104 کیلومتر تخمین زده شده است و دارای 7476 کیلومتر مرز بین المللی می باشد. این کشور با تونس 958 کیلومتر، با لیبی 982 کیلومتر، با مراکش 1637 کیلومتر، با نیجر 956 کیلومتر، با مالی 1376 کیلومتر و با موریتانی 463 کیلومتر مرز مشترک دارد. الجزایر از نظر اقلیمی به 3 ناحیه متفاوت، بخش ساحلی، فلات مرکزی، و ناحیه صحرایی تقسیم شده است. آب و هوای آن در بخش شمال دارای تابستانهای گرم و خشک و زمستانهای مرطوب و معتدل است. جمعیت الجزایر 29183032 نفر (1997) و پایتخت آن الجزیره 1507000 نفر جمعیت دارد.
در الجزایر بربرها و اعراب از نظر نژادی و ترکیب قومیت از اکثریت 99 درصد برخوردارند که هویت عربی یافته اند و زبان رسمی عربی است و زبانهای بربر و فرانسه نیز رواج دارد. زبان دوم مردم زبان فرانسه می باشد که یادگار دوران سلطه استعماری فرانسه بر این سرزمین است، اسلام دین رسمی مردم الجزایر (99 درصد سنی) است. امروزه اقلیتی مسیحی و یهودی نیز در این کشور وجود دارند.
الجزایر با دو کشور مراکش و تونس در جمع (المغرب) نامیده می شود. این سرزمین از آغاز تاریخ، مسکن و مأوای بربرها بوده است. در حدود قرن 12 قبل از میلاد فنیقیها آن را به تصرف خود درآوردند و کارتاژها نیز به مدت 6 قرن بر آن حکمرانی کردند. در سال 146 قبل از میلاد تحت تسلط امپراتوری روم بود و سپس زیر سیطره حکومت بیزانس (روم شرقی) قرار گرفت. در قرن هفتم میلادی برابر با اواسط قرن اول هجری این کشور به تصرف مسلمانان درآمد و سالهای متمادی مسلمین بر آن حکم راندند و اکثریت مردم این کشور به اسلام روی آوردند و زبان عربی را به عنوان زبان رسمی و زبان رایج به رسمیت شناختند. بعدها دیگر اقوام این کشور نیز بتدریج با اعراب آمیختند و تمامی تحت نفوذ فرهنگ و تمدن عالی اسلامی قرار گرفتند.
در طی اعصار و قرون متمادی چند سلسله از امرای محلی بر این سرزمین حکم راندند که مهمترین آنها (المروارید) و (المحدث) می باشند که با پشتیبانی دولت مراکش تأسیس شده بودند. سپس استعمار اسپانیا پیدا شد. این امر با نارضایتی بسیار مردم روبرو، و موجب شورشهای فراوانی گردید. در قرن 16 میلادی الجزایر به تصرف دولت عثمانی درآمد و در سال 1830 میلادی فرانسویان با یک بهانه واهی سعی در تسخیر این کشور مسلمان نشین کردند که با مقاومت شدید مردم روبرو شدند.
فکر عملی اشغال الجزایر از جانب فرانسه به سال 1827 میلادی باز می گردد که به دنبال اقدام (ناپلئون بناپارت) برای اشغال جزیره مالت قوت گرفت. از سال 1808 نهادهای فرانسوی کار تهیه نقشه و پروژه کامل اشغال الجزایر را در اجرای دستورات ناپلئون اول آغاز کردند. در 5 ژوئیه 1830 الجزایر به اشغال فرانسه درآمد. و مقامات ترک، که به بر این کشور حکومت می کردند و آن را جزء قلمرو عثمانی درآورده بودند از این کشور اخراج شدند. به علت سرنگونی خاندان (بوربون) و سقوط دولت در فرانسه، طرح واگذاری قسمتهای دیگر الجزایر به یک کنگره اروپایی به منظور تصمیم گیری در مورد آینده آن منتفی شد و چهار سال تصمیم گیری به تعویق افتاد. در سال 1834 نیز دولت فرانسه به دنبال گزارش یک کمیسیون ویژه، تصمیم به الحاق الجزایر به فرانسه گرفت و برای اجرای این طرح، فرماندار کل برای این کشور منصوب کرد. در طی ربع قرن بعدی تاریخ الجزایر در راستای تثبیت استیلای فرانسه بر این کشور و انضمام کامل آن بوده است، و علی رغم مقاومت شدید و مخالفت مردم صورت گرفت.
(امیر عبدالقادر الجزایری) یکی از رهبران و مجاهدان برجسته مسلمانان بود که با نیروهای خود مقاومت جانانه ای را بخصوص در نواحی غربی کشور از خود نشان داد. فرانسه پس از آن که استیلای خود را بر الجزایر کامل کرد، در سال 1857 با سرعت در جهت اجرا و تحقق اهداف خود گام برداشت و این کشور را به صورت قسمتی از خاک فرانسه در ساحل شمالی آفریقا درآورد و آن را پایگاهی به منظور تسلط بر سایر کشورهای اسلامی منطقه و به استثمار کشاندن آنها قرار داد.
در سال 1900 دولت فرانسه به الجزایر خودمختاری اداری و مالی داد که از طریق هیأتی به نام کارگزاران مالی اعمال می شد که اعضای 3/2 (دو سوم) آن را مستعمره نشینان اروپایی و 3/1 (یک سوم) دیگر را الجزایریها تشکیل می دادند. طی هفتاد سال از 1830 تا 1900 مردم مسلمان الجزایر از نظر اقتصادی در تنگنا، و از نظر فرهنگی و اجتماعی نیز در مراتب پایینی بودند.
جنگ علیه فرانسویان توسط مجاهدان الجزایری تا قرن بیستم ادامه یافت و بعد از جنگ جهانی اول با رهبری علمای مسلمان و دانشجویان و سپس با ورود مردم شدت یافت. نقش علما همچون (شیخ ابراهیمی) و (ابن بادیس) تعیین کننده مبارزه و جهاد بوده است.
جنگ جهانی دوم اثر منفی بر جهاد ملت مسلمان الجزایر گذاشت. فرانسویان مخفیانه با عناصر محافظه کار تماس گرفتند و با هم کنار آمدند. معروف ترین این عناصر (فرحت عباس) بود که (جمعیة البیان و الحریه) را به منظور ایجاد حکومت خودمختار و فدرالی با فرانسه تأسیس کرد. اما مردم الجزایر به ماهیت آنان پی بردند و در سال 1945 تظاهرات گسترده ای ترتیب دادند و ضمن آن خواهان استقلال کامل از فرانسه شدند. در طی تظاهرات حدود 15 هزار شهید در شهرهای مسطیف و قاعله به خاک و خون غلطیدند و در مقابل 100 سرباز فرانسوی نیز کشته شدند و متعاقب این تظاهرات و توقیف فرحت عباس و انحلال جنبش و دوستداران بیانیه آزادی بسیاری از رهبران ناسیونالیست متقاعد شدند که توسل به قوه قهریه را به عنوان تنها راه حصول به هدفشان انتخاب کنند. در مارس 1946 فرحت عباس آزاد شد و اتحادیه دموکراتیک بیانیه الجزایر را به منظور فراهم آوردن مقدمات و زمینه تشکیل دولت خودمختار و غیر مذهبی الجزایر در چارچوب ممالک متحده فرانسه تأسیس کرد. این اتحادیه علی رغم موفقیتهایی که در انتخابات مجلس فرانسه به دست آورد، به هیچ یک از اهداف یاد شده دست نیافت، لذا در سپتامبر 1946 از مجلس فرانسه خارج و در انتخابات بعدی نیز شرکت نکرد.