فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

خاندان وی

پدر علامه امینی، حجت الاسلام حاج میرزا احمد امینی (1287 - 1370 ق) - چنانکه یاد شد - خود از افاضل و عالمان نامی تبریز بود، که موقعیت علمی وی از طرف فقهایی چون آیت الله میرزا علی آقای شیرازی و حاج میرزا علی ایروانی (شاگرد روحانی انقلابی، میرزا محمد تقی شیرازی م 1338 ق) مورد تأیید قرار گرفته بود. او شخصیتی بود برجسته که به حسن سیرت و تقوی موصوف و عمری را به ورع و پرهیزکاری گذرانیده بود. علامه حاج شیخ آقا بزرگ تهرانی، شرح حال وی را در (طبقات اعلام الشیعه) (نقباء البشر، ج 1/124) آورده است و از جمله گوید: (هو الشیخ المیرزا احمد بن المولی نجفعلی الامینی التبریزی، عالم فاضل، و له تعلیقة علی (المکاسب) کان مولعا بالکتابة و الاستنساخ، کتب بخطه کتباً کثیرة من تألیف القدماء، مثل (صفات الشیعه) للصدوق ... و کان جمیل الصورة حسن الخلق ... ذکره الشیخ محمد خلیل الزین فی مقدمة (شهداء الفضیلة) و هو والد العلامة الشیخ عبد الحسین الامینی، صاحب الغدیر و غیره)
نیای علامه امینی، مولی نجفعلی مشهور به امین الشرع (1257 - 1340 ق) نیز از فاضلان و متقیان تبریز بود. او علاقه ای شدید به گردآوری کلمات ائمه اطهار داشت و در این مقوله، مجموعه هایی چند گرد آورده بود. به فارسی و ترکی نیز شعر می سرود. و نسبت این خاندان به (امینی)، از همین لقب (امین الشرع) نیای آنان بود. بدین گونه خاندان علامه امینی، خود خاندانی بود اهل علم و فضل و تقوی و اخلاق و دارای سابقه در خدمات دینی.
عبدالحسین همان گونه که دروس متداول حوزه های علمیه را فرا می گرفت و به حفظ اشعاری چون (الفیه ابن مالک) در علم نحو می پرداخت، در سایه هدایت پدر اشعاری هم از بزرگان دین حفظ کرد. از اولین شعرهایی که پدر، فرزند و شاگردش را به آموختن و حفظ آن تشویق کرد، شعری از حضرت علی (علیه السلام) بود که در این ابیات حضرت خود را معرفی نموده اند **الغدیر - علامه امینی - ترجمه محمدتقی واحدی - جلد سوم - ص 43***:

محمد النبی اخی و صنوی - و حمزة سیدالشهداء عمی
و جعفر الذی یضحی و یمسی - یطیر مع الملائکة ابن امی
و بنت محمد سکنی و عرسی - منوط لحمها بدمی و لحمی
و سبطا احمد ولدای منها - فانکم له، سهم کسهمی
سبقتکم الی الاسلام طرا - علی ما کان من فهمی و علمی
فاوجب لی ولایتة علیکم - رسول الله یوم غدیر خم
فویل ثم ویل ثم ویل - لمن یلقی الاله غدا بظلمی

ترجمه:
محمد پیامبر خدا(ص)، برادر مهربان و پدر زن من است و حمزه سرور شهیدان عموی من.
و جعفر، آن که روز و شب با فرشتگان هم پرواز است پسر مادر من است.
دخت پیامبر (ص)، مایه آرامش دل و همسر من است خون و گوشت او با خون و گوشت من بستگی دارد.
و دو نوه پیامبر(ص)، پسران من و فاطمه اند به من بگویید کدامیک از شما چنین بهره ای دارید؟
پیش از همه شما آگاهانه اسلام اختیار کردم.
و پیامبر خدا(ص)، در روز غدیر خم، به امر خدا، ولایتم را بر شما واجب نمود.
پس وای بر آن که در روز بازپسین به ملاقات خدا رسد، در حالی که به من ظلم نموده باشد** الغدیر، علامه امینی - ج 3، ص 43 - 44***.
***
این اشعار در جواب نامه معاویه است که خود را این گونه تعریف نموده بود:
من دارای فضایلی هستم، پدرم در جاهلیت، بزرگ و آقا بود، در اسلام به پادشاهی رسیدم. خویشاوند پیامبر، دایی مؤمنان و نویسنده وحی الهی هستم.
امام علی (علیه السلام) چون دید پسر هند جگرخوار این همه فضایل برای خود می شمارد این ابیات را در جواب نامه او فرستاد. معاویه تا اشعار را خواند دستور داد که از دسترس مردم شام دور نگهداشته شود که مبادا به آن بزرگوار متمایل گردند.
بیهقی می گوید: (حفظ این اشعار بر همه شیعیان علی (علیه السلام) لازم است تا مفاخر آن حضرت را بدانند.)
شیخ عبدالحسین به مسائل اعتقادی و علوم دینی خصوصاً مباحث امامت و رهبری علاقه نشان می داد و شیفته سخنان پدر و استادش در این باره بود.
اهتمام به قرآن و حدیث بخصوص به نهج البلاغه وی را عاشق امام علی (علیه السلام) کرد. قرآن و نهج البلاغه دو کتاب گرانقدر برای این محصل جوان بود. وی این دو کتاب را بارها مطالعه و در معانی آن ها دقیق شد. گاهی به هنگام مطالعه این دو کتاب می گریست و نم نم اشک بر گونه اش جاری می شد و حقایق تابناک این دو کتاب چون دری گرانمایه در سینه وی ثبت می گردید.
عشق به امام علی (علیه السلام) و علاقه به تحصیلات عالی، وی را به کوی عشق هدایت کرده بود. امینی هواخواه علی (علیه السلام) بود خود می دانست که علی (علیه السلام) او را به شهر خویش فراخوانده است. او همواره زیر لب زمزمه می نمود:
ملک در سجده آدم، زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
شهر نجف با سابقه دیرینه از عصر شیخ طوسی مهد علم و تقوی و فضیلت بود و بزرگ دانشگاه عالم تشیع محسوب می گشت و مکان مناسبی برای تحصیل علوم اسلامی بود.
در ایران اوضاع آشفته ای حاکم بود، رضاخان در صدد خلع احمد شاه و رسیدن به سلطنت بود. مجلس شورای ملی نیز به دو گروه هواداران رضاخان به رهبری (تدین) و مخالفین او به رهبری شهید مدرس تقسیم شده بود. جو حاکم بر کشور جو اختناق و خفقان بود و زمینه مساعدی برای تحصیل و تدریس علمای اسلام وجود نداشت. امینی که با هجرت به نجف اشرف در صدد تکمیل معارف الهی بود در بدو ورود در محضر درس حضرات آیات سید محمد فیروزآبادی (متوفی 1345 هجری قمری) و سید ابوتراب خوانساری (متوفی 1346 هجری قمری) حاضر شد و به فراگیری حقایق مکتب توحید پرداخت.

اولین تألیف علامه

علامه امینی در اولین تألیف خویش ابداع و ابتکاری به کار برد که پیش از آن کسی به انجامش موفق نشده بود. با تألیف گرانبهای شهداء الفضیلة در سال 1335 ه.ق گوی سبقت را از همگان ربود و بر گذشتگان و معاصران خویش برتری یافت. از کتابهای قدیمی خطی کمیاب گزارشاتی درباره علمای گذشته و قریب العهد که در راه حق شهید شده اند فراهم آورد و به جاودانگی رساند.
علامه امینی با تألیف کتاب (شهداء الفضیلة) پرچمدار علم، مظهر راستی و صفا، مدافع حریم ولایت و امامت و مجاهدی نستوه شناخته شده، و از این رو مورد توجه دانشمندان عصر خود قرار گرفت. حضرات آیات سید ابوالحسن اصفهانی، حاج آقا حسین طباطبایی قمی، شیخ محمد حسین غروی اصفهانی و علامه محقق شیخ آقا بزرگ تهرانی هر یک با تمجید و تقریظی علامه مجاهد را آن گونه که شایسته بود ستودند. علامه در آن موقع بیش از سی و سه سال نداشت و با القابی چون (العلامة البارع، علم الیقین، جمال الملة و الدین، ... انه من افذاذ الدهر و حسنات العصر و رجالات الامة ستایش می شد.
علامه امینی در کتاب (الشهداء الفضیلة) مواضع 130 تن از علمای دین و پیروان علی (علیه السلام) و آل علی (علیه السلام) را از قرن چهارم تا چهاردهم به رشته تحریر درآورد.

بزرگترین اثر علامه (کتاب الغدیر)

حضرت آیت الله امینی زمانی همت به تألیف (الغدیر) گماشت و خواست خاطره سال دهم هجرت و واقعه غدیر را زنده کند که وهابیت ریشه گرفته و در صدد نابودی تمام آثار و بقایای ائمه (علیهم السلام) بود. وهابیها که خود ویران ساختن گنبد و بارگاه ائمه اطهار و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) را واجب می دانستند، همه طوایف مسلمانان را کافر می شمردند و متهم به شرک و الحاد می نمودند و کشتن آنان را روا می دانستند.
علامه امینی به عنوان یک اسلام شناس، یک مصلح و فیلسوف اجتماعی پا به میدان نهاد تا با احیای (غدیر) مدینه فاضله اسلامی را به امت اسلامی عرضه دارد. رسالت امینی، احیای اندیشه های ناب اسلامی بود و ایشان نسبت به تهاجم گسترده غرب به اسلام نیز توجه داشت، تهاجمی که در ترکیه با به قدرت رسیدن آتاترک و در ایران با به قدرت رسیدن رضاخان در حال توسعه بود. علامه امینی با تألیف (الغدیر) خاطرات عصر نبوی را تجدید می کند، عصری که سروری از آن امت قرآنی است و رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) رهبری آن را بر عهده دارد و بعد از خود علی ابن ابیطالب (علیه السلام) را به عنوان وصی و جانشین معرفی کرده است.
امینی احیاگر سنت نبوی، با "الغدیر" جلوه های شوکت و عظمت امت اسلامی را در خاطره ها زنده می دارد و اصل اصیل و محور حکومت قرآنی، جریان غدیرخم را یادآور می شود.
امینی در عصری زندگی می کند که شکست دولت عثمانی روی داده است، شکستی که اگر اصل (غدیر) و رهبری امت آن گونه که پیامبر اسلام و قرآن کریم فرموده بودند، اجرا می شد، روی نمی داد و انگلیس را جرأت آن نبود که عراق را جزء مستعمرات خویش درآورد. (1917 م)
علامه امینی در عصر افول قدرت عثمانی و جایگزینی استعمار غرب به تألیف (الغدیر) پرداخت تا با یاد غدیر دریایی خروشان و مواج از امت اسلامی فراهم آورد و سد استعمار و استبداد را فرو ریزد.
داستان بزرگ و مهم غدیرخم داستان ولایت کبری، داستان آراستن و کامل ساختن دین است و اتمام نعمات و خشنودی پروردگار است.
علامه نستوه در پی اسناد حدیث غدیر، 24 کتاب تاریخی و 27 محدث و 14 مفسر قرآن و 7 متکلم اسلامی را می یابد که به نقل حدیث نبوی پرداخته اند. آنگاه راویان حدیث غدیر از صحابه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) را به ترتیب حروف الفبا ذکر می کند. وی 110 تن از اصحاب را نام می برد که حدیث غدیر را روایت کرده اند و به نام 84 تابعی اشاره می کند؛ سپس طبقات راویان حدیث غدیر از علما را بر می شمارد. از علمای قرن دوم هجری تا قرن چهاردهم، 360 تن را ذکر می کند که به نقل حدیث شریف غدیر موفق شده اند.
علامه مجاهد برای یافتن مدارک معتبر بارها به اقصی نقاط جهان مسافرت می کند. از آن جمله سفری به هند می کند و با سید سعید العلماء موسوی فرزند شمس العلماء سید ناصر حسین نواده میر حامد حسین صاحب عبقات الانوار ملاقات می نماید.
علامه مصلح با جمع آوری اجتماعات پیشوایان شیعه و گواهی بزرگان صحابه و شعرای حماسه سرای عصر توحید و سخنان راه پویان خستگی ناپذیر، تمامی زمینه های شک و تردید را از بین می برد و معلوم می دارد که حدیث غدیر جز از ذات پاک و بی آلایش حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) صادر نشده است.
سال 1364 هجری قمری (1324 هجری شمسی) چاپ اول کتاب در نجف آغاز می شود و تا نه جلد آن به طبع می رسد و در سراسر ممالک اسلامی و غیر آن منتشر می شود. با پذیرش الغدیر در جهان اسلام، واقعه غدیر به عنوان محور حرکت اسلامی و بنیان حکومت دینی و مذهبی اسلام قرار می گیرد.