فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

زندگی نامه آیت الله شهید دکتر بهشتی:

آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی در دوم آبان سال 1307 در محله لومبان اصفهان به دنیا آمد. شهید بهشتی تحصیلات خود را تا پایان سال دوم دبیرستان در آن شهر گذراند. به خاطر علاقه شدیدی که به علوم اسلامی داشت به حوزه علمیه اصفهان وارد شد. دروس علمی را تا اواخر سطوح عالیه در همان حوزه خواند و در سال 1325 راهی حوزه علمیه قم گردید. ایشان پس از طی یک سلسله آموزش ها و استفاده از محضر اساتید و مراجع، بخصوص حضرت آیت الله خمینی با عده ای از فضلای حوزه، درس اصول و فقه آیت الله داماد را که مورد علاقه طلاب جوان بود بنیانگذاری کرد. همچنین به همراه دوستان دیگر چون آیت الله شهید مطهری و فقهای دیگر در درس خارج امام خمینی (ره) حاضر شدند.
شهید بهشتی پس از اخذ دپیلم در سال 1330 دوره لیسانس دانشکده الهیات و معارف اسلامی و همچنین در سال 1338 دوره دکترای این دانشکده را به پایان رسانید. وی از سال 1330 تدریس در دبیرستانهای قم را آغاز کرد، و در سال 1333 دبیرستان دین و دانش قم را تأسیس نمود. از جمله خدمات فرهنگی ارزنده شهید بهشتی، می توان از ایجاد امکانات آموزش زبان و علوم روز را برای فضلای حوزه علمیه قم نام برد. در همین رابطه کانون اسلامی دانش آموزان و فرهنگیان قم را پایه گذاری کرد. شهید بهشتی در سال 1342 مدرسه علمیه حقانی را تأسیس کرد و به کمک جمعی از فضلای حوزه علمیه اقدام به تشکیل گروه تحقیقاتی پیرامون حکومت در اسلام نمود. در همان اوقات توسط سازمان امنیت (ساواک) از قم به تهران انتقال یافت و در سال 1343 در تهیه برنامه جدید تعلیمات دینی مدارس شرکت کرد و یک سال بعد یعنی در سال 1344 به آلمان عزیمت کرد. در آنجا علاوه بر یک سلسله آموزشها و حرکتها که به طور طبیعی ناشی از اصالت فکری و عمق مغز ایدئولوژیک وی بود به بنیانگذاری گروه فارسی زبان در انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا اقدام کرد. کنفرانسهای آموزشی و آگاهی دهنده ای را که از سال 44 تا 49 در مجامع دانشگاهی و کلیسایی آلمان برگزار می کرد، از جمله اصیل ترین فعالیتهای اسلامی وی به حساب می آید.
شهید بهشتی در سال 1349 به تهران بازگشت و جلسات تفسیر قرآن ایجاد کرد. در همین رابطه با همکاری شهید دکتر باهنر و دیگران در آموزش و پرورش مشغول تهیه کتاب تعلیمات دینی مدارس شدند. در آذرماه 1357 ضمن تلاش گسترده ای جهت ایجاد روحانیت مبارز تهران به اتفاق شهید آیت الله استاد مطهری و شهید آیت الله دکتر محمد مفتح و آیات عظام مهدوی کنی و امامی کاشانی کوشید و جمعی دیگر از علمای مبارز در سراسر ایران به عنوان یک هسته اساسی از آن حمایت کردند. و حضرات آیات عظام سید علی خامنه ای (مقام معظم رهبری)، مشکینی، ربانی املشی، طبسی و شهید هاشمی نژاد نیز به آن پیوستند.
قابل ذکر است که هسته مبارزاتی روحانیت متعهد پس از انقلاب در شکل (حزب جمهوری اسلامی) تبلور یافت.
شهید آیت الله بهشتی علاوه بر تسلط به زبانهای آلمانی و انگلیسی بر ادبیات فارسی، عربی، منطق، فلسفه و تفسیر با بهره گیری از درس خارج فقه و اصول مرحوم آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی (ره) و مرحوم آیت الله داماد در این دو رشته صاحب نظر شد و اهل نظر، او را یکی از والاترین اسلام شناسان معاصر می دانند.
زندگی دکتر بهشتی سرشار از مبارزه علیه دشمنان اسلام بود. به طور مثال هنگامی که حزب توده با تشکیلات قوی در صحنه سیاست کشور حضور داشت، شهید بهشتی علاوه بر فعالیتهای ایدئولوژیک، در بالا بردن سطح روحیه جوانان سخنرانیهای بسیار کرد و در برابر ایادی حزب توده قد علم کرد و با افکار انحرافی آنها به مبارزه پرداخت.
طی سالهای 1329 تا 1332 در دفاع از حکومت ملی دکتر محمد مصدق به همراه روحانیت مبارز از چهره های فعال و کارسازی بود که در به راه انداختن تظاهرات ضد رژیم در اصفهان نقش مهمی داشت. مبارزات آیت الله دکتر بهشتی به دور از هرگونه جنجال و تبلیغات انجام می گرفت.
بهشتی تنها مرد علم و بیان و قلم نبود بلکه در میدان مبارزه نیز مردانه جنگید.
بویژه از آغاز قیام امام خمینی (ره) در سال 1341 به همکاری با جمعیتهای مؤتلفه اسلامی برخاست و به عضویت شورای روحانیت آن انتخاب گردید.
جمعیتهای مؤتلفه اسلامی سازمانی بود که از درون مبارزات انجمنهای ایالتی و ولایتی برخاست و مدیریت مبارزه را تا سال 1350 به عهده داشت. او در برگزاری راه پیمایی های عظیم چهارم شوال و تاسوعا و عاشورا و 28 صفر نقشی مؤثر داشت. سخنرانیهای پرشور آیت الله بهشتی مخصوصاً در روز 16 شهریور در مسجد صاحب الزمان (عج) تحرک فراوانی به مردم داد. هنگامی که امام در پاریس بودند برای تبادل نظر با امام (ره) به آنجا رفت و سپس به فرمان امام (ره) به عضویت شورای انقلاب اسلامی ایران برگزیده شد. نقش مؤثر و رهبری کننده ایشان در آن زمان کاملاً محسوس بود.
شهید آیت الله بهشتی هنگام شهادت علاوه بر رهبریت حزب جمهوری اسلامی و عضویت شورای انقلاب، رئیس دیوان عالی کشور نیز بود.

آثار و تألیفات شهید مظلوم دکتر بهشتی:

1 - خدا از دیدگاه قرآن 2 - نماز چیست؟ 3 - بانکداری و قوانین مالی اسلام 4 - یک قشر جدید در جامعه 5 - روحانیت در اسلام و در میان مسلمین 6 - مبارز پیروز 7 - شناخت دین 8 - نقش ایمان در زندگی انسان 9- کدام مسلک 10 - شناخت 11 - مالکیت

شخصیت و ابعاد سیاسی - اجتماعی شهید آیت الله دکتر بهشتی:

شخصیت بارز و ابعاد مبارزاتی شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی را نمی توان در یک یا چند مقاله و کتاب بیان کرد. لیکن می توان گفت: دکتر بهشتی از چهره های درخشان فکری و سیاسی بود که انقلاب اسلامی به تاریخ اسلام هدیه کرده است. عظمت وی در این است که از یکسو همواره بر لزوم تشکیلات تأکید ورزیده و در جهت تحقق آن کوشیده است، چرا که از قرنها پیش نیروهای اسلامی فاقد تشکیلات منسجم بودند و از همین ناحیه ضربه های خوفناک و مهلکی را متحمل شدند، و از سوی دیگر انقلاب را از انحراف و توقف مصون نگهداشت.
بینش سیاسی نیرومند او موانع را تشخیص می داد و برای رفع آن اقدامات لازم را به عمل می آورد. آگاهی سیاسی او عظیم و گسترده بود. او انگیزه های محوری و اصلی آن سوی موضعگیری های نفاق آمیز گروهکها را به سرعت تشخیص می داد و برای خنثی ساختن آنها مبادرت می ورزید. در یک کلام می توان گفت: دکتر بهشتی مرد عمل بود و نه فقط مرد گفتار، سخنران بود اما به مرز سخن بسنده نمی کرد. منطق او استوار بود و به کنه مسائل آگاه بود و مسائل را تحلیل می کرد و به طور مستدل راه های حل را به یاران پیشنهاد می کرد. تدبیر و تدبر یکی از ویژگیهای دیگر او بود، می دانست که در کدام موقع کدام سخن یا اقدام مناسب است و سخن را چگونه باید گفت و کار را تحت چه عنوانی باید به انجام رساند که هم وصول به هدف سهل باشد و هم بهانه ای به دست مخالفان داده نشود.
شهید بهشتی در به راه انداختن جریانهای اصیل اسلامی پیشتاز بود. تا پیروزی انقلاب او در تحقق خواستهای امام و خنثی ساختن مانورهای سازشگرانه لیبرالها نقش اصلی را ایفا می کرد. وی خطاب به روشنفکران وابسته و لیبرالها نهیب می زد که: (انقلاب اسلامی ما متولیانی این چنین نیاز ندارد)
شهید مظلوم نقش مهمی در تأسیس مجلس خبرگان و حفظ اصالت آن داشت.
او شدیداً اصرار می ورزید که باید ملت به کسانی رأی دهند که سوابق آنها نشان داده باشد که معتقد به اسلام انقلابی اند. در تحقق این هدف او سهم بسزایی در ایجاد ائتلاف سازمانهای اصیل اسلامی در جهت معرفی نمایندگان مجلس خبرگان و تدوین قانون اساسی اسلامی بویژه اصول مربوط به ولایت فقیه داشت. و سرانجام بهشتی بود که خطرناکترین آفت انقلاب یعنی خط لیبرالیسم و نفاق را رسوا کرد و پرچمداران آن را مفتضح ساخت.
اندیشه سیاسی و اجتماعی شهید مظلوم بهشتی ناشی از ایدئولوژی اسلامی و نحوه برداشت او از تعالیم اسلام بود، او را باید یک عالم اسلام شناس و یک مصلح روحانی دانست که به شیوه صد در صد اسلامی بدون دنباله روی از غرب یا التقاط میان اسلام و شیوه های غربی، طالب اصلاح جامعه بود. او می اندیشید که اسلام هم دین است و هم دولت، هم ایدئولوژی است و هم نظام حکومتی. بنابراین او عالمی بود ربانی از تبار ابوذر و عمار که آرزو داشت اسلام در همه ابعادش از جمله بعد سیاسی اش، مجدداً در جامعه اسلامی و در جهان پیاده شود و خود واحدی مستقل از گرایشهای شرقی و غربی و نیرویی منفرد در قبال دو ابر قدرت و اقمارشان در عرصه جهانی حضور داشته باشد.
پس از قیام شکوهمند روحانیت به رهبری امام خمینی (ره)، مبارزات عقیدتی و سیاسی شهید بهشتی به طور رسمی و به صورت سازمان یافته با تکیه بر رهبری امام که بهشتی تربیت یافته مکتب او بود در ابعاد گوناگون آغاز شد. مبارزات عقیدتی وی بر این اساس بود که در مجامع روشنفکران راجع به مسائل اسلامی، آرا و نظرات نوینی اظهار می کرد که با طرز تفکر قشریون سنتی وفق نمی داد و لهذا برخی از آنان با وی به نزاع می پرداختند و بیش از همه یاران امام و انقلاب او را هدف تیرهای تهمت و افترا قرار می دادند، و از سوی دیگر آماج تیرهای سهمگین وابستگان به شرق و التقاطیون ماتریالیست و منافقان چندین چهره قرار گرفت که سرانجام در 7 تیر به صورت انفجار عقده ها و احقاد جاهلی در آمد.
شهید بهشتی بسیار خونسرد و بردبار بود، از تهمتها باکی نداشت و همواره در قبال این بی حرمتیها مردانه می ایستاد و خم به ابرو نمی آورد. او گاهی چنان از طرف مخالفان با اتهامات ساختگی در فشار قرار می گرفت که حوزه واکنش در برابر آنها برایش تنگنا می آفرید.
بهشتی یک مصلح واقعی بود که با اخلاق خویش و سکوت علی وارش درس وارستگی و تهذیب را القاء می کرد. او در تأسیس و سازمان دادن و هماهنگ کردن و تأکید بر لزوم تشکیلات مجامع اسلامی مهارت شگرفی داشت، اما نقش عمده وی جهت دادن و توجیه این مجامع به اسلام راستین انقلابی و هدایت آنها در کانال واقعی و صراط مستقیم و جلوگیری از انحرافات و برداشتهای غلط، و غربگرایی و شرق زدگی قشر روشنفکر بود.
رابطه و سابقه او با امام خمینی (ره) و اعتماد کامل امام (ره) به وی، شهید بهشتی را در سالهای مبارزه به صورت یکی از صاحبان سر امام و رازدار انقلاب درآورده بود و نقش خود را در این رهگذر به خوبی ایفا می کرد.
دکتر بهشتی مردی بسیار تیزهوش و کاردان و مدبر بود و در کارهای انقلابی مانند اعتصابها، راه پیماییها، نوشتن اعلامیه ها، جبهه گیریها و برخوردها صاحبنظر و قطب ارشاد و مرجع رجوع و تصمیم گیرنده بود. وی در انجام کارهای حساس همواره از دوستان نزدیک و باوفای خویش مدد می گرفت. به این جهات عدیده، دشمنان انقلاب اسلامی به یاری نابخردان داخلی دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران را در سرچشمه تهران مورد هدف قرار دادند، چرا که اولین هدفشان از میان برداشتن رهبر حزب یعنی شهید آیت الله دکتر بهشتی بود.