فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

چگونگی تشکیل حزب جمهوری اسلامی:

در دنیای سیاه و ظلمانی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، چند اصل مهم و پر نقش در فرهنگ جامعه های انسانی بخصوص جامعه های عقب نگهداشته شده یا مستضعف جای خود را باز کرده بودند که در واقع ستونهای امپراتوری بزرگ جهانخوارگی و استکبار در سراسر جهان به حساب می آمدند.
یکی از این اصول این بود که به مردم تلقین کرده بودند که هیچ ملتی نمی تواند بدون تکیه بر یکی از قدرتهای شرق یا غرب روی پای خود بایستد. هر وقت هر جا انقلابی می شد می گفتند حتماً دست یکی از این دو، پشت پرده کار می کند. این که در بسیاری از این انقلابها گرایشهای شرقی و غربی وجود داشته جای انکار نیست، اما آنچه مهم است این است که از همین نکته یک اصل ساخته بودند و به مغز ملتها فرو کرده بودند (که هرگز امکان ندارد انقلابی بشود و متکی به این دو قدرت نباشد.) نتیجه چنین طرز تفکری خطرناک بود و انقلابها را دچار تردید می نمود که آیا بدون تکیه به غرب یا شرق می توانند انقلاب را به جایی برسانند یا نه؟
انقلاب اسلامی بدون ذره ای تکیه بر شرق یا غرب پیروز شد و راه خود را تاکنون به لطف خداوند بزرگ با پیاده کردن عملی شعار (نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی) ادامه داده است، در عمل پوچی این اصل خطرناک را که یکی از ستونهای امپراتوری جهانخواران بود به اثبات رساند و به ملتها فهماند که با تکیه بر خدا و نیروی انسانی ایمان و اراده می توان بر قدرتهای مادی شرق و غرب پیروز شد و بدون تردید این یکی از خدمات مهم انقلاب اسلامی به ملتهای تحت استضعاف به شمار می آید.
اصل دیگری که از سیطره فرهنگ استعماری به اذهان ملتهای عقب نگهداشته شده را پیدا کرده است، این بود که هر تشکلی باید در پی تأمین خواسته های شخصی اعضاء همان تشکل باشد و یا اصولاً هیچ تشکلی نمی تواند جز تأمین اهداف گروهی خود، کار دیگری صورت دهد. تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، بسیار نادر بودند تشکل هایی که توانسته باشند فراتر از خواسته های گروهی خود اندیشیده و عمل کرده باشند. به همین دلیل اصل بدبینی نسبت به هر تشکل سیاسی توانسته بود جای خود را در ذهن های ملتها باز کند. این اصل انحرافی و خطرناک توانست در طول سالیان دراز به مسلمانان خیانت و به جهانخواران خدمت کند.
تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در هر نقطه از کشورهای اسلامی از جمله ایران هرگاه جمعی خداجو در صدد ایجاد یک تشکل صد در صد اسلامی بر آمدند، همین اصل شوم به یاری جهانخواران شتافت و آنان توانستند به کمک همین اصل نامیمون کاری کنند که آن خداجویان تنها بمانند و در ایجاد تشکل اسلامی توفیقی نیابند.
یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جمعی از یاران صادق و لایق و وفادار امام (ره) که چهره های شناخته شده دوران طولانی مبارزه علیه طاغوت بودند و همواره با جمع همفکران درد آشنای خود تلاش سازنده ای برای ایجاد یک تشکل صد در صد اسلامی داشتند، در 30 بهمن 1357 موجودیت حزب جمهوری اسلامی را اعلام نمودند.
عملکرد صحیح و دقیق حزب جمهوری اسلامی توانسته بود پوچی این اصل انحرافی را که هیچ تشکلی نمی تواند جز تأمین اهداف گروهی خود، کاری صورت دهد عملاً به اثبات برساند و افق جدیدی را در برابر چشمان ملتهای مسلمان کشور باز کند و به آنها بفهماند که می توانند با حفظ معیارهای اسلامی از تشکل و انسجامی برخوردار باشند که همچون سنگری خواهد بود برای دفاع از یکپارچگی امت اسلامی. خون پاک شهدای عزیزی که در سنگر این حزب و برای پاسداری از اسلام عزیز جان دادند گواه صادقی است بر این مدعا** جمهوری اسلامی، پنجشنبه 28/11/61، شماره 1080، سال چهارم.***.

زندگی نامه آیت الله شهید دکتر بهشتی:

آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی در دوم آبان سال 1307 در محله لومبان اصفهان به دنیا آمد. شهید بهشتی تحصیلات خود را تا پایان سال دوم دبیرستان در آن شهر گذراند. به خاطر علاقه شدیدی که به علوم اسلامی داشت به حوزه علمیه اصفهان وارد شد. دروس علمی را تا اواخر سطوح عالیه در همان حوزه خواند و در سال 1325 راهی حوزه علمیه قم گردید. ایشان پس از طی یک سلسله آموزش ها و استفاده از محضر اساتید و مراجع، بخصوص حضرت آیت الله خمینی با عده ای از فضلای حوزه، درس اصول و فقه آیت الله داماد را که مورد علاقه طلاب جوان بود بنیانگذاری کرد. همچنین به همراه دوستان دیگر چون آیت الله شهید مطهری و فقهای دیگر در درس خارج امام خمینی (ره) حاضر شدند.
شهید بهشتی پس از اخذ دپیلم در سال 1330 دوره لیسانس دانشکده الهیات و معارف اسلامی و همچنین در سال 1338 دوره دکترای این دانشکده را به پایان رسانید. وی از سال 1330 تدریس در دبیرستانهای قم را آغاز کرد، و در سال 1333 دبیرستان دین و دانش قم را تأسیس نمود. از جمله خدمات فرهنگی ارزنده شهید بهشتی، می توان از ایجاد امکانات آموزش زبان و علوم روز را برای فضلای حوزه علمیه قم نام برد. در همین رابطه کانون اسلامی دانش آموزان و فرهنگیان قم را پایه گذاری کرد. شهید بهشتی در سال 1342 مدرسه علمیه حقانی را تأسیس کرد و به کمک جمعی از فضلای حوزه علمیه اقدام به تشکیل گروه تحقیقاتی پیرامون حکومت در اسلام نمود. در همان اوقات توسط سازمان امنیت (ساواک) از قم به تهران انتقال یافت و در سال 1343 در تهیه برنامه جدید تعلیمات دینی مدارس شرکت کرد و یک سال بعد یعنی در سال 1344 به آلمان عزیمت کرد. در آنجا علاوه بر یک سلسله آموزشها و حرکتها که به طور طبیعی ناشی از اصالت فکری و عمق مغز ایدئولوژیک وی بود به بنیانگذاری گروه فارسی زبان در انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا اقدام کرد. کنفرانسهای آموزشی و آگاهی دهنده ای را که از سال 44 تا 49 در مجامع دانشگاهی و کلیسایی آلمان برگزار می کرد، از جمله اصیل ترین فعالیتهای اسلامی وی به حساب می آید.
شهید بهشتی در سال 1349 به تهران بازگشت و جلسات تفسیر قرآن ایجاد کرد. در همین رابطه با همکاری شهید دکتر باهنر و دیگران در آموزش و پرورش مشغول تهیه کتاب تعلیمات دینی مدارس شدند. در آذرماه 1357 ضمن تلاش گسترده ای جهت ایجاد روحانیت مبارز تهران به اتفاق شهید آیت الله استاد مطهری و شهید آیت الله دکتر محمد مفتح و آیات عظام مهدوی کنی و امامی کاشانی کوشید و جمعی دیگر از علمای مبارز در سراسر ایران به عنوان یک هسته اساسی از آن حمایت کردند. و حضرات آیات عظام سید علی خامنه ای (مقام معظم رهبری)، مشکینی، ربانی املشی، طبسی و شهید هاشمی نژاد نیز به آن پیوستند.
قابل ذکر است که هسته مبارزاتی روحانیت متعهد پس از انقلاب در شکل (حزب جمهوری اسلامی) تبلور یافت.
شهید آیت الله بهشتی علاوه بر تسلط به زبانهای آلمانی و انگلیسی بر ادبیات فارسی، عربی، منطق، فلسفه و تفسیر با بهره گیری از درس خارج فقه و اصول مرحوم آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی (ره) و مرحوم آیت الله داماد در این دو رشته صاحب نظر شد و اهل نظر، او را یکی از والاترین اسلام شناسان معاصر می دانند.
زندگی دکتر بهشتی سرشار از مبارزه علیه دشمنان اسلام بود. به طور مثال هنگامی که حزب توده با تشکیلات قوی در صحنه سیاست کشور حضور داشت، شهید بهشتی علاوه بر فعالیتهای ایدئولوژیک، در بالا بردن سطح روحیه جوانان سخنرانیهای بسیار کرد و در برابر ایادی حزب توده قد علم کرد و با افکار انحرافی آنها به مبارزه پرداخت.
طی سالهای 1329 تا 1332 در دفاع از حکومت ملی دکتر محمد مصدق به همراه روحانیت مبارز از چهره های فعال و کارسازی بود که در به راه انداختن تظاهرات ضد رژیم در اصفهان نقش مهمی داشت. مبارزات آیت الله دکتر بهشتی به دور از هرگونه جنجال و تبلیغات انجام می گرفت.
بهشتی تنها مرد علم و بیان و قلم نبود بلکه در میدان مبارزه نیز مردانه جنگید.
بویژه از آغاز قیام امام خمینی (ره) در سال 1341 به همکاری با جمعیتهای مؤتلفه اسلامی برخاست و به عضویت شورای روحانیت آن انتخاب گردید.
جمعیتهای مؤتلفه اسلامی سازمانی بود که از درون مبارزات انجمنهای ایالتی و ولایتی برخاست و مدیریت مبارزه را تا سال 1350 به عهده داشت. او در برگزاری راه پیمایی های عظیم چهارم شوال و تاسوعا و عاشورا و 28 صفر نقشی مؤثر داشت. سخنرانیهای پرشور آیت الله بهشتی مخصوصاً در روز 16 شهریور در مسجد صاحب الزمان (عج) تحرک فراوانی به مردم داد. هنگامی که امام در پاریس بودند برای تبادل نظر با امام (ره) به آنجا رفت و سپس به فرمان امام (ره) به عضویت شورای انقلاب اسلامی ایران برگزیده شد. نقش مؤثر و رهبری کننده ایشان در آن زمان کاملاً محسوس بود.
شهید آیت الله بهشتی هنگام شهادت علاوه بر رهبریت حزب جمهوری اسلامی و عضویت شورای انقلاب، رئیس دیوان عالی کشور نیز بود.

آثار و تألیفات شهید مظلوم دکتر بهشتی:

1 - خدا از دیدگاه قرآن 2 - نماز چیست؟ 3 - بانکداری و قوانین مالی اسلام 4 - یک قشر جدید در جامعه 5 - روحانیت در اسلام و در میان مسلمین 6 - مبارز پیروز 7 - شناخت دین 8 - نقش ایمان در زندگی انسان 9- کدام مسلک 10 - شناخت 11 - مالکیت