فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

شهادت آیت الله شهید دکتر بهشتی و 72 تن از یاران انقلاب

فاجعه انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران

7 تیر 1360

ساعت 20 و 30 دقیقه روز یکشنبه 7 تیر ماه 1360 تعدادی از شخصیتهای مختلف کشور (نمایندگان مجلس - هیأت دولت و ...) بتدریج به سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران واقع در سرچشمه تهران وارد شدند. نوای ملکوتی قرآن کریم در فضای سالن طنین انداخته و صالحان را بشارت تحقق وعده الهی می داد. در همان وقت تعدادی دیگر از اعضاء حزب از جمله شهید بزرگوار آیت الله دکتر بهشتی وارد جلسه شدند. پس از پایان قرائت قرآن کریم و اعلام برنامه، آیت الله بهشتی آغاز سخن نمود. بحث روز درباره تورم بود، اما عده ای از اعضاء خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاست جمهوری نیز صحبت شود. شهید دکتر بهشتی سخنانش را با این جملات آغاز کرد: ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برای ما مهره سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی گیرند انتخاب شوند. این آخرین کلمات آن بزرگوار بود که از لبان حقگوی ایشان بیرون تراوید. ناگهان برقی جهید و نوری خیره کننده و صدایی مهیب برخاست. زمین تکان سختی خورد و دیوارها بشدت لرزید. گویی زلزله به پا شده است. در کمتر از ثانیه ای از سالن اجتماعات حزب جمهوری اسلامی جز تلی از خاک چیزی نماند. در چند ثانیه بیش از هفتاد تن از بهترین عزیزان انقلاب زیر خروارها خاک مدفون شدند و روح فرزندان رشید اسلام و معلمان بزرگ شهادت و ایثار در ملکوت اعلی به طیران در آمد. همگان ذکر خدا بر لب به سوی وعده گاه الهی رهسپار شدند و بدین ترتیب جنایتی که تاریخ بشری هرگز شبیه بدان را در صفحات خود ثبت نکرده و به یاد نداشت به وقوع پیوست و توحش غربی و نفاق داخلی همگام با هم به جشن شهادت فرزندان امام خمینی (ره) پایکوبی کردند.
عامل بمب گذاری در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی منافق نفوذی به نام محمدرضاکلاهی بود که خود جزء نیروهای خدماتی حزب به حساب می آمد و پس از انفجار موفق به فرار شد.

چگونگی تشکیل حزب جمهوری اسلامی:

در دنیای سیاه و ظلمانی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، چند اصل مهم و پر نقش در فرهنگ جامعه های انسانی بخصوص جامعه های عقب نگهداشته شده یا مستضعف جای خود را باز کرده بودند که در واقع ستونهای امپراتوری بزرگ جهانخوارگی و استکبار در سراسر جهان به حساب می آمدند.
یکی از این اصول این بود که به مردم تلقین کرده بودند که هیچ ملتی نمی تواند بدون تکیه بر یکی از قدرتهای شرق یا غرب روی پای خود بایستد. هر وقت هر جا انقلابی می شد می گفتند حتماً دست یکی از این دو، پشت پرده کار می کند. این که در بسیاری از این انقلابها گرایشهای شرقی و غربی وجود داشته جای انکار نیست، اما آنچه مهم است این است که از همین نکته یک اصل ساخته بودند و به مغز ملتها فرو کرده بودند (که هرگز امکان ندارد انقلابی بشود و متکی به این دو قدرت نباشد.) نتیجه چنین طرز تفکری خطرناک بود و انقلابها را دچار تردید می نمود که آیا بدون تکیه به غرب یا شرق می توانند انقلاب را به جایی برسانند یا نه؟
انقلاب اسلامی بدون ذره ای تکیه بر شرق یا غرب پیروز شد و راه خود را تاکنون به لطف خداوند بزرگ با پیاده کردن عملی شعار (نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی) ادامه داده است، در عمل پوچی این اصل خطرناک را که یکی از ستونهای امپراتوری جهانخواران بود به اثبات رساند و به ملتها فهماند که با تکیه بر خدا و نیروی انسانی ایمان و اراده می توان بر قدرتهای مادی شرق و غرب پیروز شد و بدون تردید این یکی از خدمات مهم انقلاب اسلامی به ملتهای تحت استضعاف به شمار می آید.
اصل دیگری که از سیطره فرهنگ استعماری به اذهان ملتهای عقب نگهداشته شده را پیدا کرده است، این بود که هر تشکلی باید در پی تأمین خواسته های شخصی اعضاء همان تشکل باشد و یا اصولاً هیچ تشکلی نمی تواند جز تأمین اهداف گروهی خود، کار دیگری صورت دهد. تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، بسیار نادر بودند تشکل هایی که توانسته باشند فراتر از خواسته های گروهی خود اندیشیده و عمل کرده باشند. به همین دلیل اصل بدبینی نسبت به هر تشکل سیاسی توانسته بود جای خود را در ذهن های ملتها باز کند. این اصل انحرافی و خطرناک توانست در طول سالیان دراز به مسلمانان خیانت و به جهانخواران خدمت کند.
تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در هر نقطه از کشورهای اسلامی از جمله ایران هرگاه جمعی خداجو در صدد ایجاد یک تشکل صد در صد اسلامی بر آمدند، همین اصل شوم به یاری جهانخواران شتافت و آنان توانستند به کمک همین اصل نامیمون کاری کنند که آن خداجویان تنها بمانند و در ایجاد تشکل اسلامی توفیقی نیابند.
یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جمعی از یاران صادق و لایق و وفادار امام (ره) که چهره های شناخته شده دوران طولانی مبارزه علیه طاغوت بودند و همواره با جمع همفکران درد آشنای خود تلاش سازنده ای برای ایجاد یک تشکل صد در صد اسلامی داشتند، در 30 بهمن 1357 موجودیت حزب جمهوری اسلامی را اعلام نمودند.
عملکرد صحیح و دقیق حزب جمهوری اسلامی توانسته بود پوچی این اصل انحرافی را که هیچ تشکلی نمی تواند جز تأمین اهداف گروهی خود، کاری صورت دهد عملاً به اثبات برساند و افق جدیدی را در برابر چشمان ملتهای مسلمان کشور باز کند و به آنها بفهماند که می توانند با حفظ معیارهای اسلامی از تشکل و انسجامی برخوردار باشند که همچون سنگری خواهد بود برای دفاع از یکپارچگی امت اسلامی. خون پاک شهدای عزیزی که در سنگر این حزب و برای پاسداری از اسلام عزیز جان دادند گواه صادقی است بر این مدعا** جمهوری اسلامی، پنجشنبه 28/11/61، شماره 1080، سال چهارم.***.