فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

مقام معظم رهبری و قوه قضائیه:

(... تکلیف اصلی قوه قضائیه، عبارت از اقامه قسط و عدل است. این، در حرکت و دعوت انبیاء، شاید اصلی ترین امر مربوط به زندگی مردم باشد. حالا آن مسائل معنوی و تعالی روحی و امثال اینها، به جای خود محفوظ است. در عین حال، آنچه که مربوط به اداره زندگی مردم می شود، هیچ چیزی به قدر عدل و قسط - نه در قرآن و نه در حدیث - مورد توجه قرار نگرفته است. البته، رفاه زندگی مردم و تأمین امنیت که یکی از لوازم زندگی آنهاست، وجود دارد، اما تکیه ای که روی عدل شده - که قیام همه امور بر قیام عدل می باشد - روی هیچ چیز دیگر نشده است.
... البته، عدل فقط به وسیله قوه قضائیه اجرا نمی شود، بلکه همه دست اندرکاران حکومت اسلامی، به سهم خود در اقامه عدل موظف هستند، منتها ضامنش قوه قضائیه است... .
... بنابراین، قوه قضائیه باید به معنای واقعی، مرجع و ملجأ و پناهگاه همه مردم باشد. این هم نمی شود جز به همان استقلال. استقلال به این معنا است که وقتی قاضی می خواهد حکم بکند، نگاه کند که این حکم موجب خوشایند یا عدم خوشایند چه کسانی می شود ...
به نظر من، قانونگرایی در قوه قضائیه، اهم امور است. اصلا ملاک عدل و اقامه آن، قانون است. اگر چیزی بر طبق قانون تحقق پیدا کرد، عدالت است و خلاف عدالت آن است که بر خلاف قانون انجام بشود** حدیث ولایت، مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری - جلد دوم - ص 112 و ص 124*** ... .)
20/6/1368
(قضا در یک کشور، معیار سلامت آن کشور است. اگر دستگاه قضایی سالم بود، می توان نتیجه گرفت که وضع عمومی جامعه و کشور از جهت برخورداری از عدالت و دوری از تبعیض و ستم و اجحاف و تجاوز و این غصه های بزرگ بشری، سالم است. یعنی اگر فرض کنیم که کسی از یک کشور هیچ خبر نداشته باشد، به دستگاه قضایی آن کشور برود و تفحصی بکند، ببیند که در آن جا قضاتی عادل و قاطع، سیستم و سازمانی منسجم و کارآمد، قوانینی حساب شده و عادلانه وجود دارد، و مشاهده کند که آنها خوب کار می کنند، قاعدتاً باید نتیجه بگیرد که وضع این کشور خوب است** حدیث ولایت - مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری - جلد 7 - ص 175 (5/4/1370)***.)

وظایف قوه قضائیه** قانون اساسی برای همه، آیت الله محمد یزدی، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، 1375 ص 667***

فصل یازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی طی اصول 156 تا 174 به قوه قضائیه پرداخته و در اصل نخست (156) وظایف آن را به شرح زیر مشخص نموده است:

اصل یکصد و پنجاه و شش

(قوه قضائیه قوه ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت و عهده دار وظایف زیر است):
1 - رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات، تعدیات، شکایات، حل و فصل دعاوی و رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبیه که قانون معین می کند.
2 - احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادیهای مشروع.
3 - نظارت بر حسن اجرای قوانین.
4 - کشف جرم و تعقیب و مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلام.
5 - اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین.
قوه قضائیه با یک نظر اساسی ترین قوای سه گانه است که در مدیریت هر حکومتی نقش دارد و در نظام اسلامی نیز به دلیل خصیصه های خود نقش مؤثرتری دارد، چه!باوجود حتی عالیترین قانون و مجریان شایسته در صورتی که نظارتی در کار نباشد و با متخلف برخورد نشود نظام حکومتی موفق نخواهد بود. این وظیفه مهم نظارت و برخورد با متخلف از جمله وظایف قوه قضائیه است. اختلافات حقوق و مسائل مدنی و یا جرائمی که کم وبیش در هر جامعه ای وجود دارد و باید به آنها رسیدگی شده و حل و فصل شود و در یک کلام استقرار عدالت و گسترش آن باز به عهده همین قوه است. راز اصلی استقلال این قوه طبیعت نوع وظائفی است که به عهده دارد که اگر تحت تأثیر و نفوذ دیگر قوا بخصوص قوه مجریه و سازمانهای وابسته به آنها قرار گیرد هرگز نمی تواند حق و عدل را رعایت کرده و امنیت و آرامش را برای همه قشرها فراهم کند که در بحثهای مربوط به اصل پنجاه و هفتم توضیح داده شده است** اصل پنجاه و هفتم: قوای حاکم در جمهوری اسلامی عبارتند از قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه که زیر نظر ولایت امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می گردد.
این قوا مستقل از یکدیگرند و ارتباط میان آنها به وسیله رئیس جمهور برقرار می گردد.***.
به همین دلیل یک فصل مستقل برای آن در قانون اساسی باز شده و عمده وظائف آن برای پشتیبانی حقوق فردی و اجتماعی و استقرار عدالت در شش بند مذکور آمده است که توضیح مختصری در هر یک داده می شود.
1 - تظلمات، مربوط به مواردی است که اشخاص مراجعه و ادعا می کنند که فلانی به ما ظلم و ستم کرده، از ما رفع ظلم کنید.
تعدیات، مواردی است که افرادی به حقوقشان تجاوز شده گرچه شکایت یا تظلمی در کار نباشد و یا تعدی کننده، هر شخصیت حقیقی یا حقوقی باشد.
شکایات، مواردی است که مراجعه می کنند و از کسی یا کسانی شکایت می کنند که حق یا مالی را از ما برده اند که گاهی ممکن است طرفین همین ادعا را داشته باشند.
دعاوی، مواردی است که ادعایی نسبت به امری توسط فرد یا افرادی مطرح می شود که مثلاً این خانه یا اتومبیل از ماست که در بعضی موارد به تخاصم و دعوی طرفین منتهی می شود که اصطلاحاً خصم یا تخاصم گفته می شود گرچه هیچ دشمنی در کار نباشد.
و امور حسبیه کارهایی است که در جامعه باید انجام گیرد و لازم نیست شخص معینی باشد مثل سرپرستی ایتام، حفظ اموال و حقوق غیب و قصر** به معنای اموال و حقوق از بین رفته و به هدف نرسیده (بلاتکلیف) تا اموال وقف شده*** تا اوقاف و ... که رسیدگی و صدور حکم در این امور پس از مشخص شدن، حق یکی از وظائف قوه قضائیه است.
2 - زنده کردن حقوق عامه مردم، مثل برخورد با کسانی که نسبت به مدارس، مساجد، بیمارستانها، راه ها، پارکها، شهرها، روستاها و ... تصرفات نامشروع و غیرقانونی داشته اند و اجازه دادن به کسانی که حق بهره برداری دارند، کسانی که مانع حق تشکیل جلسه و جامعه و انجمن و نشریه و کتاب و روزنامه و بحث و گفتگو و نوشتن و ... شده اند و گسترش عدل و آزادیهای مشروع، که احیاء و مراقبت از آنها باز از وظائف قوه قضائیه است.
3 - نظارت بر حسن اجرای قوانین، از راههایی که بعداً در اصول مربوط به بازرسی کل دیوان عالی و دیوان عدالت خواهد آمد.
4 - کشف جرم و تعقیب کردن مجرم تا دستگیری و در اختیار قرار گرفتن وی و مجازات او به تناسب جرم یا تعزیر، یا مجازاتهایی که قاضی تصمیم می گیرد و اجرای حدود یعنی مجازاتهای تعیین شده الهی و مقررات که همه اینها باید توسط مجلس شورای اسلامی تنظیم و تصویب شده باشد تا هرکس طبق سلیقه شخصی مجرم را مجازات نکند. رویه واحدی که در اصل یکصد و شصت و یک به آن اشاره خواهد شد در موارد خود توضیح داده شده و به عهده قوه قضائیه گذارده شده است** مراجعه فرمایید به کتاب قانون اساسی برای همه تألیف آیت الله یزدی***.
5 - اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین که با بررسی و دقت در حدود این اقدامات معلوم می شود که چه مواردی مربوط به قوه قضائیه است و باید عمل شود، مثلاً، مبارزه با فقر و جهل که قطعاً از عوامل جرم زا هستند یا مبارزه با بیسوادی و فرهنگ مبتذل که عوامل جرم می باشند از وظائف قوه قضائیه نیست، چنانچه پس از اطلاع از توطئه یا تشکیل مرکز فساد، پیشگیری با ورود به منزل یا محل و دستگیری افراد یا هر اقدام لازم دیگر که توطئه خنثی شده و مرکز فساد متلاشی شود قطعاً از وظائف قوه قضائیه است. موارد مشکوک فراوانی وجود دارد که خوشبختانه پس از بحثهای مقدماتی واگذاری این کار به کمیسیونی مستقر در دادستانی کل و تشکیل جلسات مرتب و شرکت در مجامع بین المللی مربوط که انشاء الله مسأله تا حدودی روشن تر خواهد شد.
اما اصلاح مجرمین که باز به عهده قوه قضائیه است توسط سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی که وابسته به قوه قضائیه است و رئیس آن طبق قانون توسط رئیس قوه قضائیه منصوب می شود انجام می گیرد.
اینها فشرده و خلاصه ای از وظائف قوه قضائیه است که با وظائف و مسئولیتهای رئیس قوه قضائیه که در اصل یکصد و پنجاه و هشتم **اصل 158:
وظایف رئیس قوه قضائیه بشرح زیر است:
1) ایجاد تشکیلاتی لازم در دادگستری به تناسب مسئولیتهای اصل یکصد و پنجاه و ششم
2) تهیه لوایح قضایی متناسب با جمهوری اسلامی
3) استخدام قضات عادل و شایسته و عزل و نصب آنها و تغییر محل مأموریت و تعیین مشاغل و ترفیع آن و مانند اینها از امور اداری طبق قانون. ***مشخصاً ذکر شده، تفاوت دارد.