فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 8

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نمل آیه 62

(62) أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَآءَ الْأَرْضِ أَءِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلاً مَّا تَذَکَّرُونَ
کیست که هرگاه درمانده ای او را بخواند، اجابت نماید و بدی و ناخوشی را برطرف کند، و شما را جانشینان (خود در) زمین قرار دهد؟ آیا با خداوند معبودی است؟ چه کم پند می پذیرید.
نکته ها:
در روایات و تفاسیر ندیدم که درباره ی تلاوت آیه ی 62 برای استجابت دعا نقشی باشد، لکن مردم به خاطر تناسب محتوای آیه تبّرکاً آن را می خوانند و مانعی ندارد.
مناجات با خدای سبحان و راز ونیاز با او کاری پسندیده و لازم است، دعا به درگاه او و درخواست حل مشکلات خصوصاً هنگام درماندگی، برای همگان ضروری است.
این نیاز مریمی بوده است و درد - کان چنان طفلی سخن آغاز کرد
هر کجا دردی دوا آن جا بود - هر کجا فقری نوا آن جا بود
هر کجا مشکل جواب آن جا رود - هر کجا پستی است آب آن جا رود
پیش حقّ یک ناله از روی نیاز - به که عمری در سجود و در نماز
زور را بگذار زاری را بگیر - رحم سوی زاری آید ای فقیر**مولوی.***
در روایات می خوانیم: نمونه ی مضطرّ واقعی، امام زمان (عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف) است و بدترین سوء «و یکشف السوء»، سلطه ی کفّار است که در زمان آن حضرت برطرف می شود و نمونه ی «یجعلکم خلفاء» حکومت صالحان در آن زمان است.**تفسیر نورالثقلین.***
هر جا که دعای ما مستجاب نشود، دلیلی دارد، همچون:
الف: دعای ما، طلبِ خیر نبوده وما گمان می کردیم خیر است. (زیرا دعا، یعنی طلبِ خیر)
ب: نحوه ی درخواست، جدّی و همراه با درماندگی نبوده است.
ج: در دعا اخلاص نداشته ایم، یعنی اگر به درگاه خداوند رو کرده ایم، به دیگران نیز چشم امید داشته ایم.
البتّه گاهی به جای استجابتِ آنچه می خواهیم، خداوند حکیم مشابه آن را به ما می دهد و گاهی به جای خواسته ی ما، که نزد خداوند به مصلحت ما نیست، خداوند بلائی از ما دور می کند و گاهی به جای برآوردن حاجت در دنیا، در قیامت جبران می کند و گاهی به جای لطف به ما، به نسل ما لطف می کند که همه ی این مطالب در روایات آمده است.
اجابتِ مضطرّ، کاری الهی است ولی سنّت الهی را تغییر نمی دهد. مثلاً سنّت خداوند آن است که مردم به نحوی باید از دنیا بروند و همه ی انسان ها در لحظه ی احتضار، مضطرّند و اگر خداوند به همه جواب مثبت دهد، باید قانون مرگ را لغو کند.
ریشه ی ایمان به خدا
ریشه ی ایمان به خدا، عقل و فطرت است؛ لکن مادّیون می گویند: ریشه ی ایمان به خدا ترس است. یعنی انسان چون خود را در برابر حوادث عاجز می بیند، هنگام بروز حادثه ای تلخ، قدرتی را در ذهن خود تصوّر می کند و به آن پناه می برد.
مادّیون با این محاسبه، ایمان را زاییده ی ترس می دانند؛ امّا اشتباه آنان این است که تفاوت رفتن به سوی خدا را با اصل ایمان به خدا نمی فهمند. مثلاً ما هنگام دیدن سگ و احساس خطر، سراغ سنگ می رویم. امّا آیا می توان گفت: پیدایش سنگ به خاطر سگ است؟ همچنین ما هنگام اضطرار و ترس رو به خدا می رویم، آیا می توان گفت: اصل ایمان به خدا زاییده ی ترس است؟
علاوه بر آنکه اگر سرچشمه ی ایمان ترس باشد، باید هر کس ترسوتر است، مؤمن تر باشد. در حالی که مؤمنان واقعی، شجاع ترین افراد زمان خود بوده اند و باید انسان در لحظاتی که احساس ترس ندارد، ایمانی هم نداشته باشد، در حالی که ما در لحظه هایی که ترس نداریم خدا را به دلیل عقل و فطرت قبول داریم. در حقیقت ترس و اضطرار، پرده ی غفلت را کنار می زند و مارا متوجّه خدا می کند و لذا منکران خدا هرگاه در هواپیما یا کشتی نشسته باشند و خبر سقوط یا غرق شدن را بشنوند و یقین کنند که هیچ قدرتی به فریادشان نمی رسد؛ از عمق جان به یک قدرت نجاتبخش امید دارند. آنها در آن هنگام به یک نقطه و به یک قدرت غیبی دل می بندند که آن نقطه، همان خدای متعال است.
پیام ها:
1- از راه های شناخت خدا و یکتایی او، توجّه به یک قدرت نجاتبخش و بریدن از قدرت ها ووسایل دیگر در هنگام اضطرار است. (أمّن یجیب)
2- شرط استجابت دعا، قطع امید از دیگران واخلاص در دعاست. (یجیب المضطر)
3- آنان که با سکوت، از خداوند حاجتی می خواهند، خداوند از حالشان با خبر است ولی دوست دارد بندگانش حاجت خود را به زبان آورند. (اذا دعاه)
4- انسان بر طبیعت حکومت دارد. (یجعلکم خلفاء الارض)
5 - آیا در حال اضطرار، به قدرت های مادّی توجّه می کنید؟! (ءاله مع اللّه)

سوره نمل آیه 63

(63) أَمَّن یَهْدِیکُمْ فِی ظُلُمَتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَن یُرْسِلُ الرِّیَحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ أَءِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ تَعَلَی اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ
کیست که شما را در تاریکی های خشکی و دریا (به وسیله ی ستارگان) هدایت می کند، و کیست که بادها را پیشاپیش (باران) رحمتش به عنوان بشارت می فرستد، آیا معبودی با خداست؟ خداوند برتر است از آن چه برای او شریک قرار می دهند.
نکته ها:
شاید مراد از هدایت در تاریکی های دریا و خشکی، هدایت از طریق ستارگان باشد. زیرا در جای دیگر می خوانیم: (و بالنّجم هم یهتدون)**نحل، 16.***
پیام ها:
1- بهترین راه خداشناسی، توجّه کردن به مشکلات و بن بست های زندگی و پیدا شدن راه حل وروزنه های امید به لطف خداوند است. (أمّن یهدیکم - من یرسل)
2- حرکت بادها با تدبیر اوست. (یرسل الریاح)
3- اگر وجدان خود را قاضی کنیم، در می یابیم که جز او خدایی نیست. (ءالهٌ مع اللّه)
4- هرگونه شرک، محکوم است. (عمّا)
5 - قرار دادن شریک برای خداوند، توهین به مقام اوست. (تعالی اللّه عمّایشرکون)

سوره نمل آیه 64

(64) أَمَّن یَبْدَؤُاْ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَمَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَآءِ وَالْأَرْضِ أَءِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَنَکُمْ إِنْ کُنتُمْ صَدِقِینَ
کیست که آفرینش را آغاز می کند، سپس آن را (در قیامت) باز می گرداند و کیست که شما را از آسمان و زمین روزی می دهد؟ آیا با خداوند معبودی هست؟ بگو: اگر راست می گویید برهانتان را بیاورید.
نکته ها:
از آیه ی 60 تا این آیه، پنج مرتبه پی در پی، جمله ی «ءالهٌ مع اللّه» آمده است که برای باطل کردن شرک و نفی خدایان دروغین می باشد.
روزیِ انسان، گاهی مثل نور، هوا و باران، از آسمان است و گاهی مثل سبزی و میوه از زمین و گاهی از حیوانات است که آنها نیز با واسطه، از زمین استفاده و رشد می کنند و گاهی از معادن است که آنها نیز از زمین هستند.**تفسیر نمونه.***
از نظر قرآن هیچ آفریده ای محو نمی شود بلکه از نظر ماست که مفقود می شود.**تفسیر المیزان.*** معاد، برگرداندن معدوم نیست تا بعضی خیال کنند کاری محال است، بلکه رجوع موجودات به شکل اوّل است، بعد از تغییری که در شکل آنها به وجود آمده است.
آیات تکراری قرآن، با نوآوری همراه است: از آیه ی 60 تا 64، جمله ی (ءاله مع اللّه) تکرار شده، لکن هر بار با یک جمله ی تازه همراه است:
* در آیه ی 60 می خوانیم: (بل هم قوم یعدلون) مشرکان انحراف دارند.
* در آیه ی 61 می خوانیم: (بل اکثرهم لایعلمون) انحرافشان به خاطر جهل است.
* در آیه ی 62 می خوانیم: (قلیلا ما تذکّرون) و حالا که جاهلند، کمتر متذکّر می شوند.
* در آیه ی 63 می خوانیم: (تعالی اللّه عمّا یشرکون) خداوند از شرک آنان منزّه است.
* در آیه ی 64 می خوانیم: (قل هاتوا برهانکم) این ها بی دلیل به سراغ شرک رفته اند.
پیام ها:
1- همان قدرتی که در آغاز آفرید، باز هم می تواند آن را برگرداند. (یبدؤا - یعید)
2- معاد، جسمانی است. (یعیده)
3- با سؤال، وجدان ها را بیدار کنید. (أمّن یبدؤا الخلق - من یرزقکم - ءاله)
4- مخالفان شما اگر برهان دارند بپذیرید. (قل هاتوا)
5 - اسلام، دین برهان است و از مخالفان خود هم برهان می طلبد. (قل هاتوا برهانکم)