فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 8

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره نمل آیه 14

(14) وَجَحَدُواْ بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَآ أَنفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوّاً فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ
و با آن که در دل به آن یقین داشتند، از روی ستم و برتری جویی انکارش کردند، پس بنگر که فرجام تبهکاران چگونه است.
نکته ها:
ابوعمر زبیری از امام صادق علیه السلام انواع کفر را که در قرآن آمده سؤال کرد، امام فرمود: کفر پنج نوع است: یکی از اقسام آن این است که انسان در دل باور و شناخت دارد، ولی باز هم انکار می کند. سپس این آیه را تلاوت فرمودند: (وجحدوا بها واستیقنتها انفسهم)**کافی، ج 2، ص 389.***
پیام ها:
1- انکار، زمینه ی افساد است. (جحدوا ... مفسدین)
2- علم و یقین، اگر با تقوا همراه نباشد کارساز نیست. (واستیقنتها - ظلماً و علوّاً)
3- بسیاری از کفّار در دل ایمان دارند و انگیزه ی انکارشان جهل نیست، بلکه ظلم و برتری جویی است. (ظلماً و علوّاً)
4- تاریخ و مطالعه ی آن را وسیله ی عبرت قرار دهید. (فانظر)
5 - فرجام کار مفسدان، سقوط و تباهی است. (کیف کان عاقبة المفسدین)

سوره نمل آیه 15

(15) وَلَقَدْ ءَاتَیْنَا دَاوُدَ وَسُلَیْمَنَ عِلْماً وَقَالَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنَا عَلَی کَثِیرٍ مِّنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ
و به راستی به داوود و سلیمان دانشی (ویژه) عطا کردیم، و آن دو گفتند: ستایش، مخصوص خداوندی است که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری بخشید.
نکته ها:
ممکن است مراد از علمی که به حضرت داود و سلیمان داده شده علم قضاوت باشد، به دلیل آیه ی (و آتیناه الحکمة و فصل الخطاب)**ص، 20.*** یعنی ما به داوود حکمت و قضاوت مرحمت کردیم. و نیز به دلیل آیه ی (کلاّ آتینا حکماً و علما)**انبیاء، 79.*** و شاید هم مراد از علم، علم گفتگو با پرندگان باشد به دلیل آیه ی (علّمنا منطق الطّیر)**نمل، 16.*** و شاید علم زره بافی باشد؛ (و علّمناه صَنعة لبوس)**انبیاء، 80.*** امّا بهتر این است که علم را به طور عام معنا کنیم، یعنی علم اداره ی کشور.
سؤال: چرا خداوند به بعضی از بندگان خود نعمت های ویژه ای عطا می کند؟ آیا این کار با عدالت سازگار است؟
پاسخ: اوّلاً معنای عدالت این نیست که به همه یکسان بدهیم. آیا معلّمی که به هر شاگردی نمره ای می دهد و یا پزشکی که برای هر بیماری دارویی تجویز می کند، ظالم است؟ ثانیاً نعمت های ویژه، مسئولیّت های ویژه ای را نیز بدنبال دارد. ثالثاً ما از خدا طلبی نداریم، تا هر چه بخواهیم به ما عطا کند. رابعاً الطاف الهی بر اساس حکمت و شرایطی است که انسان یا جامعه آن را بوجود می آورد. به قول شاعر:
چون چنان بودیم، بودیم آن چنان - چون چنین گشتیم گشتیم این چنین
افرادی با اخلاص، تلاش، علم، تدبیر، صرفه جویی، عدالت و وحدت کلمه، شرایطی را در خود ایجاد می نمایند که زمینه ی دریافت الطاف الهی و نعمت های ویژه می شود.
البتّه گاهی الطاف ویژه به خاطر پاداش عملی است که والدین انسان داشته اند و خداوند مزد کارشان را به نسل آنان عطا می کند. همان گونه که در داستان موسی و خضر، خداوند آن دو پیامبر را مأمور می کند دیواری را که گنجی زیر آن بود و از آنِ کودکان یتیمی بود تعمیر کنند تا در آینده از آن گنج استفاده نمایند، زیرا والدین کودکان نیکوکار و صالح بوده اند. (وکان ابوهما صالحا)**کهف، 82.***
تعلیمات ویژه ی الهی
خداوند علوم خاصّی را به افراد خاصّی داده ودر قرآن از آنها یاد کرده است از جمله:
1- آدم، علوم همه ی اشیا. (و علّم آدم الاسماء کلّها)**بقره، 31.***
2- خضر، علوم باطنی وتأویل. (تا موسی شاگردش شود) (هل اتّبعک علی ان تعلّمَن...)**کهف، 66.***
3- یوسف، علم تعبیر خواب. (علّمنی ربّی)**یوسف، 37.***
4- داوود، علم زره سازی. (و علّمناه صَنعة لَبوس)**انبیاء، 80.***
5 - سلیمان، علم زبان پرندگان. (علّمنا منطق الطیر)**نمل، 16.***
6- معاون سلیمان، علمی که با آن تخت سلطنتی را از کشوری به کشور دیگر می آورد. (قال الّذی عنده علم من الکتاب)**نمل، 40.***
7- طالوت، علوم نظامی. (و زاده بسطة فی العلم والجسم)**بقره، 247.***
8 - رسول اکرم وسایر انبیا، علوم غیب. (فلایظهر علی غیبه احدا الاّ مَنِ ارتضی من رسول)**جنّ، 26 - 27.***
پیام ها:
1- علم انبیا لدنّی است و به الهام الهی به آنان عطا شده است. (آتینا)
2- احترام و شئون افراد را حفظ کنیم. (اوّل نام پدر آمده است بعد نام پسر) (داود و سلیمان)
3- در میان نعمت های الهی، حساب علم جداست. (آتینا... علماً)
4- علم، زمانی ارزش دارد که در اختیار افراد صالح قرار گیرد. (آتینا داود وسلیمان علماً)
5 - بهترین جمله برای شکر الهی، «الحمدللّه» است. (الحمدللّه)
6- علم، یکی از ملاک های برتری است. (آتینا... علماً... فضّلنا)
7- برخی از بندگان خداوند از داوود و سلیمان هم برترند. (فضّلنا علی کثیر)
8 - در هیچ مقامی خود را برتر از همگان ندانیم. (علی کثیر)

سوره نمل آیه 16

(16) وَوَرِثَ سُلَیْمَنُ دَاوُدَ وَقَالَ یَأَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ وَ أُوتِینَا مِن کُلِّ شَیْ ءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ
و سلیمان وارث داوود شد و گفت: ای مردم! زبان پرندگان به ما تعلیم داده شده، و از هرچیز به ما عطا گردیده؛ قطعاً این (بخشش) همان برتری و امتیاز روشن است.
نکته ها:
مراد از ارث در این آیه، وارث شدن مال و حکومت است نه علم و نبوّت؛ زیرا نبوّت قابل انتقال نیست و علوم انبیا نیز چون اکتسابی نیست، قابل ارث بردن نیست، بنابراین حدیثی که می گوید: انبیا ارث نمی گذارند - و به استناد این حدیث فدک را از فاطمه ی زهرا علیها السلام گرفتند - با این آیه سازگاری ندارد و باید طرد شود. (حضرت زهرا علیها السلام همین آیه را در دفاع از حقّ خود برای خلیفه ی اوّل تلاوت فرمود.**تفسیر نورالثقلین. ***و در «تفسیر نمونه» از «سیره ی حلبی» نقل شده است که ابوبکر تحت تأثیر سخنان فاطمه ی زهرا علیها السلام قرار گرفت و سند فدک را پس داد و گریه کرد، ولی عمر دوباره سند را گرفت و پاره کرد!)
حضرت علی علیه السلام فرمود: من از طرف خداوند منطق پرندگان و تمام جنبنده های زمینی و دریایی را می دانم.**تفسیر کنزالدقائق.***
پیام ها:
1- ارث در تاریخ، سابقه ای بس طولانی دارد. (و ورث سلیمان ...)
2- علم انبیا الهی است. (عُلّمنا)
3- نعمت های الهی را ابراز کنید. (علّمنا منطق الطیر) در جای دیگر می فرماید: نعمت پروردگارت را بازگو کن. (و امّا بنعمة ربّک فحدّث)**ضحی، 11.***
4- پرندگان، شعور و قدرت نطق دارند. (منطق الطیر)
5 - علم بر همه ی نعمت ها مقدّم است. اوّل (علّمنا) بعد (اوتینا من کلّ شی ء)
6- علوم و امکانات خود را از خدا بدانیم، نه از خود. (علّمنا - اوتینا)
7- ایمان و توکّل، با داشتن امکانات، منافاتی ندارد. (و اوتینا من کل شی ء)
8 - نعمت ها را از فضل او بدانیم نه از لیاقت خود. (انّ هذا لهوالفضل المبین)