فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 8

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره فرقان آیه 2

(2)أَلَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَکُن لَّهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَخَلَقَ کُلَّ شَیْ ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیراً
خداوندی که فرمانروایی آسمان ها و زمین برای اوست، و هیچ فرزندی اختیار نکرده و برای او شریکی در فرمانروایی نیست، و هر چیزی را آفرید و آن گونه که باید اندازه گیری کرد.
نکته ها:
مشرکین و یهود و نصارا، هر کدام به نحوی معتقد بودند که خداوند فرزند، یا شریکی دارد و قرآن کریم بارها این عقیده ی خرافی را مردود شمرده است، از جمله در همین آیه.
پیام ها:
1- حکومت و حاکمیّت هستی، مخصوص خداست. (له ملک ...) (در هستی یک نظام و یک اراده و مدیریّت حاکم است)
2- حکومت خداوند نسبت به همه ی هستی یکسان است. (السموات والارض)
3- خداوند بی نیاز است. (له ملک السموات... لم یتخذ) (نیاز به فرزند برای جبران کمبودهاست و کسی که حکومت هستی به دست اوست چه کمبودی دارد؟!)
4- همه ی آفریده ها از سرچشمه ی قدرت واحدی برخاسته اند. (خلق کل شیی ء)
5 - تدبیر هستی، به دست خالق هستی است. (له ملک السموات... خلق کلّ شی ء)
6- آفرینش، حساب و کتاب دارد. (فقدره تقدیرا)
7- تدبیر هستی، بسیار دقیق است. (تقدیرا)

سوره فرقان آیه 3

(3)وَاتَّخَذُواْ مِن دُونِهِ ءَالِهَةً لَّایَخْلُقُونَ شَیْئاً وَهُمْ یُخْلَقُونَ وَلَا یَمْلِکُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرّاً وَلَا نَفْعاً وَلَا یَمْلِکُونَ مَوْتاً وَلَا حَیَوةً وَ لَانُشُوراً
(مشرکان) به جای او خدایانی گرفتند که هیچ چیز نمی آفرینند، ولی خود آفریده شده اند. (این معبودهای دروغین حتّی) مالک هیچ گونه ضرر و نفعی برای خود نیستند و (برای دیگران) اختیار مرگ و حیات و قیامت را ندارند.
پیام ها:
1- خداگرایی، فطری است و اگر کسی خدای یکتا را رها کند، سراغ خدایان دروغین می رود. (واتّخذوا من دونه الهة)
2- با مشرکین نیز مستدل سخن بگویید. (لایخلقون ... لایملکون) حیوان، نفعی را به خود می رساند و شرّی را از خود دور می کند، امّا بت ها بر هیچ یک از این دو قدرت ندارند و از حیوان هم کمترند.
3- دلیل بندگی انسان، قدرت خداوند بر حلّ مشکلات و بازشدن گره های اوست و بت ها فاقد این آثارند. (لایملکون)
4- کسی که از خود ضرری را دفع نکند و برای خود نفعی را جلب نکند، برای دیگران حتماً کاری نخواهد کرد. (لانفسهم)
5 - دفع ضرر، بر جلب منفعت مقدّم است. («لایَملکون لانفسهم ضَرّاً» که دفع ضرر است بر «و لا نَفعا» که جلب منفعت است، مقدّم شده است.)
6- کار انسان، یا باید با هدف دنیوی همراه باشد، یا با هدف اُخروی و بت ها در هیچ یک کارایی ندارند. (و لا حیاة و لا نشورا)

سوره فرقان آیه 4

(4) وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِنْ هَذَآإِلَّا إِفْکٌ افْتَرَیهُ وَأَعَانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ ءَاخَرُونَ فَقَدْ جَآءُو ظُلْماً وَزُوراً
و کسانی که کافر شدند، گفتند: این قرآن جز افترایی که او بر خدا بسته است چیزی نیست و گروه دیگری او را بر این کار یاری کرده اند. پس به راستی (با این سخن) ظلم و دروغی بزرگ را مرتکب شده اند.
نکته ها:
کلمه ی «اِفک» به معنای دروغ و «زور» به معنای سخن باطل و دروغ است.**لسان العرب.*** در تمام قرآن، تنها این جا کلمه ی «ظلم» و «زور» در کنار هم آمده است، زیرا کفّار با تهمت به پیامبر و دروغ خواندن کتاب آسمانی مانع هدایت دیگران می شدند.
پیام ها:
1- کفّار، کفر خود را با دروغ خواندن کتب آسمانی توجیه می کنند. (اِنْ هذا الاّ اِفک افتراه)
2- تحقیر کتاب، (اِنْ هذا) و تحقیر پیامبران، (افتراه) شیوه ی کفّار است.
3- عظمت قرآن را مخالفان نیز پذیرفته اند. (اعانه علیه قومٌ)
4- عوام فریبی از طریق تحقیر وتهمت و مانع هدایت دیگران شدن، از بدترین گناهان است. (ظلماً و زوراً)