فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 123

(123) ثُمَّ أَوْحَیْنَآ إِلَیْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَهِیمَ حَنِیفاً وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ
ترجمه: سپس به تو وحی کردیم که از آئین ابراهیم حق گرا پیروی کن، واو از مشرکان نبود.
پیام ها:
1- گرچه شیوه ها و شرایط انبیا یکسان نبوده است، لکن راه انبیا یکی است و آنان مأمور به پیروی از پیامبران قبلی هستند. (اتّبع ملّة ابراهیم)
2- ستایش های پی درپی با تعبیرهای مکرّر در آیاتی کنارهم، نشانه ی کمال خلوصِ ابراهیم است. (در سه آیه دو بار «حنیفاً» و«ماکان من المشرکین» تکرار شده است)

سوره نحل آیه 124

(124) إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَی الَّذِینَ اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَإِنَّ رَبَّکَ لَیَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَمَةِ فِیَما کَانُواْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ
ترجمه: همانا (حکم) تعطیلی (وبزرگداشت روز) شنبه بر کسانی قرار داده شد که در آن اختلاف کردند و قطعاً پروردگارت در روز قیامت درباره ی آنچه آنان (یهودیان) دائماً در آن اختلاف می کردند، قضاوت خواهد کرد.
نکته ها:
یهود بخاطر لجاجت و عناد بارها از طرف خداوند تنبیه شدند، یکی از تنبیهات آیه 118 همین سوره بود؛ (علی الذین هادوا حرّمنا...) و تعطیلی روز شنبه که در این آیه بیان شده تنبیه دیگری است که البته گروهی قدردانی و گروهی ناشکری کرده و دست به حیله گری زدندو به کیفرهای سخت گرفتار شدند.
با توجه به آیه قبل شاید معنای آیه این باشد: ای پیامبر تو تابع ملت ابراهیم باش که برای او جمعه تعطیل بود و تعطیلی روز شنبه برای یهود، نوعی کیفر و تنبیه علیه آنان بود وگرنه آئین حق، همان تعطیلی جمعه است که از زمان ابراهیم بوده است.
پیام ها:
1- برنامه های خداوند گاهی برای مهر است و گاهی برای قهر می باشد. (جعل السبت علی الذین...)

سوره نحل آیه 125

(125) ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَدِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ
ترجمه: (ای پیامبر مردم را) با حکمت (و گفتار استوار و منطقی) و پند نیکو، به راه پروردگارت بخوان و (با مخالفان) به شیوه ای که نیکوتر است جدال و گفتگو کن، همانا پروردگارت به کسی که از راه او منحرف شده آگاه تر است و (همچنین) او هدایت یافتگان را بهتر می شناسد.
نکته ها:
از این آیه تا آخر سوره دَه دستور جالب اخلاقی برای برخورد مطرح شده است.
این آیه برای همه مسئولین و مربیان و معلّمان و اساتید و علما، دستور جامعی می دهد که باید آنان برای موفقیّت خود با شیوه های گوناگونی نسبت به مخاطبان گوناگون خود، مجهز باشند، چرا که همه ی مردم را نمی توان با یک شیوه دعوت کرد، هر شخصی یک روح و ظرفیتی دارد که باید با زبان خودش با او سخن گفت؛ خواص را با حکمت و استدلال، و عوام را با موعظه نیکو، و مخالفان را با جدال نیکوتر ارشاد کنیم.
موعظه نیکو آن است که واعظ به آنچه می گوید عمل کند و جدال نیکو آن است که در آن توهین و تحریک غلط احساسات نباشد.
پیام ها:
1- اولین وظیفه انبیا، دعوت است. (اُدع)
2- دعوت باید جهت الهی داشته باشد. (الی سبیل ربّک)
3- دعوت، مراحل و مراتبی دارد. (حکمت، موعظه، جدال نیکو که حکمت راه عقلی و موعظه راه عاطفی می باشد.)
4- موعظه باید حَسن باشد، ولی جدال باید اَحسن باشد. (الموعظة حسنة - بالتی هی اَحسن) (هم محتوا نیکو باشد و هم شیوه و بیان)
5- بیان آثار وبرکات خوبی ها وآفات وخطرات بدی ها از شیوهای دعوت است. (بالحکمة) (حکمت یعنی آشنایی با مصالح و مفاسد امور از طریق علم و عقل)
6- شما ضامن وظیفه هستید، نه ضامن نتیجه. (ان ربک هو اعلم بمن ضلّ عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین)
7- حکمت و برهان همیشه نیکو است، ولی موعظه و جدال ممکن است با شیوه خوب یا شیوه ی بد باشد. (کلمه حسن و احسن برای حکمت آورده نشد)
8- اسلام به طرفداران خود هم غذای فکری می دهد، (بالحکمة) هم غذای روح (الموعظة الحسنة) و به مخالفان برخورد منطقی دارد. (جادلهم ...)