فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 118

(118) وَعَلَی الَّذِینَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَهُمْ وَلَکِن کَانُواْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ
ترجمه: و بر کسانی که یهودی بودند آنچه را که پیش از این بر تو نقل کردیم حرام کردیم، (در سوره انعام که قبل از نحل نازل شده، علاوه بر مردار و خون، چیزهای دیگری بخاطر گوشمالی یهودیان، حرام شده است.) و(لی ما با تحریم) ظلمی بر آنان نکردیم، ولکن (تحریم ما کیفر) ستمی بود که آنان بر خویش رواداشته بودند.
نکته ها:
در چند آیه قبل با جمله «انّما حرّم» خواندیم که تنها چهار چیز بر شما حرام است؛ مردار، خون، گوشت خوک، حیوانی که به نام وبرای غیر خدا ذبح شده باشد. در اینجا سؤالی به ذهن می رسد که اگر غذاهای حرام منحصر در چهار چیز است پس چرا در سوره ی انعام آیه 146 که قبل از نحل نازل شده، حیوانات ناخن دار و پیه گاو و گوسفند بر یهودیان حرام شد؟!
گویا این این آیه در پاسخ می فرماید: آنچه بر یهودیان حرام شد به عنوان محاصره اقتصادی وبرای تنبیه وگوشمالی آنها بوده نه آنکه واقعاً حرام بوده است.
در اسلام دو نوع تحریم وممنوعیت وجود دارد؛ یکی تحریم دایمی وبرای عموم مردم. ودیگری تحریم موقت وبرای گروه خاص. (حرّمنا ... کانوا انفسهم یظلمون)
پیام ها:
1- محاصره اقتصادی می تواند اهرمی برای تربیت باشد. (حرّمنا... کانوا انفسهم یظلمون)

سوره نحل آیه 119

(119) ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِینَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَلَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِکَ وَ أَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّکَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ
ترجمه: سپس البته پروردگار تو برای کسانی که از روی نادانی کار بدی کردند آنگاه از پس آن توبه کرده و به کار شایسته پرداختند همانا پروردگارت پس از آن توبه، قطعاً بخشنده مهربان است.
نکته ها:
جهل به معنای ندانستن است، ولی جهالت در موردی که انسان می داند ولی هوی و هوس بر او غالب می شود نیز بکار می رود. در سوره ی انعام آیه 54 و سوره نساء آیه 17 نیز جهالت به این معناست.**(کتب ربکم علی نفسه الرحمة انه من عمل منکم سوء بجهالة ثم تاب من بعده واصلح...) انعام، 54
(انما التوبة علی اللَّه للذین یعملون السوء بجهالة ثم یتوبون من قریب...) نساء، 17.***
پیام ها:
1- اسلام بن بست ندارد و راه بازسازی را برای انسان باز گذاشته است. (ثم تابوا)
2- پذیرفتن توبه از شئون ربوبیّت الهی و شیوه های تربیت است. (ربّک)
3- توبه واقعی آن است که همراه با اصلاح وجبران خلاف ها باشد. (تابوا... واصلحوا)
4- راه توبه بر روی همه باز است. (للذین)
5- گناهانی که بخاطر غلبه ی هوس باشد نه انکار و عناد، به پذیرش توبه نزدیک است. (عملوا السّوء بجهالةٍ ثم تابوا)
6- پذیرفتن توبه از جانب پروردگار قطعی است. (انّ - لغفورٌ - جمله اسمیه)
7- خداوند علاوه بر پذیرش خلافکار، نسبت به او مهربان نیز هست. (لغفور رحیم)

سوره نحل آیه 120

(120) إِنَّ إِبْرَهِیمَ کَانَ أُمَّةً قَانِتاً لِّلَّهِ حَنِیفاً وَلَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکِینَ
ترجمه: همانا ابراهیم (به تنهایی) یک اُمت بود، در برابر خدا خاضع و فرمان بر و حق گرا بود، و از مشرکان نبود.
نکته ها:
در این آیه خداوند ابراهیم را به تنهایی یک اُمت دانسته است و هر یک از مفسران برای تحلیل و تفسیر این جمله سخنی گفته اند، از جمله:
1- چون ابراهیم بر مکتبی بود که احدی بر آن نبود، پس یک اُمت بود.**تفسیر صافی.***
2- او به اندازه یک اُمت خیر و خوبی و کمال داشت نظیر شعری که می گوید:
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری.**تفسیر مراغی.***
3- کلمه اُمت به معنای معلّم خیر است او معلم خوبی ها بود.**تفسیر طبری.***
4- مراد از اُمت یعنی رهبر و مقصود و امام تمام خداپرستان.**تفسیر فرقان.***
5- شخصیت و شعاع وجود او به اندازه یک اُمت بود.**تفسیر نمونه.***
6- چون قوام اُمت به او بود.
7- چون عالم بود و عالم اُمتی را راهنمایی می کند.
8- چون حرکت آفرید کار یک امت را انجام داد، یاری نداشت ویک تنه قیام کرد.**تفسیر مجمع البیان.***
پیام ها:
1- تجلیل از مردان خدا و معرفی الگوها و قهرمانان توحید یک شیوه تربیتی است. (انّ ابراهیم)
2- تعداد و کمیّت مهم نیست، بلکه کیفیت و حرکت آفرینی مهم است. (اُمّة)
3- در راه حق از تنهایی نهراسید. (انّ ابراهیم کان اُمةً)
4- انسان محکوم محیط وجامعه و تاریخ نیست. (و لم یَکُ من المشرکین)
5- ابراهیم هم در عمل خالص بود، (حنیفاً) هم در عقیده. (و لم یک من المشرکین)
6- برخوردهای مماشاتی ضرری به توحید انسان نمی زند. (با آنکه ابراهیم در میان خورشید وستاره پرستان لحظاتی با آنان مداراة و مماشات کرد و گفت: پروردگار من همین هاست، ولی همین که ناپدید شدند، فرمود: من غروب کنندگان را دوست ندارم. با این حال در این آیه خداوند می فرماید: او لحظه ای مشرک نبود.) (لم یک من المشرکین)
7- آنچه به انسان ارزش می دهد عبادت و اطاعت آگاهانه از خدا (قانتاً) همراه با اعتدال و نداشتن انحراف (حنیفاً) و خلوص است (و لم یک من المشرکین)