فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 117

(117) مَتَعٌ قَلِیلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ
ترجمه: (سرچشمه ی همه افتراها رسیدن به دنیایی است که) بهره ای اندک است، در حالی که برای آنان (در آخرت) عذابی دردناک است.
نکته ها:
این دو آیه هرگونه تحلیل یا تحریمی را که بر مبنای قانون الهی نباشد، محکوم نموده و آنرا دروغ بستن به خدا، برای رسیدن به متاع بی ارزش دنیوی می شمرد.
پیام ها:
1- در مورد حلال وحرام ها، اظهار نظرهای بی جا و بی دلیل نکنیم. (باید یا خود مجتهد باشیم یا از دانشمندان دینی تقلید کنیم.) (لاتقولوا ... هذا حلال وهذا حرام)
2- بدعت در دین و احکام آن، ممنوع است.**هرگونه قانون گذاری که بر خلاف وحی الهی باشد بدعت است.*** (ولا تقولوا ... هذا حلال و هذا حرامٌ)
3- دروغگو، رستگار نمی شود. (ان الذین یفترون ... لایفلحون)
4- منشای بسیاری از بدعت ها در دین، رسیدن به دنیاست. (متاع قلیل)
5- شکستن مرزهای حلال و حرام، هم شقاوت دنیا را بدنبال دارد و هم عذاب آخرت را. (لایفلحون ... لهم عذاب الیم)

سوره نحل آیه 118

(118) وَعَلَی الَّذِینَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَهُمْ وَلَکِن کَانُواْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ
ترجمه: و بر کسانی که یهودی بودند آنچه را که پیش از این بر تو نقل کردیم حرام کردیم، (در سوره انعام که قبل از نحل نازل شده، علاوه بر مردار و خون، چیزهای دیگری بخاطر گوشمالی یهودیان، حرام شده است.) و(لی ما با تحریم) ظلمی بر آنان نکردیم، ولکن (تحریم ما کیفر) ستمی بود که آنان بر خویش رواداشته بودند.
نکته ها:
در چند آیه قبل با جمله «انّما حرّم» خواندیم که تنها چهار چیز بر شما حرام است؛ مردار، خون، گوشت خوک، حیوانی که به نام وبرای غیر خدا ذبح شده باشد. در اینجا سؤالی به ذهن می رسد که اگر غذاهای حرام منحصر در چهار چیز است پس چرا در سوره ی انعام آیه 146 که قبل از نحل نازل شده، حیوانات ناخن دار و پیه گاو و گوسفند بر یهودیان حرام شد؟!
گویا این این آیه در پاسخ می فرماید: آنچه بر یهودیان حرام شد به عنوان محاصره اقتصادی وبرای تنبیه وگوشمالی آنها بوده نه آنکه واقعاً حرام بوده است.
در اسلام دو نوع تحریم وممنوعیت وجود دارد؛ یکی تحریم دایمی وبرای عموم مردم. ودیگری تحریم موقت وبرای گروه خاص. (حرّمنا ... کانوا انفسهم یظلمون)
پیام ها:
1- محاصره اقتصادی می تواند اهرمی برای تربیت باشد. (حرّمنا... کانوا انفسهم یظلمون)

سوره نحل آیه 119

(119) ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِینَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَلَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِکَ وَ أَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّکَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ
ترجمه: سپس البته پروردگار تو برای کسانی که از روی نادانی کار بدی کردند آنگاه از پس آن توبه کرده و به کار شایسته پرداختند همانا پروردگارت پس از آن توبه، قطعاً بخشنده مهربان است.
نکته ها:
جهل به معنای ندانستن است، ولی جهالت در موردی که انسان می داند ولی هوی و هوس بر او غالب می شود نیز بکار می رود. در سوره ی انعام آیه 54 و سوره نساء آیه 17 نیز جهالت به این معناست.**(کتب ربکم علی نفسه الرحمة انه من عمل منکم سوء بجهالة ثم تاب من بعده واصلح...) انعام، 54
(انما التوبة علی اللَّه للذین یعملون السوء بجهالة ثم یتوبون من قریب...) نساء، 17.***
پیام ها:
1- اسلام بن بست ندارد و راه بازسازی را برای انسان باز گذاشته است. (ثم تابوا)
2- پذیرفتن توبه از شئون ربوبیّت الهی و شیوه های تربیت است. (ربّک)
3- توبه واقعی آن است که همراه با اصلاح وجبران خلاف ها باشد. (تابوا... واصلحوا)
4- راه توبه بر روی همه باز است. (للذین)
5- گناهانی که بخاطر غلبه ی هوس باشد نه انکار و عناد، به پذیرش توبه نزدیک است. (عملوا السّوء بجهالةٍ ثم تابوا)
6- پذیرفتن توبه از جانب پروردگار قطعی است. (انّ - لغفورٌ - جمله اسمیه)
7- خداوند علاوه بر پذیرش خلافکار، نسبت به او مهربان نیز هست. (لغفور رحیم)