فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 104

(104) إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بَِایَتِ اللَّهِ لَا یَهْدِیهِمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ
ترجمه: همانا کسانی که به آیات خداوند ایمان نمی آورند، خداوند آنان را هدایت نمی کند و برایشان عذابی دردناک است.
نکته ها:
شاید این آیه در تداوم پاسخ آیه قبل باشد که اگر مراد از آموزش دادن به پیامبر اسلام آموزشِ زبان است، آن شخص معلّم که عرب نیست، چگونه به پیامبر عرب آموزش می دهد؟ ولی اگر مراد محتوی قرآن است، پس بدانید که خداوند گروه بی دین را هدایت نمی کند، یعنی آن معلّمی که ایمان به آیات الهی ندارد، راهی به آن همه معارف بلند و حقه ی پروردگار ندارد چه برسد به اینکه به دیگری آموزش دهد.**تفسیر المیزان.***
و ممکن است این آیه اعلام خطر به کسانی باشد که برای پیامبر معلمّی می تراشند که خداوند این افراد را هدایت نخواهد کرد.

سوره نحل آیه 105

(105) إِنَّمَا یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بَِایَتِ اللَّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَذِبُونَ
ترجمه: جز این نیست که دروغ را تنها کسانی می سازند که آیات خدا را باور ندارند و آنان خود دروغگویانند، (نه پیامبری که با تمام وجود به خدا ایمان دارد)
نکته ها:
در دو آیه قبل کفار در تهمتی که به پیامبر اکرم می زدند گفتند: این آیات را بشری به او یاد داده و او به دروغ آن را به خدا نسبت می دهد خداوند در پاسخ فرمود: آن شخصِ معلم عرب نیست علاوه بر آنکه آن همه معارف قرآن را خداوند به کافری نمی دهد، ودر این آیه می فرماید: پیامبر کسی نیست که حرف دیگران را به خدا نسبت دهد، این کار کسانی است که ایمان ندارند.
قرآن می فرماید: اگر کلامی را به دروغ به ما نسبت دهند، رگ حیاتشان را قطع می کنیم.**الحاقه، 46.***
در تفسیر درالمنثور والمیزان از رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمده: مؤمن ممکن است گرفتار زنا و دزدی شود، امّا دروغ نمی گوید!. سپس این آیه را تلاوت فرمودند.

سوره نحل آیه 106

(106) مَن کَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِیمَنِهِ إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَنِ وَ لَکِن مَّن شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْراً فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ
ترجمه: کسی که بعد از ایمان به خدا کافر (و مرتد) شود، نه آنکه او را به زور وادار کرده اند (که با زبان اظهار کفر کند) در حالی که قلبش به ایمان خویش مطمئن است، بلکه کسی که سینه به روی کفر بگشاید (و بعد از ایمان با شادی به استقبال کفر برود) پس بر آنان از طرف خداوند غضبی است و برایشان عذابی بزرگ است.
نکته ها:
در آغاز اسلام کفار مکّه، پدر و مادر عمّار یاسر را بخاطر اسلام آوردن با شکنجه شهید کردند، همین که نوبت شکنجه به عمّار رسید او کلماتی که کفار می خواستند به زبان جاری کرد و جان خود را نجات داد، عمّار مورد سرزنش بعضی قرار گرفت که او از اسلام دست برداشته است، عمّار گریه کنان نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمد و حضرت دست نوازش بر سر او کشید و فرمود: اگر باز هم جانت در خطر افتاد این کلمات را بگو و خودت را نجات بده، تو سر تا پا ایمان هستی.
این عمل را در اصطلاح تقیه می گویند که در اسلام احکامی را به دنبال دارد، لکن باید بدانیم که موارد تقیه مختلف است؛ گاهی تقیه واجب است و گاهی باید تا پای جان ایستاد و حرف حق خود را زد وتقیه نکرد، نظیر کاری که ساحران فرعون انجام دادند، آنها همین که معجزه ی حضرت موسی را دیدند، یک سره ایمان آوردند و در برابر تهدیدات فرعون ترسی به خود راه نداده و به او گفتند: هر کاری می خواهی بکن، ما دست از ایمان خود برنمی داریم. فرعون آنان را شهید کرد و این مقاومت مورد ستایش قرآن قرار گرفته است.
البته تقیّه نشانه ی ارتداد، ضعف و ترس و عقب نشینی و خودباختگی و تسلیم نیست، بلکه یک نوع استتار و تاکتیک برای حفظ نیروها و برنامه هاست. ودر روایات تقیه به سپر و حرز تشبیه شده است.
پیام ها:
1- کیفر مرتّد قهر، الهی در دنیا و آخرت است. (من کفر باللَّه من بعد ایمانه ... غضب من اللَّه و لهم عذاب عظیم)
2- انسان در معرض خطر وبدعاقبت شدن است. (کفر باللَّه من بعد ایمانه)
3- اسلام برای موارد استثنایی و ضرورت ها، حساب جداگانه ای باز نموده است. (الاّ مَن اُکره)
4- وظیفه ی انسان در حال اکراه تغییر می کند. (الا من اُکره)
5- اقرار و اعتراف، در حال اکراه (و زیر شکنجه وفشار) ارزش ندارد. (من اُکره و قلبه...)
6- روح اسلام ایمان قلبی است. (و قلبه مطمئن)
7- اکراه پذیری مربوط به جسم است نه قلب. (اُکره و قلبه مطمئن)
8- بدترین نوع کفر جدا شدن از مسلمانان وباز کردن آغوش برای کفر است. (شرح بالکفر صدرا)
9- ایمان دو نوع است؛ نوعی که روح انسان با آن گِره می خورد و پایدار است، (قلبه مطمئن بالایمان) و نوعی که عارضی است. (کفر ... بعد ایمانه)