فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 99

(99) إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَنٌ عَلَی الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَلَی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ
ترجمه: البته شیطان را بر کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل می کنند، غلبه و سلطه ای نیست.
نکته ها:
هر کار خوبی ممکن است آفاتی داشته باشد، همانگونه که عزّت، آفتی دارد مثل تکّبر و خدمت به مردم، آفتی دارد مثل منت گذاشتن، قرائت قرآن نیز ممکن است آفاتی از قبیل خودنمایی، کسب درآمد، رقابت های منفی، فریب مردم، فهم غلط، تفسیر به رای و... داشته باشد که انسان باید هنگام تلاوت قرآن از شرّ همه ی آفات، به خداوند پناه ببرد.
امام صادق علیه السلام فرمود: تلاوت نیاز به سه چیز دارد: قلب خاشع و بدن فارغ و موضع خالی. یعنی حالتی که در آن پیش داوری نباشد.**تفسیر فرقان.***
قرآن اگر همراه با تفسیر و نظرات امامان معصوم علیهم السلام باشد، «کتاب اللَّه و عترتی لن یفترقا» وبر دل های پاک وارد شود، (هدیً للمتقین) سبب هدایت ورشد و زیاد شدن ایمان وعلم می گردد. چنانکه قرآن می فرماید: ای پیامبر هرگاه قرآن تلاوت می کنی ما میان تو و کسانی که ایمان به آخرت ندارند مانعی قرار می دهیم**اسرا، 45.***
در روایات می خوانیم: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هنگام تلاوت قرآن جمله «اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم» را می خواندند.**تفسیر کنزالدقائق.***
پیام ها:
1- از خطر نفوذ شیطان در بهترین افراد و مقدس ترین کار غافل نباشید. (تلاوت قرآن از شخصی مثل پیامبر اکرم هم نیاز به استعاذه دارد)
2- شیطان به سراغ همه می آید، امّا در همه تأثیرگزار نیست. (لیس له سلطان علی الذین آمنوا)
3- ایمان و توکل، قلعه ای است که انسان را از آسیب پذیری حفظ می کند. (لیس له سلطان علی الذین امنوا)
4- پناه بردن به خداوند، نشانه ی ایمان به او و توکل بر اوست. (فاستعذ باللَّه ... امنوا و علی ربهم یتوکلون)
5- پناه بردن شما همراه پناه دادن اوست. (پس پناه ببرید، (فاستعذ) تا او شما را پناه دهد و اگر او پناه ندهد، پناهندگی ما بیهوده است.)
6- جز پناهندگی به او راه دیگری نیست. (فاستعذ باللَّه)

سوره نحل آیه 100

(100) إِنَّمَا سُلْطَنُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِکُونَ
ترجمه: غلبه وسلطه ی شیطان تنها بر کسانی است که (با پیروی از او) سلطه و ولایت او را می پذیرند، و (بر) کسانی است که آنان (به واسطه فریب شیطان) به خدا شرک آورده اند.
نکته ها:
شیطان به عزت خداوند سوگند یاد کرده که با استمداد از حزب و قبیله اش و از راه زینت دادن، وعده ها، تبلیغات، وسوسه ها و افراد منحرف، از هرسو انسان را شکار کند. ومردم در برابر این سوء قصد به چند گروه تقسیم می شوند از جمله:
1- انبیا که شیطان تنها در آروزها و اهداف آن بزرگواران مانع تراشی می کند، ولی در خود آنان نقشی ندارد.**(القی الشیطان فی امنیّته) یعنی شیطان در اهداف و آرزوهای پیامبر چیزی را القاء می کند، ولی خداوند توطئه اش را خنثی می نماید. حج، 52.***
2- مؤمنان که شیطان با آنان تماس می گیرد، ولی آنها متذکر شده ونجات می یابند.**(اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا) اعراف، 201.***
3- مردم عادی که شیطان در روح آنان فرو رفته و وسوسه می کند.**(یوسوس فی صدور الناس) ناس، 5.***
4- افراد فاسق، که شیطان در عمق جانشان رفته و بیرون نمی آید و بر فکر و دل و اعضای آنان تسلط می یابد.**(فهو له قرین) زخرف، 36.***
پیام ها:
1- مقدمات سلطه ی شیطان را خودمان فراهم می کنیم. (انما سلطانه علی الذین یتولّونه) (تا مردم ولایت منحرفان را نپذیرند آنان کاری از پیش نمی برند)
2- موحدین واقعی بیمه هستند، لکن هر کس به سراغ غیر او رفت نفوذ پذیر می شود. (انما سلطانه علی الذین ... هم به مشرکون)

سوره نحل آیه 101

(101) وَإِذَا بَدَّلْنَآ ءَایَةً مَّکَانَ ءَایَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا یُنَزِّلُ قَالُواْ إِنَّمَآ أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ
ترجمه: وهرگاه آیه ای را جایگزین آیه ای کنیم، در حالی که خداوند به آنچه نازل می کند داناتر است، (و می داند در چه شرایطی چه دستوری دهد) مخالفان گویند: همانا تو دروغ بافی، (چنین نیست) بلکه بیشترشان نمی دانند (که تغییر قانون بخاطر هوس، پشیمانی و ضعف و سردرگمی نیست، بلکه بر اساس مصلحت است).
نکته ها:
گاهی پزشک بخاطر تغییر حال بیمار، نسخه را تغییر می دهد و این نوع تغییر در آیات و احکام نیز هست که به آن نسخ می گویند. مخالفان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همین که می دیدند دستوری عوض شد می گفتند: تو یارانت را مسخره کرده ای و هرروز قانون و دستوری را به دروغ می بافی و قانون قبل را لغو می کنی.
پیام ها:
1- دین دو نوع قانون دارد؛ ثابت ومتغیر و تغییر آن بدست خداست. (بدلّنا)
2- همه قوانین الهی در زمان و شراط خودش ارزش دارد. (آیةً مکان آیة)
3- مردم اسرارِ قوانین الهی را نمی دانند. (واللَّه اعلم ... اکثرهم لایعلمون)
4- تغییر قانون الهی، نشانه شک و پشیمانی و رشد علمی و تجربی یا ضعف در قانون گزاری نیست، بلکه نشانه تدبیر وحکمت وتوجه به شرایط است. (واللَّه اعلم)
5- دشمن از هر فرصتی سوءاستفاده کرده و هر چیزی را دستاویز قرار می دهد. (بدّلنا آیة مکان آیة قالوا...)
6- ریشه ی بعضی انتقادات و تهمت ها جهل است. (بل اکثرهم لایعلمون)