فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 88

(88) الَّذِینَ کَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِیلِ اللَّهِ زِدْنَهُمْ عَذَاباً فَوْقَ الْعَذَابِ بِمَا کَانُواْ یُفْسِدُونَ
ترجمه: کسانی که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، به سزای فساد مداومشان عذابی بر عذابشان افزودیم.
نکته ها:
عکس العمل مردم در برابر راه خدا متفاوت، گاهی مثبت و گاهی منفی است و هرکدام دارای درجات و مراحلی می باشد؛
الف: برخوردهای مثبت:
- گروهی در انتظار فهم راه خدا وپیمودن آن هستند. (عسی ربی ان یهدینی سواءالسبیل)**قصص، 22.***
- گروهی به خاطر خدا هجرت می کنند. (و من یهاجر فی سبیل اللَّه)**نساء، 100.***
- گروهی به خاطر در راه خدا بودن محاصره می شوند. (احصروا فی سبیل اللَّه)**بقره، 273.***
- گروهی در راه خدا آزار را تحمل می کنند. (اوذوا فی سبیلی)**آل عمران، 195.***
- گروهی منادی دعوت دیگران به راه خدا می شوند. (ادع الی سبیل ربّک)**نحل، 125. 2. آل عمران، 146. 3. نساء، 76.***
- گروهی در راه خدا هرگز سست نمی شوند. (فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل اللَّه)*****
- گروهی در راه خدا می جنگند. (یقاتلون فی سبیل اللَّه)*****
- گروهی کشته می شوند. (قتلوا فی سبیل اللَّه)**آل عمران، 169. 5. اعراف، 30. 6و7. اعراف، 45.***
ب: برخوردهای منفی:
- گروهی خیال می کنند در راه خدا هستند. (یحسبون انهم مهتدون)*****
- گروهی راه خدا را کج می خواهند. (یبغونها عوجا)*****
- گروهی راه خدا را بر دیگران می بندند. (صدّوا عن سبیل اللَّه)*****
- گروهی برای بستن راه خدا پولها خرج می کنند. (ینفقون اموالهم لیصدوا عن سبیل اللَّه)**انفال، 36.***
پیام ها:
1- کفر مقدمه ی فساد است. (کفروا و صدوا ... یفسدون) همانگونه که ایمان مقدمه عمل صالح است. (آمنوا و عملوا الصالحات) (که در آیات متعدد آمده است)
2- حساب رهبران کفر که با قلم و بیان و امکانات، راه خدا را می بندند، از حساب افراد عادی جداست. (زدناهم عذاباً فوق العذاب)
3- مفسد فی الارض تنها کسانی که امنیت جامعه را بهم می زنند نیستند، بلکه هر فرد یا گروهی که به هر شکلی، مانع رشد معنوی جامعه شود، مفسد است. (الذین کفروا و صدّوا ... بما کانوا یفسدون)

سوره نحل آیه 89

(89) وَیَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِکَ شَهِیداً عَلَی هَؤُلَآءِ وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَبَ تِبْیَناً لِّکُلِّ شَیْ ءٍ وَ هُدیً وَرَحْمَةً وَبُشْرَی لِلْمُسْلِمِینَ
ترجمه: و(یاد کن) روزی را که در هر امّتی، شاهدی بر آنان از خودشان برانگیزیم و تو را بر آنان گواه آوریم و بر تو این کتاب را نازل کردیم که روشنگر هر چیز است و مایه ی هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است.
نکته ها:
در پنج آیه قبل نیز به مسأله گواه بر امّت ها اشاره شد و این جزء عقاید قطعی ماست که در قیامت، هر امّتی شاهد و گواهی دارند و پیامبر اسلام شاهد بر این امّت و گواهان سایر امت هاست. نکته مهم آن است که گواهی اولیای خدا باید از روی حسّ و دیدن و علم باشد و آنها از هرگونه خطا و کذب معصوم باشند تا گواهی آنها در آن روز حسّاس بر همه ی مردم، یک نوع اتمام حجت باشد. و ناگفته پیداست کسی که بر اعمال حاضر و غایب و ظاهر و باطن مردم، آگاه باشد و سخن او در قیامت مورد پذیرش امّت و خداوند باشد، جز انبیا و امامان معصوم، که با امدادهای غیبی، بر رفتار و کردار و گفتار و نیّات مردم، آگاهند، کس دیگری نخواهد بود.
در تفسیر صافی از امام صادق علیه السلام نقل شده که آن حضرت فرمود: بخدا قسم ما هر چه را در آسمان ها و زمین و آنچه را میان آنهاست و هر چه در بهشت و دوزخ است، می دانیم. سپس امام این آیه را سه بار پی درپی تلاوت فرمودند.**و3. تفسیر کنزالدقائق.***
امام باقر علیه السلام فرمود: هر چه را که امت به آن نیاز داشته، در قرآن آمده است و هر سخنی که از من شنیدید اگر سند قرآنی اش را بخواهید، خواهم گفت.*****
حضرت علی علیه السلام فرمود: خبر شما و تاریخ گذشتگان و آیندگان و آسمان و زمین در قرآن آمده است.*****
امام رضا علیه السلام در جلسه ای به رؤسای ادیان فرمود: از معجزات پیامبر اسلام آن است که یتیمی فقیر و چوپانی درس نخوانده، کتابی داشته باشد که «تبیان کلّ شی» باشد و اخبار گذشته و آینده تا قیامت در آن ثبت شده باشد.
امام صادق علیه السلام فرمود: هر مسأله ای که مورد اختلاف دو نفر باشد در کتاب خدا، اصلی که آنرا حلّ کند وجود دارد، گرچه عقل مردم به آن نرسد.**تفسیر نورالثقلین.***
قرآن بیان هر چیز است، اما هر کس نمی فهمد چنانکه حضرت علی علیه السلام می فرماید: در قرآن، برای عوام عبارتِ ظاهری، برای خواص اشاراتِ رمزی، برای اولیای خدا، لطائف الهی و برای انبیا، حقایق است.**تفسیر فرقان.***
تبیان همه چیز بودن، یا مستقیم است یا بواسطه ی آیاتی که در آن اصولی مطرح شده و آن اصول برای ما کارساز است. نظیر آیه؛ (ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا)**حشر، 7.*** آنچه را پیامبر برای شما آورده بگیرید و از آنچه شما را نهی کرده دور شوید و نظیر آیه؛ (لتبین للناس ما نزّل الیهم)**نحل، 44.***
پیام ها:
1- نظارت دائمی اولیای خدا بر اعمال ما، یکی از مسلّمات قرآنی است. (شهیداً علیهم)
2- گواهان در قیامت، سلسله مراتب دارند. برای هر امّتی، امامِ آن شاهد است و پیامبر اسلام، شاهد بر همه ی گواهان است. (جئنا بک علی هؤلاء شهیداً)
3- هم پیامبر اسلام بر همه پیامبران شاهد است و هم کتابش، تبیان کلّ شی ء است. (نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی ء)
4- قرآن کتابی جامع برای بیان همه نیازهای جامعه است. (تبیاناً لکلّ شی ء)

سوره نحل آیه 90

(90) إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَنِ وَإِیتَآیِ ذِی الْقُرْبَی وَیَنْهَی عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ
ترجمه: همانا خداوند (مردم را) به عدل و احسان و دادن (حق) خویشاوندان، فرمان می دهد و از کارهای زشت و ناپسند و تجاوز، نهی می فرماید او شما را موعظه می کند باشد که متذکر شوید.
نکته ها:
این آیه منشور جهانی اسلام است که امام باقر علیه السلام آنرا در خطبه های نماز جمعه می خواندند. و به گفته تفسیر صافی؛ اگر در قرآن همین یک آیه بود، کافی بود که بگوییم قرآن «تبیان کلّ شی» است، اوامر و نواهی این آیه در همه ادیان بوده و هرگز نسخ نشده است.
ولیدبن مغیره، چنان جذب این آیه شد که گفت: شیرینی، زیبایی، محتوای آن، چنان است که نمی تواند کلام بشر باشد.**تفسیر کبیر.*** و عثمان بن مظعون می گوید با شنیدن این آیه، اسلام به عمق جانم نفوذ کرد و به دلم نشست.
«عَدل» درباره چیزی است که تساوی آن با بصیرت درک شود و «عِدل» در مورد چیزی است که تساوی آن با حسّ درک شود. «عَدل» مساوات در جزء است ولی «احسان» زیاد کردن پاداش است.**مفردات راغب.***
«عَدل» دوری از افراط و تفریط است که هم در عقاید مطرح است و هم در رفتار شخصی و جامعه و سفارش این آیه هم به فرد است و هم به حکومت ها.
«عَدل» در نظام آفرینش، رمز پایداری آن است. «بالعدل قامت السموات والارض» و در نظام تشریع سرلوحه ی دعوت همه انبیاست.
«احسان» کلمه ی مبارکی است که شامل خدمات مالی، فکری، فرهنگی، عاطفی، می شود. و«فحشا» به گناهی گفته می شود که بزرگ و رسوا باشد و «منکر» به کاری گویند که عقل و فطرت و شرع آنرا انکار کند.
به گفته تفسیر فی ظلال، هرگاه طاغوت ها با تبلیغات فاسد، زشتی گناه را در دیده ی مردم اندک وحساسیت مردم را نسبت به گناه کم کنند، ملاک معروف ومنکر، شرع خواهد بود.
پیام ها:
1- آیا خداوندی که انسان ها را به عدل و احسان دعوت می کند، می شود که خود عادل نباشد! (ان اللَّه یأمر بالعدل و الاحسان)
2- عدل واحسان در کنار هم جاذبه دارد، وگرنه مقررات خشک دلها را التیام نمی دهد.(یأمر بالعدل والاحسان) (عدل مقدار واجب واحسان مقدار مستحب است)
3- اولین آمر به معروف وناهی از منکر، خود خداوندست. (انّ اللَّه یأمر ... و ینهی)
4- در احسان، رسیدگی به بستگان و صله رحم اولویت دارد. (الاحسان وایتاء ذی القربی)
5- امر به معروف بر نهی از منکر مقدم است و عدل بر احسان. (یأمر بالعدل و الاحسان ... و ینهی)
6- امر به معروف و نهی از منکر باید در فضای صفا و محبت و در قالب موعظه و خیرخواهی باشد. (یأمر ... ینهی ...یعظکم)
7- آمرین به معروف نباید از مردم انتظار پذیرش صددرصد داشته باشند.(لعلّکم تذکرون)
8- مردم فطرتاً به عدل واحسان گرایش دارند واز فحشا ومنکر متنفرند، لکن وسوسه ها وغرایز موجب غفلت اند که باید با تذکر آنانرا متذکر نمود. (لعلّکم تذکّرون)
9- در نهی از منکر باید ابتدا گناهان رسوا را جلوگیری کرد، همانگونه که در امر به معروف باید ابتدا به واجبات سفارش کرد. (یأمر بالعدل ... ینهی عن الفحشا)
10- سفارش به عدل و نهی از فحشا، سنت ابدی خداوند است. (یأمر ... ینهی ... یعظکم) (فعل مضارع نشانه استمرار است)