فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 83

(83) یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ یُنکِرُونَهَا وَأَکْثَرُهُمُ الْکَفِرُونَ
ترجمه: (آنها) نعمت خداوند را می شناسند، سپس آنرا انکار می کنند وبیشتر آنان کافر و ناسپاسند.
نکته ها:
قرآن درباره ی انکار عالمانه و لجاجت با حق، بارها سخن گفته است؛ گاهی می فرماید: با آنکه از درون، یقین دارند، انکار می کنند، (و جحدوا بها واستیقنتها انفسهم)**نمل، 14.*** گاهی می فرماید: پیامبر را مثل فرزندان خود می شناختند، ولی انکارش می کردند، (یعرفونه کما یعرفون ابنائهم)**. بقره، 146.*** گاهی می فرماید: حق را می دانند ولی آگاهانه کتمان می کنند، (لیکتمون الحق و هم یعلمون)***** وگاهی می فرماید: مطلب را درک می کنند ولی روی آنرا می پوشانند، (فلما جائهم ما عرفوا کفروا به)**بقره، 89.***
امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی علی بن ابی طالب علیهماالسلام در مسجد پیامبر ودر حال رکوع، انگشتر خود را به فقیر داد و آیه ی 55 سوره مائده نازل شد که ولیّ شما فقط خدا ورسول وکسی است که در رکوع انفاق می کند، گروهی ولّی خود را شناختند و انکار کردند، در این هنگام این آیه نازل شد؛ (یعرفون نعمت اللَّه ثم ینکرونها).**تفسیر کنزالدقائق.***
امام صادق علیه السلام فرمود: «نحن واللَّه نعمت اللَّه التی انعم بها علی عباده و بنا یفوز من فاز»**بحار، ج 8، ص 245.*** بخدا سوگند، نعمتی را که خدا به بندگان انعام کرده، ما هستیم و تنها بواسطه ما مردم رستگار می شوند.
پیام ها:
1- علم و شناخت کافی نیست، پذیرش و عمل لازم است. (یعرفون .. ینکرونها)
2- ریشه ی کفر، علاوه بر جهل، تعصب های قومی، لجاجت روحی و حفظ منافع مادی است. (یعرفون ... ینکرون، ... الکافرون)
3- بعد از شناخت حق، تا مدتّی تضاد و درگیری در روح است، تا بالاخره شقاوت غالب شده و کفر می ورزند. (ثم ینکرونها) و نفرمود: «فینکرونها»

سوره نحل آیه 84

(84) وَیَوْمَ نَبْعَثُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً ثُمَّ لَا یُؤْذَنُ لِلَّذِینَ کَفَرُواْ وَ لَا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ
ترجمه: و(یاد کن) روزی را که از هر اُمّتی شاهدی برانگیزیم، سپس به کسانی که کفر ورزیدند اجازه (هیچ کلامی) داده نخواهد شد وآنها برای عذرخواهی فراخوانده نمی شوند.
نکته ها:
در قرآن بارها، سخن از گواهانِ قیامت مطرح شده است؛ پیامبران، فرشتگان، اولیای خدا، زمین واعضای بدن، از گواهان آن روز هستند. امام صادق علیه السلام فرمودند: برای هر امّت و زمانی، امامی هست که مردم با او محشور می شوند.**تفسیر مجمع البیان.*** و امام باقر علیه السلام در ذیل آیه فرمودند: «نحن الشهود علی هذه الامة» همانا ما شاهدان بر این امّت هستیم.
با آنکه خداوند همه جا حاضر وبه همه چیز آگاه است، ولی وجود گواهان متعدد، عامل پیدایش تقوا وحیا برای مؤمنان و وسیله ی رسوایی بیشتر مجرمان است.
شرط شهادت و گواهی، علم و آگاهی همراه با عدالت است. بنابراین اولیای خدا که در قیامت شاهد بر ما هستند باید در دنیا، بر کار ما ناظر بوده و اعمال ما بر آنها عرضه شود و این همان عقیده ماست که به گفته روایاتِ متعدد وآیه ی مبارکه (سیری اللَّه عملکم و رسوله و المؤمنون)**توبه، 105. 2. سبأ، 31. 3. صافات، 29.*** هر هفته، اعمال ما به امام زمان علیه السلام عرضه می شود. و بدون این عقیده، آیاتِ «شهادت» و گواهی در قیامت، قابل توجیه نیست. چگونه کسی که از اعمال ما خبر ندارد یا عدالت ندارد، در قیامت گواهی بدهد.
کلمه ی «استعتاب» از عتاب است، یعنی گنهکار از صاحبِ حق، طلب عتاب و سرزنش می کند تا بدین وسیله قهرش فرو نشیند و رضایت دهد.
در دنیا هم می توان توبه کرد، هم عذرخواهی و هم جبران نمود، اما در قیامت نه جای توجیه است، نه تعذیر، نه تدارک:
اما توجیه مردود است، چون وقتی که بعضی از دوزخیان به گروه دیگری می گویند: (لولا انتم لکنّا مؤمنین)***** اگر شما نبودید ما مؤمن بودیم، خطاب می رسد: (بل لم تکونوا مؤمنین)***** بلکه خود شما اهل ایمان آوردن نبودید.
اما تدارک گناه مردود است، چون وقتی از خداوند می خواهند؛ (فارجعنا نعمل صالحاً)**سجده، 12. 5. مؤمنون، 100. 6. سجده، 14. ***ما را به دنیا بازگردان تا کار شایسته ای انجام دهیم، پاسخ می شنوند: (کلا انها کلمة هو قائلها)*****، (فذوقوا بما نسیتم)*****
واما عذرخواهی مردود است، چرا که قرآن می فرماید: (ولایؤذن لهم فیعتذرون)**مرسلات، 36. ***اجازه نمی یابند که عذرخواهی کنند.
پیام ها:
1- گواه هر قومی، از خودشان است تا حجّت بر آنها تمام شود. (من کل امة شهیداً)
2- خدا در میان هر قومی ودر هر زمانی، برمردم حجّت وشاهد دارد. (من کل امّة شهیداً)
3- در دادگاه الهی، حساب و کتاب و گواه و شهادت مطرح است. (شهیداً)
4- با وجود شاهد و حجّت، دیگر عذرتراشی و توجیه، یا رضایت طلبی معنا ندارد. (لایؤذن ... لا هم یستعتبون)

سوره نحل آیه 85

(85) وَإِذَا رَءَا الَّذِینَ ظَلَمُواْ الْعَذَابَ فَلَا یُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلَا هُمَ یُنظَرُونَ
ترجمه: وچون کسانی که ستم کردند عذاب را ببینند، پس نه از آنان عذاب کم شود و نه مهلتشان داده شود.
نکته ها:
در آیه قبل خواندیم که در قیامت، نه اجازه ی توجیه دهند و نه امکان رضایت طلبی. و در این آیه می فرماید: قهر خداوند در آن روز، نه تخفیفی دارد و نه تأخیری.
پیام ها:
1- سرچشمه عذاب خداوند، ظلم خود بشر است. (رأ الذین ظلموا العذاب)
2- آگاهی از کیفر وچگونگی آن، عامل بازدارنده از گناه است. (اذا رأ الذین ظلموا...)
3- در قیامت، کیفر ستمگران، تخفیف وتأخیر ندارد. (الذین ظلموا...فلا یخفّف عنهم و...)