فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 81

(81) وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلَلاً وَجَعَلَ لَکُم مِّنَ الْجِبَالِ أَکْنَناً وَ جَعَلَ لَکُمْ سَرَبِیلَ تَقِیکُمُ الْحَرَّ وَسَرَبِیلَ تَقِیکُم بَأْسَکُمْ کَذَلِکَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ
ترجمه: وخداوند از آنچه آفریده، برای شما سایه ها قرار داد و از کوه برایتان، غارها قرار داد وبرای شما لباس هایی قرار داد که شما را از گرما (و سرما) حفظ می کند ولباس هایی که شما را از آسیب های یکدیگر حفظ می نماید. اینگونه (خداوند) نعمت خود را بر شما تمام می کند، باشد که خود را تسلیم او کنید.
نکته ها:
کلمه ی «اکنان» جمع «کنّ» به چیزی گفته می شود که وسیله ی استتار باشد و مراد از آن در این آیه، غارها و تونل های زیر کوه هاست.
خداوند در آیه قبل، نعمت مسکن را برای شهرنشینان؛ (جعل لکم من بیوتکم سکناً)، ونعمتِ چادر را برای کوچ نشینان؛ (جعل لکم من جلود الانعام بیوتا)، مطرح کرد ودر این آیه، نعمت غار را برای غارنشینان؛ (جعل لکم من الجبال اکناناً) مطرح ساخته است.
در میان انواع لباس ها، نام «سرابیل» به معنای پیراهن، برده شده که لباس دائمی برای زن و مرد، کودک و بزرگ، در همه حال و همه جاست و تمام بدن را می پوشاند.
به گفته ی تفسیر المیزان، رسم عرب بر آن است که میان دو امر متضاد، نام یکی را می برد ولی هر دو را در نظر دارد. لذا در این آیه نیز مراد از جمله ی «تقیکم الحر» لباسی است که انسان را از سرما وگرما حفظ می کند، گرچه فقط نام گرما برده شده است.
پیام ها:
1- توجه و یاد نعمت ها، علاقه انسان را به ولی نعمت زیاد و روح تسلیم و پرستش را در او زنده می کند. (کلّ آیه)
2- نقش سایه، کمتر از روشنایی و نور نیست. (جعل لکم... ظلالاً)
3- کامیابی از نعمت ها، ما را از یاد آفریدگار آنها غافل نکند. (در این آیه سه بار کلمه ی «جَعَل» و یکبار کلمه ی «خَلَق» بکار رفته است)
4- زره ولباس دفاع که با نرم شدن آهن و خلاقیت ساخته شده، از الطاف الهی است. (جعل لکم سرابیل تقیکم بأسکم)
5- توجه دادن مردم به نعمت ها وخالق آنها، بهترین راه دعوت به خدا و جلوگیری از سرکشی و تکبر است. (یُتّم نعمته علیکم لعلکم تسلمون)
6- در گفتگوها، مخاطب و محیط سخن را در نظر بگیرید. (گرچه لباس وسیله ی حفظ از سرما و وسیله ی زیبایی نیز هست، لکن چون مشکل منطقه حجاز گرما و جنگ بود، خداوند به دو فایده حفاظت از گرما و جنگ اشاره کرده است. (سرابیل تقیکم الحرّ... تقیکم بأسکم)

سوره نحل آیه 82

(82) فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَیْکَ الْبَلَغُ الْمُبِینُ
ترجمه: پس (ای پیامبر) اگر روی برتافتند، پس بر (عهده) تو جز تبلیغ روشن نیست.
پیام ها:
1- انسان در انتخاب راه وعقیده اختیار دارد و نشانه ی آن سرکشی در برابر دعوت انبیاست. (فان تولّوا)
2- وظیفه ی انبیا، ابلاغ است نه اجبار. (فانّما علیک البلاغ)
3- تبلیغ باید روشن و بدون ابهام و شک باشد. (البلاغ المبین)
4- اگر انسان روح سالم نداشته باشد، روشن ترین تبلیغ ها (البلاغ المبین)، از پاک ترین افراد یعنی انبیا، در او کارساز نیست. (فان تولّوا)

سوره نحل آیه 83

(83) یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ یُنکِرُونَهَا وَأَکْثَرُهُمُ الْکَفِرُونَ
ترجمه: (آنها) نعمت خداوند را می شناسند، سپس آنرا انکار می کنند وبیشتر آنان کافر و ناسپاسند.
نکته ها:
قرآن درباره ی انکار عالمانه و لجاجت با حق، بارها سخن گفته است؛ گاهی می فرماید: با آنکه از درون، یقین دارند، انکار می کنند، (و جحدوا بها واستیقنتها انفسهم)**نمل، 14.*** گاهی می فرماید: پیامبر را مثل فرزندان خود می شناختند، ولی انکارش می کردند، (یعرفونه کما یعرفون ابنائهم)**. بقره، 146.*** گاهی می فرماید: حق را می دانند ولی آگاهانه کتمان می کنند، (لیکتمون الحق و هم یعلمون)***** وگاهی می فرماید: مطلب را درک می کنند ولی روی آنرا می پوشانند، (فلما جائهم ما عرفوا کفروا به)**بقره، 89.***
امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی علی بن ابی طالب علیهماالسلام در مسجد پیامبر ودر حال رکوع، انگشتر خود را به فقیر داد و آیه ی 55 سوره مائده نازل شد که ولیّ شما فقط خدا ورسول وکسی است که در رکوع انفاق می کند، گروهی ولّی خود را شناختند و انکار کردند، در این هنگام این آیه نازل شد؛ (یعرفون نعمت اللَّه ثم ینکرونها).**تفسیر کنزالدقائق.***
امام صادق علیه السلام فرمود: «نحن واللَّه نعمت اللَّه التی انعم بها علی عباده و بنا یفوز من فاز»**بحار، ج 8، ص 245.*** بخدا سوگند، نعمتی را که خدا به بندگان انعام کرده، ما هستیم و تنها بواسطه ما مردم رستگار می شوند.
پیام ها:
1- علم و شناخت کافی نیست، پذیرش و عمل لازم است. (یعرفون .. ینکرونها)
2- ریشه ی کفر، علاوه بر جهل، تعصب های قومی، لجاجت روحی و حفظ منافع مادی است. (یعرفون ... ینکرون، ... الکافرون)
3- بعد از شناخت حق، تا مدتّی تضاد و درگیری در روح است، تا بالاخره شقاوت غالب شده و کفر می ورزند. (ثم ینکرونها) و نفرمود: «فینکرونها»