فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 75

(75) ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَّمْلُوکاً لَّا یَقْدِرُ عَلَی شَیْ ءٍ وَمَن رَّزَقْنَهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ یُنفِقُ مِنْهُ سِرّاً وَجَهْراً هَلْ یَسْتَوُنَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ
ترجمه: خداوند، برده مملوکی را مثل می زند که بر هیچ چیز توانایی ندارد وکسی که (آزاد است و) ما به او رزق نیکو از جانب خود داده ایم، پس او مخفیانه و آشکارا از آن رزق انفاق می کند. آیا (این دو نفر) برابرند؟ (اگر نزد شما دو انسان توانا و ناتوان برابر نیستند، پس چگونه سنگ و چوب را با خداوند برابر می دانید) ستایش مخصوص خداست، امّا بیشترشان نمی دانند.

سوره نحل آیه 76

(76) وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَّجُلَیْنِ أَحَدُهُمَآ أَبْکَمُ لَا یَقْدِرُ عَلَی شَیْ ءٍ وَهُوَ کَلٌّ عَلَی مَوْلَهُ أَیْنََما یُوَجِّههُّ لَا یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَمَن یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَی صِرَطٍ مُّسْتَقِیمٍ
ترجمه: وخداوند دو مرد را مثال می زند که یکی از آن دو گُنگ است که بر هیچ چیز توانایی ندارد و سربار مولای خویش است، بگونه ای که هر کجا او را می فرستد، هیچ سودی با خود نمی آورد، آیا او با کسی که به عدالت فرمان می دهد و خود بر راه مستقیم می رود برابر است؟.
پیام ها:
1- شما که دو انسان (مولی و عبد) را یکسان نمی دانید، چگونه خالق و مخلوق را مساوی می دانید. (هل یستوی)
2- با سؤال ومثال، وجدان را بیدار ومردم را به فکر وادارید. (ضرب اللَّه مثلاً... هل یستون)
3- ریشه ی شرک مردم، جهل است. (بل اکثرهم لایعلمون)
4- آزادی یک نعمت الهی است (لایقدر علی شی ء - ینفق منه سرّاً و جهراً)
5- رزق حسن زمانی زیباست که همراه با انفاق باشد. (رزقا حسنا فهو ینفق منه) و زبان گویا زمانی ارزش دارد که همراه با امر به عدالت باشد. (من یأمر بالعدل)
6- انفاق سرّی از انفاق عَلَنی، بهتر است. (کلمه ی «سرّ» قبل از «جهر» آمده است)
7- زبان، کلید روزی است. (ابکم لایقدر علی شی ء، کلُّ علی مولاه ... لایأت بخیر)
8- امر به معروف زمانی اثر دارد که آمر نیز در راه درست باشد. (یأمر بالعدل و هو علی صراط مستقیم)
9- افراد مالک نیز از خود چیزی ندارند ودر سایه رزق الهی به نوایی رسیده اند. (در آیه به جای اینکه در برابر «مملوک» کلمه ی «مالک» قرار گیرد، «رزقناه» آمده است)

سوره نحل آیه 77

(77) وَلِلَّهِ غَیْبُ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ وَمَآ أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ
ترجمه: غیب آسماها و زمین مخصوص خداست و برپایی قیامت (در سرعت و آسانی) جز مانند چشم بر هم زدن یا نزدیک تر نیست. البته خداوند بر هر چیزی قادر است.
نکته ها:
کلمه ی «غیب» در برابر شهود و یک امر نسبی است. یعنی ممکن است چیزی نسبت به شخصی، غیب باشد و نسبت به دیگری، حاضر و ظاهر باشد.
«امر الساعة» یعنی واقعه ی قیامت، از مهم ترین مصادیقِ «غیب» است و از الطاف خداوند آن است که زمان آنرا بر ما مخفی داشته است.
ممکن است این آیه پاسخی به تشبیهات مشرکان در آیات قبل باشد، که اگر در آسمان وزمین برای خدا شریکی بود، خدا از او آگاه بود، چون او همه چیز را می داند.
بدن انسان پس از مرگ متلاشی و ذراتش در زمین پخش و غایب می شود، او غیب را می داند و بار دیگری او را می آفریند.
پیام ها:
1- خداوند نه تنها عالم به غیب است، بلکه مالکِ غیب است. (للّه غیب السموات)
2- هیچ کاری برای خدا سخت نیست، حتی برپایی قیامت. (ما امرالساعة الاّ کلمح البصر)
3- باطن و غیب هر کاری در قیامت جلوه می کند. (وللَّه غیب ... و ما امر الساعة)
4- قیامت، شدنی است، زیرا خداوند هم علم به همه چیز دارد و هم قدرت بر دوباره آفریدن. (للَّه غیب، علی کل شی قدیر)
5- به زندگی دنیا مغرور نشوید، قیامت دور نیست، خود را آماده کنید. (کلمح البصر)
6- خدا می تواند مقدمات هر کاری را حذف یا فشرده کند و یا سرعت بخشد.**حذف مقدمات، نظیر سخن گفتن حضرت عیسی در گهواره و سرعت بخشیدن به مقدمات، مانند آوردن تخت بلقیس نزد حضرت سلیمان در یک لحظه. ***(کلمح البصر)