فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 70

(70) وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفَّکُمْ وَمِنکُم مَّن یُرَدُّ إِلَی أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لَا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ قَدِیرٌ
ترجمه: وخداوند شما را آفرید سپس (جان) شما را می گیرد وبعضی از شما به پست ترین دوران عمر (پیری) بازگردانده می شود، تا آنجا که بعد از دانستن (بسیاری از مطالب، بخاطر پیری همه را فراموش می کند و دیگر) چیزی نمی داند. البته خداوند آگاه و توانمند است.
نکته ها:
«ارذل» از «رذل» به معنای پست و بی ارزش است. پست ترین دوران عمر، همان دورانی است که ضعف و فراموشی به حدّ اعلی می رسد.**در آیه پنجم سوره حج نیز راجع به دوران کهولت، مشابه این آیه تکرار شده است.
***
فراموشی دوران کهولت، مربوط به افراد عادی است، وگرنه اولیای خدا نظیر حضرت نوح و حضرت مهدی علیهماالسلام که برای مسئولیتی عمر طولانی دارند، هرگز گرفتار غفلت و سستی و فراموشی نمی شوند.
پیام ها:
1- مرگ و حیات به دست اوست. (خلقکم ثم یتوفّاکم)
2- عمر مفید و باارزش، دوران آگاهی انسان است. عمری که در آن فراموشی و غفلت است، بی ارزش است. (ارذل العمر لکی لا یعلم)
3- عمر طولانی برای همه نیست. (و منکم من یرّد)
4- تغییر و تحولات که در انسان پدید می آید، از قدرت و ضعف، علم و جهل، آگاهی و نسیان، همه بر اساس تدبیر و علم خداوند است. (ان اللَّه علیم قدیر)

سوره نحل آیه 71

(71) وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلَی بَعْضٍ فِی الرِّزْقِ فَمَا الَّذِینَ فُضِّلُواْ بِرَآدِّی رِزْقِهِمْ عَلَی مَا مَلَکَتْ أَیْمَنُهُمْ فَهُمْ فِیهِ سَوَآءٌ أَفَبِنِعْمَةِ اللَّهِ یَجْحَدُونَ
ترجمه: و خداوند بعضی از شما را بر بعضی دیگر در روزی برتری داده است، پس کسانی که برتری داده شده اند، رزق خود را بر زیردستان خود ردّ نمی کنند تا آنکه همه با هم برابر شوند. پس آیا نعمت خدا را انکار می کنند؟
نکته ها:
بعضی از رفتارها در موارد مختلف آثار گوناگونی دارد؛ مثلاً ترحّم نسبت به دیگران کاری پسندیده است، ولی گاهی به قول شاعر: ترحّم بر پلنگ تیز دندان، ستمکاری بود بر گوسفندان. و یا آموزش کار پسندیده ای است، لکن آموزش دادن به بعضی مثل دادنِ تیغ به دست زنگی مست است. لکن رفتار عادلانه همه جا ونسبت به همه یک ارزش است ورعایت عدالت هیچگاه ناپسند نمی شود. لکن معنای عدالت، آن نیست که خداوند همه مردم را در یک درجه از استعداد و شرایط قرار دهد، زیرا اگر همه مردم در برخوداری از نعمت ها مساوی باشند، استخدام و تعاون و همکاری که برای زندگی اجتماعی یک ضرورت است از بین می رود.**قرآن در آیه 32 سوره زخرف می فرماید: (و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیتّخذ بعضهم بعضاً سخریّاً) یعنی ما بعضی انسان ها را بر بعضی دیگر برتری دادیم تا بدین وسیله، استخدام پیش آید. (کلمه «سُخریاً» به معنای تسخیر و استخدام و «سِخریاً» به معنای استهزا است)***
تفاوت مردم در رزق، یکی از برنامه های حکیمانه الهی است. زیرا اگر همه مردم یکسان و یکنواخت بهره می بردند، کمالات معنوی آنان ظاهر نمی شد. مثلاً سخاوت، صبر، ایثار، حمایت، شفقت، تواضع و امثال آن، زمانی معنی پیدا می کند که تفاوت هایی میان انساها باشد.
ممکن است معنای آیه این باشد که خداوند از بخل مردم انتقاد می کند که چرا افراد کامیاب، زیردستان خود را در امکانات خود شریک نمی سازد. و ممکن است معنای آیه چنین باشد که امکان انتقال بعضی نعمت ها به دیگران نیست، مثلاً چگونه میتوان زیبایی چهره یا صوت یا عقل یا نبوغ یا محبوبیت یا نفوذ کلام را به دیگران منتقل کرد. این تفاوت ها رمز تکامل و یکی از نعمت های الهی است. چرا آنرا انکار می کنید؟
گاهی کامیابی ها در اثر ظلم، حق کشی واستثمار بدست می آید که اسلام اینگونه درآمدها را حرام شمرده است، لکن گاهی توسعه رزق صددرصد خدادادی و از طریق حلال وبصورت طبیعی است. مثل دو نفر که مشغول ماهیگیری می شوند، یکی صدها ماهی در توری که او افکنده می رود، ولی دیگری چند ماهی به تور می اندازد. در اینجا غنی و فقر، الهی است که برای آزمایش غنی و فقیر و بروز استعدادهای آنهاست و هیچ جنبه ی منفی ندارد. این آیه نظر به اینگونه موارد دارد. (واللَّه فضّل بعضکم علی بعض فی الرزق)
ابوذر از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند که حضرت فرمودند، نسبت به بردگان خود مساوات داشته باشید، آنان برادر شما هستند، از لباسی که خود می پوشید به آنان بپوشانید و از غذایی که خود می خورید به آنان بخورانید.**(انما هم اخوانکم فاکسوهم مما تکسون و اطعموهم مما تطعمون) تفسیر کنزالدقائق.***
در روایات می خوانیم: افرادی جز با غنا وافرادی جز با فقر و تهیدستی، اصلاح نمی شوند، بنابراین به خواست خداوند حکیم راضی باشید. (واللَّه فضّل بعضکم علی بعض فی الرزق)
پیام ها:
1- رزق انسان، همیشه با زرنگی نیست. (واللَّه فضّل بعضکم) چنانکه در جای دیگر آمده: (نحن قسمنا بینهم معیشتهم)**زخرف، 32.***
2- انسان حاضر نیست با تقسیم امکانات زیردست خودش را شریک خود قرار دهد. پس چگونه سنگ و چوب را شریک خداوند قرار می دهد؟ (فما الذین فضّلوا... فهم فیه سواء)
3- بی تفاوتی وترک کمک به دیگران، کفران نعمت الهی است. (أفبنعمة اللَّه یجحدون)

سوره نحل آیه 72

(72) وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَجاً وَجَعَلَ لَکُم مِّنْ أَزْوَجِکُم بَنِینَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَکُم مِّنَ الطَّیِّبَتِ أَفَبِالْبَطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ
ترجمه: و خداوند از جنس خودتان همسرانی برایتان قرار داد و از همسرانتان برای شما فرزندان و نوادگانی قرار داد و از پاکیزه ها شما را روزی داد، پس آیا (باز هم) به باطل ایمان می آورند و به نعمت الهی کفر می ورزند؟.
نکته ها:
در تفسیر طبری می خوانیم که کلمه ی «حفدة» به داماد، فرزند، نواده و حتی اعوان و خدمه و فرزندی که همسر از شوهر دیگر داشته، گفته می شود، در تفسیر المیزان آمده که «حفدة» جمع «حافد» به معنای سرعت در عمل است و چون نزدیکان، سریع تر به کمک والدین می شتابند، به آنها حفده گفته می شود.
سؤال : چرا در این آیه نام پسران آمده، ولی نام دختران نیامده است؟
پاسخ: ممکن است مراد از «بنون» پسران و دختران هر دو باشند، و ممکن است دختران مصداق طیبات باشند که در آیه آمده است، چنانکه در آیه ی 26 سوره ی نور می فرماید: (الطیبات للطیبین) و ممکن است با وجود کلمه ی «حفدة» که به معنای نوه ی دختری است، نیازی به نام دختر نباشد.
پیام ها:
1- همسر و فرزند، از نعمت های الهی است. (همسر وسیله آرامش و فرزند مایه امید است) (واللَّه جعل لکم... ازواجاً ...بنین)
2- از الطاف و حکمت های الهی، سنخیت میان زن و شوهر است. (جعل لکم من انفسکم)
3- ازدواج، یک برنامه ی مدبرانه الهی است. (واللَّه جعل ...ازواجاً)
4- خداوند، هم نیازهای روحی و روانی را تأمین می کند. (من انفسکم ازواجاً... بنین و حفدة) و هم نیازهای مادی را. (رزقکم من الطیبات)
5- از الطاف حکیمانه الهی، دل پسند بودن رزق اوست. (رزقکم من الطیبات)
6- ترک ازدواج و جلوگیری از فرزند و تحریم حلال های الهی، باطل گرایی و کفران نعمت است. (افبالباطل یؤمنون و بنعمة اللَّه هم یکفرون)
7- با وجود همسر و رزق حلال، زنا و حرام خواری، کفران نعمت الهی است. (بنعمة اللَّه هم یکفرون)
8- انسان میل به ماندگار شدن خود، یا یادگارهای خود دارد. (جعل لکم من ازواجکم بنین و حفدة)
9- ابتدا با بیان نعمت ها و الطاف، مخاطب خود را آماده کنید، سپس از او انتقاد کنید. (جعل لکم من انفسکم... ازواجکم... و رزقکم ... أفبالباطل یؤمنون)