فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 59

(59) یَتَوَرَی مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَیُمْسِکُهُ عَلَی هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلَا سَآءَ مَا یَحْکُمُونَ
ترجمه: بخاطر بشارت تلخی که به او داده شده، از میان مردم متواری می شود (درمانده است که) آیا این دختر را همراه با ننگ و خفت نگاه دارد یا او را در خاک پنهان کند. بدانید که چه بد قضاوت می کنند.
نکته ها:
دلیل تنفر اعراب جاهل از دختر، امور زیر بوده است:
الف: دختر نقش اقتصادی وتولیدی نداشته وبار زندگی بوده است.
ب: در جنگ که سرنوشت قبیله به آن بوده، دختر قدرت جنگیدن ودفاع نداشته است.
ج: در جنگ ها، دختران به اسارت رفته و مورد تجاوز دشمن قرار می گرفتند.
بر خلاف تفکر جاهلی، اسلام برای دختر، ارزش زیادی قائل شده است که به گوشه ای از آن اشاره می کنیم:
پیامبر اسلام می فرماید: «نعم الولد البنات»**بحار، ج 104، ص 94. ***دختران چه فرزندان خوبی هستند. خداوند نیز نسل پیامبر را از دخترش فاطمه زهرا قرار داده است.
امام صادق علیه السلام به مردی که از تولد دخترش ناراحت بود فرمود: آیا تو بهتر می دانی یا خدا؟ گفت: خدا، امام فرمود: خداوند نیز آنچه را برای تو بهتر بوده انتخاب کرده و به تو دختر داده است.**وسائل، ج 15، ص 103.***
پیام ها:
1- تحقیر وپست شمردنِ دختر، فکر جاهلی وخرافی است. (اذا بُشّر... بالانثی ظل وجهه)
2- با آنکه اصلِ تولد فرزند، بشارت است، اما خرافات، بشارت را مایه ذلّت می شمرد. (بُشّر ... ظلّ وجهه)
3- فرو خوردن خشم وغضبی که همراه آن سیاه شدن و برافروخته شدن چهره باشد، چه ارزشی دارد؟ (ظل وجهه مسوداً و هو کظیم) (آنهم خشمی که بر اثر یک عقیده ی خرافی باشد)
4- خرافات و عقاید باطل، مایه ی تهدید خانواده هاست. (ظل وجهه... یتواری من القوم)
5- گاهی بزرگترین جنایت ها، زیر پوشش مقدس ترین شعارها صورت می گیرد. (أیُمسکه علی هون ام یدسّه فی التراب) (به نام حفظ آبرو، فرزندش را زنده بگور می کند)
6- ادیان آسمانی عقاید خرافی را در مورد دختر وزن، محکوم می کنند. (ساء مایحکمون)

سوره نحل آیه 60

(60) لِلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْأَخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَی وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
ترجمه: برای کسانی که به آخرت ایمان ندارند صفات زشت است ولی برای خداوند صفاتِ برتر است و اوست خداوند عزیز و حکیم.
نکته ها:
سؤال: در آیه ی 74 همین سوره می خوانیم که: (لاتضربوا للَّه الامثال) برای خدا مثال نزنید، چطور در این آیه می فرماید: (و للَّه المثل الاعلی)؟
پاسخ: مراد از مثال نزدن برای خدا آن است که خدا را شبیه چیزی مپندارید. و مراد از مَثل اعلی برای خدا، آن است که بهترین صفات برای خداست.
پیام ها:
1- منشأ همه ی زشتی ها وبدی ها کفر به قیامت است. (للذین لایؤمنون بالآخرة مثل السوء)
2- برترین کمالات برای خداست. (للَّه المثل الاعلی)
3- زیبایی انسان به ایمان است، هرگاه ایمان برود جرثومه ی زشتی ها می شود. (للذین لایؤمنون بالآخرة مثل السوء)
4- عزت و قدرت خداوند، همراه حکمت است. (هو العزیز الحکیم)

سوره نحل آیه 61

(61)وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إِلَی أَجَلٍ مُّسَمّیً فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ لَا یَسْتَئْخِرُونَ سَاعَةً وَ لَا یَسْتَقْدِمُونَ
ترجمه: و اگر خداوند مردم را بخاطر ستمشان مؤاخذه و عذاب کند، هیچ جنبنده ای را روی آن (زمین) باقی نمی گذارد ولکن (سنت خداوند بر مهلت دادن است و) کیفر آنان را تا زمان معینی به تأخیر می اندازد، پس همینکه اجلشان فرا رسد نمی توانند نه ساعتی پس و نه ساعتی پیش افکنند.
نکته ها:
گرچه قانون کلّی خداوند، تأخیر عذاب است، اما گاهی خداوند، ستمگران را گوشمالی می دهد تا عبرتی برای دیگران باشد، نظیر آنچه بر سر قوم لوط و نوح و ثمود آمد.
سؤال: چرا آیه می گوید؛ با گناهِ انسان، همه جنبنده ها نابود می شوند!؟
پاسخ: مراد از دابّة در این آیه، یا فقط انسان ها هستند، نظیر آیه؛ (انّ شرّ الدّواب عنداللَّه الصمّ البکم)**انفال، 22.*** و یا بخاطر آن است که با هلاکت نسل بشر، آنها نیز از بین می روند، زیرا آفرینش آنها برای انسان بوده است.
از امام معصوم سؤال شد که چرا بعضی مردگان، چشمشان باز است و بعضی بسته است؟ حضرت در پاسخ فرمودند: چون آنها که چشمشان باز بوده فرصت بستن پیدا نکرده اند و آنها که بسته بوده فرصت بازکردن نداشته اند. (لا یستأخرون ساعة و لایستقدمون)
خطر و اثر برخی ظلم ها، فراگیر است و شامل همه جنبنده ها از انسان و حیوان می شود، چنانکه می فرماید: (واتقوا فتنة لاتصیبنّ الذین ظلموا منکم خاصة) بترسید از گناهانی که آثار شوم آنها تنها دامن ستمگران را نمی گیرد.
پیام ها:
1- کیفر الهی، بر اساس ظلم خود ماست. (یؤاخذ اللَّه ...بظلمهم)
2- ستم، خانمانسوز است و هستی نسل بشر را تهدید می کند. (بظلمهم ما ترک علیها من دابّة)
3- سنت خداوند بر مهلت دادن و تأخیر کیفر است. (یؤخرهم)
در کار خداوند، اِمهال هست، اما اهمال نیست. کیفر الهی دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد.
4- مهلت خداوند، اجل و سرآمدی دارد. (یؤخرهم الی اجل مسمّی)
5- مهلت خداوند بر اساس لطف او و برای توبه و جبران است، پس به آن مغرور نشوید. (و لو یؤاخذ ... ما ترک علیها من دابة ولکن یؤخرهم...)
6- رها بودن و آزاد بودنِ ستمگران در اعمالشان، نشانه ای بر حقانیت آنها نیست. (یؤخرهم)
7- اجل انسان قابل تغییر نیست. (لا یستأخرون ساعة و لا یستقدمون)