فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 50

(50) یَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ
ترجمه: واز پروردگارشان که حاکم و محیط بر آنهاست می ترسند و آنچه را فرمان داده شده اند انجام می دهند.
نکته ها:
کلمه ی «دابّة» به جانداری گفته می شود که از مکانی به مکان دیگر حرکت کند و منتقل شود. این کلمه بر انسان و حیوان و جنّ اطلاق می شود، ولی به فرشتگان گفته نمی شود.
مراد از سجده ی تمام موجودات آسمانی و زمینی، یا خضوع تکوینی و تسلیم بودن آنها در برابر قوانین هستی است و یا آنکه مراد سجده ای برخاسته از درک و شعور است، که ظاهر آیات، دومی است، گرچه از درک و شعور ما خارج است!
اگر همه موجودات، همانند فرشتگان، در برابر خدا خاضع و ساجدند، چرا ما انسانها سجده نکنیم و استکبار ورزیم.
همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار - شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری
پیام ها:
1- هستی، تنها در برابر خدای واحد، مطیع و ساجد است. (للَّه یسجد)
2- در آسمان ها نیز موجودات زنده و جنبنده ساکن است. (ما فی السموات ...من دابّة) چنانکه در آیه 29 سوره ی شوری نیز می خوانیم: (و ما بثّ فیهما من دابّة)
3- فرشتگان تسلیم محض خدا هستند. (و هم لایستکبرون)
4- ترس ما از خدا، بخاطر گناهانمان است، اما ترس فرشتگان از خدا، ناشی از مقام وعظمت پروردگار است. (یخافون ربّهم من فوقهم) (چنانکه در مورد مؤمنان نیز قرآن می فرماید: (واما من خاف مقام ربّه)**نازعات، 40.*** )
5- فرشتگان نه در ذات، روحیه ی استکبار دارند ونه در عمل. (لایستکبرون، یفعلون مایؤمرون)
6- ریشه ی ترک دستورات الهی، استکبار است. اگر ریشه رفت، عمل می آید. (لایستکبرون، یفعلون مایؤمرون)
7- فرشتگان، مأموران الهی و مکلّف هستند. (یفعلون مایؤمرون)

سوره نحل آیه 51

(51) وَقَالَ اللَّهُ لَا تَتَّخِذُواْ إِلَهَیْنِ اثْنَیْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَحِدٌ فَإِیَّیَ فَارْهَبُونِ
ترجمه: وخداوند فرمود دو معبود نگیرید، فقط او معبود یکتاست، پس تنها از من بترسید.
نکته ها:
مراد از اینکه دو خدا نگیرید، آن نیست که دو خدا گرفتن ممنوع است و سه خدا جایز، بلکه اولاً نفی اقلّ، نفی اکثر را هم در خود دارد و ثانیاً شاید منظور آیه، عقیده مشرکان باشد که می گفتند: یک خدای خالق داریم و یک خدای ربّ و مدبّر، و عبادت های خود را برای خدای ربّ انجام می دادند.**تفسیر المیزان.***
در برابر مشرکان که در چند آیه قبل می گفتند: اگر خدا می خواست ما مشرک نمی شدیم، این آیه می گوید: خداوند شما را از شرک نهی کرده است. پس چگونه می خواسته که شما مشرک شوید!؟
پیام ها:
1- در تربیت، باید ابتدا افکار خرافی را پاکسازی کرد، سپس حرف حق را زد تا اثر کند. (لاتتّخذوا الهین ... انما هو اله واحد)
2- پرستش دو معبود باطل است، چه رسد به چندین معبود. (لاتتخذوا الهین اثنین)
3- ثنویت و اعتقاد به دو منشأ تدبیر برای عالم، یکی خیر و یکی شرّ (یزدان و اهریمن) باطل است. (لاتتخذوا و الهین اثنین)
4- برای نفی باطل واثبات حق، تأکید لازم است. با آنکه «الهین» تثنیه است، امّا کلمه ی «اثنین» آمده وبا آنکه کلمه ی «اله» مفرد است، اما کلمه ی «واحد» آمده است.
5- ترس از غیر خدا شرک است. (اله واحد فایّای فارهبون)
تربیت، باید ابتدا افکار خرافی را پاکسازی کرد، سپس حرف حق را زد تا اثر کند. (لاتتّخذوا الهین ... انما هو اله واحد)

سوره نحل آیه 52

(52) وَلَهُ مَا فِی السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ وَلَهُ الدِّینُ وَاصِباً أَفَغَیْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ
ترجمه: وآنچه در آسمان ها وزمین است از آن اوست وپرستش وفرمان برداری پیوسته برای اوست، پس آیا از غیر خداوند پروا می کنید.
نکته ها:
مراد از کلمه ی «دین» در آیه، پرستش و بندگی است که لازمه ی پذیرش دین و مکتب حق است. و کلمه ی «واصِب» به معنای دائم و شدید است، مانند آیه ی 9 سوره ی صافات: (و لهم عذاب واصب)
پیام ها:
1- بر خلاف آن عقاید خرافی که برای هر نوعی از موجودات، ربّی را فرض می کردند، خداوندِ همه ی آنچه در آسمان ها وزمین است، یکی است. (له ما فی السموات و الارض)
2- پرستش و بندگی، تنها در برابر خالق یکتا جایز است. (له الدین واصباً)
3- تشریع و قانون گذاری، حق کسی است که تکوین وآفرینش از آنِ اوست. سازنده ی هستی باید قانون هستی را وضع وبیان کند. (له مافی السموات... وله الدین)
4- شرک هیچ دلیل و توجیهی ندارد. (له ما فی السموات ... له الدین... افغیر اللَّه تتقون)