فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 48

(48) أَوَلَمْ یَرَوْاْ إِلَی مَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَیْ ءٍ یَتَفَیَّؤُاْ ظِلَلُهُ عَنِ الْیَمِینِ وَ الشَّمَآئِلِ سُجَّداً لِّلَّهِ وَهُمْ دَخِرُونَ
ترجمه: آیا چیزهایی را که خداوند آفریده ندیده اند که چگونه از راست و چپ سایه هایشان می گسترد و در حال سجده، فروتنانه خضوع دارند.
نکته ها:
کلمه ی «فیی ء» به سایه ی بعد از ظهر گفته می شود که در حال بازگشت است، ولی کلمه ی «ظلّ» به هر نوع سایه ای گفته می شود.
کلمه «داخر» به معنای خاضع است و شاید مراد از «یمین» و «شمال» در آیه، دو طرف روز یعنی صبح و غروب باشد.
شاید از آن جهت که سایه حالت به خاک افتادگی دارد، تعبیر سجده در مورد آن بکار رفته است. گرچه از نظر تکوینی همه ی موجودات در برابر خدا ساجد وخاضع اند.
پیام ها:
1- نه فقط خود اشیاء، بلکه آثار و لوازم و خواص اشیاء، همچون سایه آنها، در برابر خداوند خاضعند. (ظلاله ... سجّداً)
2- مطالعه در آفریده های الهی و تغییرات آنها، یکی از سفارش های قرآن است. (او لم یروا الی ما خلق اللَّه ...)
3- اگر اشیای هستی، حتی سایه آنها، در برابر خداوند ساجد وخاضعند، چرا بشر نباشد. (سجداً ... داخرون)
4- سجده وتسبیح هستی از روی شعور است، گرچه ما آنرا درک نمی کنیم. (هم داخرون)
(به گفته ی فخررازی، تعبیر «داخرون» در مورد موجوداتِ با شعور بکار می رود و این رمز شعور موجودات و سایه آنهاست.)

سوره نحل آیه 49

(49) وَلِلَّهِ یَسْجُدُ مِا فِی السَّمَوَتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَ الْمَلَئِکَةُ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ
ترجمه: و آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است از جنبده وفرشتگان، تنها برای خداوند سجده می کنند و تکبّر و سرپیچی نمی کنند.

سوره نحل آیه 50

(50) یَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ
ترجمه: واز پروردگارشان که حاکم و محیط بر آنهاست می ترسند و آنچه را فرمان داده شده اند انجام می دهند.
نکته ها:
کلمه ی «دابّة» به جانداری گفته می شود که از مکانی به مکان دیگر حرکت کند و منتقل شود. این کلمه بر انسان و حیوان و جنّ اطلاق می شود، ولی به فرشتگان گفته نمی شود.
مراد از سجده ی تمام موجودات آسمانی و زمینی، یا خضوع تکوینی و تسلیم بودن آنها در برابر قوانین هستی است و یا آنکه مراد سجده ای برخاسته از درک و شعور است، که ظاهر آیات، دومی است، گرچه از درک و شعور ما خارج است!
اگر همه موجودات، همانند فرشتگان، در برابر خدا خاضع و ساجدند، چرا ما انسانها سجده نکنیم و استکبار ورزیم.
همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار - شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری
پیام ها:
1- هستی، تنها در برابر خدای واحد، مطیع و ساجد است. (للَّه یسجد)
2- در آسمان ها نیز موجودات زنده و جنبنده ساکن است. (ما فی السموات ...من دابّة) چنانکه در آیه 29 سوره ی شوری نیز می خوانیم: (و ما بثّ فیهما من دابّة)
3- فرشتگان تسلیم محض خدا هستند. (و هم لایستکبرون)
4- ترس ما از خدا، بخاطر گناهانمان است، اما ترس فرشتگان از خدا، ناشی از مقام وعظمت پروردگار است. (یخافون ربّهم من فوقهم) (چنانکه در مورد مؤمنان نیز قرآن می فرماید: (واما من خاف مقام ربّه)**نازعات، 40.*** )
5- فرشتگان نه در ذات، روحیه ی استکبار دارند ونه در عمل. (لایستکبرون، یفعلون مایؤمرون)
6- ریشه ی ترک دستورات الهی، استکبار است. اگر ریشه رفت، عمل می آید. (لایستکبرون، یفعلون مایؤمرون)
7- فرشتگان، مأموران الهی و مکلّف هستند. (یفعلون مایؤمرون)