فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 46

(46) أَوْ یَأْخُذَهُمْ فِی تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِینَ
ترجمه: یا (قهر الهی) در حین تلاش و کوششان ناگهان آنان را بگیرد، پس نتوانند آن عذاب را خنثی و عاجز نمایند.

سوره نحل آیه 47

(47) أَوْ یَأْخُذَهُمْ عَلَی تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّکُمْ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ
ترجمه: یا آنکه در حال دلهره آنان را بگیرد، پس البته پروردگار شما رؤف ومهربان است.
نکته ها:
خداوند در این آیات، چهار نوع عذاب برای توطئه گرانِ علیه دین، مطرح کرده:
1- عذاب زمینی (یخسف بهم الارض)
2- عذاب آسمانی: (یأتیهم العذاب)
3- عذاب ناگهانی: (یأخذهم فی تقلبهم)
4- عذاب روحی: (یأخذهم علی تخوّف)
پیام ها:
1- عذاب و کیفر الهی، پس از اتمام حجت است. (بدنبال موضوع نبوت در آیات قبل، این آیه مخالفان را تهدید می کند).
2- احتمال عذاب و کیفر الهی، برای دست برداشتن از توطئه کافی است. (افأمن)
3- توطئه گران علیه دین بدانند که مکر و حیله ی آنان، در برابر علم و قدرت الهی، پوچ است. (افأمن الذین مکروا السیئات)
4- زمان و مکان و نوع قهر خدا در دنیا قابل پیش بینی نیست، که امکان فرار باشد. (یأتیهم العذاب من حیث لایشعرون)
5- هیچ فرد یا عاملی، مانع قهر خدا نیست. (فما هم بمعجزین)
6- نزول عذاب، ناگهانی و در هر حال و شرایطی است. (فی تقلّبهم)
(چه در سفر، چه در وطن، چه در خواب و چه در بیداری، چه در راه چه ایستاده، ...)
7- گاهی رعب و خوف و دلهره، عذاب الهی و مایه هلاکت است. (یأخذهم علی تخوّف)
8- تأخیر عذاب و مهلت دادن به گنهکاران، بخاطر لطف اوست تا توبه کنند. (فان ربکم لرؤف رحیم)
9- قهر وتنبیه الهی نیز براساس تربیت ورحمت اوست.(یأخذهم... فان ربکم لرؤف رحیم)

سوره نحل آیه 48

(48) أَوَلَمْ یَرَوْاْ إِلَی مَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَیْ ءٍ یَتَفَیَّؤُاْ ظِلَلُهُ عَنِ الْیَمِینِ وَ الشَّمَآئِلِ سُجَّداً لِّلَّهِ وَهُمْ دَخِرُونَ
ترجمه: آیا چیزهایی را که خداوند آفریده ندیده اند که چگونه از راست و چپ سایه هایشان می گسترد و در حال سجده، فروتنانه خضوع دارند.
نکته ها:
کلمه ی «فیی ء» به سایه ی بعد از ظهر گفته می شود که در حال بازگشت است، ولی کلمه ی «ظلّ» به هر نوع سایه ای گفته می شود.
کلمه «داخر» به معنای خاضع است و شاید مراد از «یمین» و «شمال» در آیه، دو طرف روز یعنی صبح و غروب باشد.
شاید از آن جهت که سایه حالت به خاک افتادگی دارد، تعبیر سجده در مورد آن بکار رفته است. گرچه از نظر تکوینی همه ی موجودات در برابر خدا ساجد وخاضع اند.
پیام ها:
1- نه فقط خود اشیاء، بلکه آثار و لوازم و خواص اشیاء، همچون سایه آنها، در برابر خداوند خاضعند. (ظلاله ... سجّداً)
2- مطالعه در آفریده های الهی و تغییرات آنها، یکی از سفارش های قرآن است. (او لم یروا الی ما خلق اللَّه ...)
3- اگر اشیای هستی، حتی سایه آنها، در برابر خداوند ساجد وخاضعند، چرا بشر نباشد. (سجداً ... داخرون)
4- سجده وتسبیح هستی از روی شعور است، گرچه ما آنرا درک نمی کنیم. (هم داخرون)
(به گفته ی فخررازی، تعبیر «داخرون» در مورد موجوداتِ با شعور بکار می رود و این رمز شعور موجودات و سایه آنهاست.)