فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 41

(41) وَالَّذِینَ هَاجَرُواْ فِی اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْأَخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کَانُواْ یَعْلَمُونَ
ترجمه: وکسانی که پس از آنکه ستم دیدند در راه خدا هجرت کردند، بدون شک ما در همین دنیا جایگاه نیکوئی به آنان خواهیم داد و اگر می دانستند البته پاداش آخرت بزرگتر خواهد بود.

سوره نحل آیه 42

(42) الَّذِینَ صَبَرُواْ وَعَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ
ترجمه: (آنان) کسانی هستند که صبر نمودند و بر پروردگارشان توکل می نمایند.
نکته ها:
قرآن، در آیات متعددی درباره ی هجرت و آثار آن در دنیا و آخرت سخن گفته است. چنانکه در آیه 100 سوره ی نساء می فرماید: (من یهاجر فی سبیل اللَّه یجد فی الارض مراغماً کثیرة وسعةً) یعنی هرکس در راه خدا هجرت کند، در زمین جایگاه های بسیار و وسیع می یابد.
این آیه تعبیر به «هاجروا فی اللَّه» نموده، که طبیعتاً از «هجرت فی سبیل اللَّه» خالص تر و دقیق تر است.
پیام ها:
1- کسانی که برای نشر دین یا حفظ دین و یا حفظ جانِ خود، از وطن ومال بگذرند وهجرت کنند به نتیجه می رسند. (والذین هاجروا... لنبوّئنّهم)
2- اگر قدرت مقابله با ظالم را نداری، حق نداری سلطه ی او را بپذیری، بلکه باید هجرت کنی. (هاجروا فی اللَّه من بعد ما ظلموا)
3- هجرت، صبر وتوکّل، رمز پیروزی در برابر دشمن است. (هاجروا... صبروا... یتوکّلون)
4- در برابر ستمگران، به ایمان، توکل و مقاومت خود وابسته باشید، نه قدرت های بیگانه و خارجی. (صبروا وعلی ربهم یتوکلون)
5- گشایش وآسایش، بدون تحمل سختی هجرت، حاصل نمی شود. (هاجروا ... لنبوّئنّهم فی الدنیا حسنة)

سوره نحل آیه 43

(43) وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالاً نُّوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
ترجمه: ما قبل از تو نیز، جز مردانی که به سویشان وحی می نمودیم (فرشته یا موجود دیگری را) نفرستادیم (که آنها از آمدن تو تعجب می کنند، به آنها بگو:) اگر نمی دانید از اهل ذکر بپرسید.
نکته ها:
این آیه یک اصل کلی را که عقل هر بشری می پذیرد، مطرح می کند وآن مراجعه به اهل علم وکارشناس است، یعنی هر چه را نمی دانید از آگاهان واهل خبره ی آن سؤال کنید. البته در زمینه ی مسائل دینی، بهترین مصداقِ «اهل ذکر» اهل بیت پیامبرند. و روایات زیادی از طریق شیعه و سنّی به این مضمون وارد شده که در جلد سوم ملحقات احقاق الحق، صفحه ی 482 به بعد نقل شده است.
طبری، ابن کثیر و آلوسی نیز در تفاسیرشان، ذیل این آیه، اهلِ ذکر را اهل بیت پیامبر معرفی کرده اند.
در جلد 23 بحار صفحه 172 به بعد، حدود شصت روایت در این باره نقل شده که در برخی از آنها، امامان معصوم فرموده اند: «نحن واللَّه اهل الذکر المسئولون» بخدا قسم ما هستیم، آن اهل ذکری که مردم باید سؤالات خود را از آنان بپرسند.
پیام ها:
1- پیامبران الهی همه از جنس خود بشر بوده اند، نه از جنس فرشتگان. (و ما ارسلنا ...الاّ رجالاً)
2- پیامبران، همه مرد بوده اند، آنهم مردانِ بالغ ورشید. (گرچه بعضی مثل عیسی و یحیی علیهماالسلام در طفولیت به نبوت رسیده اند.) (رجالاً)
3- نزول وحی الهی بر یک انسان تعجبی ندارد، این سنت خداوند برای هدایت بشر بوده است. (رجالاً نوحی الیهم)
4- جهل عذر نیست، پرسیدن و دانستن وظیفه است. (فسئلوا)
5- مسائل دین را باید از کارشناس دین پرسید، نه هر کس اندک آشنائی با دین دارد. (فسئلوا اهل الذکر)
6- آنجا که انسان خود چیزی را می داند، سؤال معنی ندارد، مگر آنکه بخواهد از دانسته ی خود فرار کند. (فسئلوا ... ان کنتم لاتعلمون)
7- اگر پرسش از اهل ذکر لازم باشد، پس پذیرش پاسخ او نیز لازم است، وگرنه سؤال لغو است. (فسئلوا اهل الذکر)
8- آنجا سؤال کنیم که خود نتوانیم بدانیم، نه آنکه هر چه را نمی دانیم، بدون آنکه فکر و تأملی کنیم، فوراً سؤال کنیم. آیه نمی فرماید: «فسئلوا ...ان لم تعلموا» اگر نمی دانید سؤال کنید، بلکه می فرماید: «فسئلوا ...ان کنتم لاتعلمون» یعنی اگر نمی توانید بدانید، سؤال کنید.