فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 35

(35) وَقَالَ الَّذِینَ أَشْرَکُواْ لَوْ شَآءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَیْ ءٍ نَّحْنُ وَلَآ ءَابَآؤنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَیْ ءٍ کَذَلِکَ فَعَلَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَغُ الْمُبِینُ
ترجمه: وکسانی که شرک ورزیدند، گفتند: اگر خدا می خواست نه ما و نه پدرانمان هیچ چیزی را غیر از او نمی پرستیدیم و بدون حکم او هیچ چیری را حرام نمی کردیم. کسانی که پیش از اینان بودند نیز اینگونه برخورد می کردند، پس مگر جز ابلاغ روشن، وظیفه دیگری بر پیامبران است؟
نکته ها:
مسأله جبر، یکی از توجیهات نابجای مشرکان است که می گفتند: خدا خواسته که ما غیر او را پرستش کنیم و اگر او می خواست، ما مشرک نبودیم. این مطلب در آیه 148 سوره انعام و آیه 2 سوره زخرف نیز از قول مشرکان مطرح شده است.
سؤال: آیا همینکه خداوند جلوی انحراف مردم را نمی گیرد، نشانه رضایت او نیست؟
پاسخ: خیر، زیرا خداوند اسباب هدایت مردم را فراهم کرده است، پیامبران و کتاب ها فرستاده است، پس نمی خواسته کسی منحرف شود، ولی کسی را هم بر ایمان آوردن مجبور نکرده است زیرا ایمانِ اجباری ارزش ندارد.
پیام ها:
1- آنچه از کفر و شرک خطرناک تر است، توجیه آن و نسبت دادن آن به خداست. (قال الذین اشرکوا لوشاء اللَّه ما عبدنا)
2- عقیده به جبر در میان مشرکان نیز بوده است. (لو شاء اللَّه ما عَبَدْنا من دونه)
3- منحرفان علاوه بر کار خود، کار نیاکان و هم کیشان خود را نیز توجیه می کنند. (نحن و لا آباؤنا)
4- برخی مردم، آداب و رسوم و عقاید نیاکانشان را هر چه باشد، می پذیرند و حق می دانند. (نحن و لا آباؤنا)
5- چنانکه حلال کردن حرام ها جایز نیست، حرام کردن آنچه را خداوند حلال دانسته، نیز جایز نیست. (حرمّنا من دونه من شی ء)
6- توجیه گری، کار همه منحرفان تاریخ است. (کذلک فعل الذین من قبلهم)
7- تبلیغ، باید رسا و روشن باشد. (البلاغ المبین)
8- کار پیامبران، دعوت و تبلیغ است، نه اجبار مردم به ایمان. (فهل علی الرسل الاّ البلاغ المبین)

سوره نحل آیه 36

(36) وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَی اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلَلَةُ فَسِیرُواْ فِی الْأَرْضِ فَانظُرُواْ کَیْفَ کَانَ عَقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ
ترجمه: وهمانا ما در میان هر اُمّتی پیامبری را برانگیختیم (تا به مردم بگویند) که خدا را بپرستید و از طاغوت (و هر معبودی جز خدا) دوری نمایید، پس گروهی از مردم کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده و بعضی از آنان گمراهی بر آنان سزاوار است، پس در زمین سیر و سفر کنید، تا ببینید که پایان کار تکذیب کنندگان چگونه بوده است؟
نکته ها:
کلمه ی «اُمّة» از ریشه ی «اُمّ» به معنای چیزی است که دیگری را به خود ضمیمه می کند. به هر جماعتی که دارای نوعی وحدت و اشتراک باشند، امّت گفته می شود. این کلمه 64 بار در قرآن آمده است.
کلمه ی «طاغوت» برای مبالغه ی طغیان بکار می رود. در قرآن به شیطان، ستمگران و مستکبران و بت ها، که مایه ی طغیان و نافرمانی خدا هستند، «طاغوت» گفته شده است. این کلمه جمع بسته نمی شود و هم در مورد مفرد بکار می رود (یکفر بالطاغوت) و هم در مورد جمع (اولیائهم الطاغوت)
خداوند اسباب هدایت را برای همه مردم فرستاده است، (بعثنا فی کلّ رسولاً) امّا گروهی می پذیرند و هدایت می یابند. (فمنهم من هدی اللَّه) و گروهی انکار می کنند و گمراه می شوند. (منهم من حقت علیه الضلالة) پس هدایت از اوست ولی گمراهی از ماست.
مثال جالب: زمین که به دور خورشید می چرخد، همواره بخشی از آن رو به خورشید و روشن است و بخشی پشت به خورشید و تاریک است. می توان گفت: هر نوری که زمین دارد از خورشید است، اما هر تاریکی که زمین دارد از خود اوست.
به هر حال خداوند، ضلالت را به خود نسبت نمی دهد، مگر آنکه انسان خود زمینه ی آن را فراهم کرده باشد، مانند آیه ی (یضّل اللَّه الظالمین) خداوند ستمگران را گمراه می کند وآیه ی (ومایضلّ به الاّ الفاسقین) خداوند جز فاسقان را گمراه نمی کند.
پیام ها:
1- بعثت پیامبران، مخصوص نژاد و منطقه و قبیله ی خاصی نبوده است. (بعثنا فی کلّ امّة رسولاً)
2- دعوت به توحید و دوری از طاغوت، در رأس برنامه پیامبران بوده است. (اعبدوا اللَّه واجتنبوا الطاغوت)
3- خداپرستی با پذیرش سلطه ی طاغوت ها و ستمگران، نمی سازد. (اعبدوا اللَّه واجتنبوا الطاغوت)
4- با عبادت و اتصال به خداوند، انسان قدرت مبارزه با طاغوت ها، پیدا می کند. (اعبدوا اللَّه واجتنبوا الطاغوت)
5- خداوند به انسان در انتخاب راه، اختیار داده است. (فمنهم من هدی... ومنهم من حقّت...)
6- سیر و سفر باید عبرت آموز باشد. (سیروا ... فانظروا)
7- تاریخ قانونمند است و سنت های حاکم بر جامعه و تاریخ، ثابت. (سیروا... فانظروا... عاقبة المکذبین)
8- قرآن، مردم را به جهانگردی هدفدار دعوت کرده است. (سیروا... فانظروا)

سوره نحل آیه 37

(37) إِن تَحْرِصْ عَلَی هُدَیَهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی مَن یُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّصِرِینَ
ترجمه: (ای پیامبر) اگرچه بر هدایت آنان حرص می ورزی، اما (بدان که) قطعاً خداوند کسی را که (بخاطر سوء انتخاب وعملش) گمراه کرده هدایت نمی کند وبرای آنان هیچ یاوری نیست.
نکته ها:
بدنبال آیه ی قبل که فرمود: انحراف گروهی بخاطر انکار و کفرشان حتمی است، این آیه خطاب به پیامبر می فرماید: بر آنها دلسوزی مکن که دلسوزی تو بی اثر است، زیرا قلب آنان را خداوند مُهر کرده و دیگر قابل هدایت نیستند.
گاهی اشکال در قابلیت مردم است، نه مبلّغ. پیامبر معصوم است و نقطه ضعفی ندارد، بهترین اخلاق را دارد، دلسوز هم هست، امّا باز هم مردم قبول نمی کنند.
پیام ها:
1- انسان گاهی به جایی می رسد که نه در دنیا قابل هدایت است و نه در آخرت قابل نصرت. (لا یهدی، من ناصرین)
2- مبلّغ باید بداند که به هر حال گروهی هیچ منطقی را نمی پذیرند، پس انتظار ایمان همه مردم را نباید داشت. (ان تحرص ...لایهدی من یضلّ)
3- شفاعت در قیامت، قابلیت می خواهد، نه آنکه هر کس بتواند از آن بهره مند شود. (ما لهم من ناصرین)