فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 33

(33) هَلْ یَنظُرُونَ إِلَّا أَن تَأْتِیَهُمُ الْمَلَئِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ أَمْرُ رِبِّکَ کَذَلِکَ فَعَلَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَکِن کَانُواْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ
ترجمه: آیا کفار جز آنکه فرشتگانِ (مأمور قبض روح) یا فرمان (قهر) پروردگارت به سراغشان آید انتظاری دارند، کسانی که پیش از آنان بودند نیز چنین کردند و خداوند به آنان ظلم نکرد، لکن آنها به خودشان ستم می کردند.
نکته ها:
مشابه این آیه، در سوره بقره آیه 210 و سوره ی انعام آیه 158 نیز آمده است.
اگر انذارهای پیامبران، مردم را بیدار نکند، تازیانه های عذاب آنها را بیدار خواهد کرد، امّا چه سود؟
پیام ها:
1- کفار، تا قهر خدا را نبینند دست از انکار برنمی دارند. (هل ینظرون)
2- قهر الهی در دنیا، برای تربیت است نه انتقام. (امر ربّک) به جای (امر اللَّه)
3- خط شرک وکفر واستکبار در طول تاریخ فعال بوده است.(کذلک فعل الذین من قبلهم)
4- عذاب الهی، ظلم به ما نیست، بلکه عمل ما، ظلم بوده است. (و ما ظلمهم اللَّه ولکن کانوا انفسهم یظلمون)
5- کفر و تکبر، ظلم به انسانیت خویش است. (انفسهم یظلمون)
6- آنچه خطرناک است استمرار ظلم و طغیان است. (کانوا... یظلمون)
7- نزول عذاب پس از اتمام حجت و فرستادن پیامبران و کتب، نه فقط ظلم نیست، بلکه عین عدل است. (و ما ظَلَمهم اللَّه)

سوره نحل آیه 34

(34) فَأَصَابَهمْ سَیِّئَاتُ مَا عَمِلُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا کَانُواْ بِهِ یَسْتَهْزِءُونَ
ترجمه: پس کیفر بدی هایی که انجام دادند به آنان رسید و آنچه که آنان به مسخره می گرفتند آنان را فراگرفت.
نکته ها:
«سیّئه» به گناهان کوچک، در مقابل گناهان بزرگ گفته می شود، مانند آیه ی «ان تجتنبوا کبائر ما تنهون نکفّر عنکم سیئات»**نساء، 31.*** بنابراین آنچه در دنیا از کیفر به انسان می رسد، گوشه ای از عملکرد اوست، و اصلِ کیفر در قیامت است.
«حاق بهم» به معنی «حلّ بهم»، یعنی آنچه را مسخره می کردند برخودشان حلول کرد.
پیام ها:
1- دود اعمال بد، به چشم خود انسان می رود. (فاصابهم سیئات ما عملوا)
2- کیفر مسخره ی دیگران، در همین دنیا به انسان می رسد.(حاق بهم ماکانوا به یستهزؤن)
3- دیگران را مسخره نکنید که خود گرفتار آن می شوید. (حاق بهم ماکانوا به یستهزؤن)

سوره نحل آیه 35

(35) وَقَالَ الَّذِینَ أَشْرَکُواْ لَوْ شَآءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَیْ ءٍ نَّحْنُ وَلَآ ءَابَآؤنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَیْ ءٍ کَذَلِکَ فَعَلَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَغُ الْمُبِینُ
ترجمه: وکسانی که شرک ورزیدند، گفتند: اگر خدا می خواست نه ما و نه پدرانمان هیچ چیزی را غیر از او نمی پرستیدیم و بدون حکم او هیچ چیری را حرام نمی کردیم. کسانی که پیش از اینان بودند نیز اینگونه برخورد می کردند، پس مگر جز ابلاغ روشن، وظیفه دیگری بر پیامبران است؟
نکته ها:
مسأله جبر، یکی از توجیهات نابجای مشرکان است که می گفتند: خدا خواسته که ما غیر او را پرستش کنیم و اگر او می خواست، ما مشرک نبودیم. این مطلب در آیه 148 سوره انعام و آیه 2 سوره زخرف نیز از قول مشرکان مطرح شده است.
سؤال: آیا همینکه خداوند جلوی انحراف مردم را نمی گیرد، نشانه رضایت او نیست؟
پاسخ: خیر، زیرا خداوند اسباب هدایت مردم را فراهم کرده است، پیامبران و کتاب ها فرستاده است، پس نمی خواسته کسی منحرف شود، ولی کسی را هم بر ایمان آوردن مجبور نکرده است زیرا ایمانِ اجباری ارزش ندارد.
پیام ها:
1- آنچه از کفر و شرک خطرناک تر است، توجیه آن و نسبت دادن آن به خداست. (قال الذین اشرکوا لوشاء اللَّه ما عبدنا)
2- عقیده به جبر در میان مشرکان نیز بوده است. (لو شاء اللَّه ما عَبَدْنا من دونه)
3- منحرفان علاوه بر کار خود، کار نیاکان و هم کیشان خود را نیز توجیه می کنند. (نحن و لا آباؤنا)
4- برخی مردم، آداب و رسوم و عقاید نیاکانشان را هر چه باشد، می پذیرند و حق می دانند. (نحن و لا آباؤنا)
5- چنانکه حلال کردن حرام ها جایز نیست، حرام کردن آنچه را خداوند حلال دانسته، نیز جایز نیست. (حرمّنا من دونه من شی ء)
6- توجیه گری، کار همه منحرفان تاریخ است. (کذلک فعل الذین من قبلهم)
7- تبلیغ، باید رسا و روشن باشد. (البلاغ المبین)
8- کار پیامبران، دعوت و تبلیغ است، نه اجبار مردم به ایمان. (فهل علی الرسل الاّ البلاغ المبین)