فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 22

(22) إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَحِدٌ فَالَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْأَخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنکِرَةٌ وَهُم مُّسْتَکْبِرُونَ
ترجمه: معبود شما معبودی است یگانه، پس کسانی که به آخرت ایمان ندارند دل هایشان به انکار خو کرده و همانان مستکبرند.
نکته ها:
آیات قبل ناتوانی غیر خدا را از آفرینش وبی خبری آنها را از آینده مطرح ساخت این آیه می فرماید، معبود واقعی شما خدای یکتاست.
«کبر» یعنی خود را بزرگ دانستن، «تکبّر» یعنی آثار کبر را عمل کردن، و «استکبار» یعنی آنکه خودش بزرگی ندارد ولی با انواع وسائل، می خواهد بزرگی خود را ایجاد و اثبات کند.
در روایات آمده است که امام حسین علیه السلام بر فقرایی عبور می کردند، آنها مشغول غذا خوردن بودند و حضرت را نیز دعوت به غذا کردند. امام در کنار آنها نشستند و مشغول شدند و سپس فرمودند: خداوند مستکبران را دوست ندارد.**تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 47.***
پیام ها:
1- انکار معاد در حقیقت انکار مبدء است. توحید و معاد به هم پیوند دارند. (الهکم اله واحد فالذین لایؤمنون بالاخرة)
2- منشأ کفر کبر است، نه جهل. انکارِ حقیقت است، نه جهل به حقیقت. (قلوبهم منکرة و هم مستکبرون)
3- ایمان به آخرت، تکبر و استکبار را برطرف می کند. (فالذین لایؤمنون ...قلوبهم منکرة)

سوره نحل آیه 23

(23) لَا جَرَمَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما یُسِرُّونَ وَمَا یُعْلِنُونَ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ
ترجمه: البته وبی گمان، آنچه را پنهان می کنند و آنچه را آشکارا می نمایند، خداوند می داند. همانا او مستکبران را دوست ندارد.
نکته ها:
کلمه ی «جَرم» به معنای بریدن و چیدن میوه از درخت است. «لاجَرم» یعنی مسأله قابل بریدن و شک و شبهه نیست، بلکه قطعی و حتمی است.
این آیه هم تهدید کفار است که خداوند به کارهای شما آگاه است و هم بشارت به مؤمنان که خداوند بر وضع دشمنان شما آگاه و بر کیفر آنها قادر است.

سوره نحل آیه 24

(24) وَإِذَا قِیلَ لَهُم مَّاذَآ أَنزَلَ رَبُّکُمْ قَالُواْ أَسَطِیرُ الْأَوَّلِینَ
ترجمه: وهرگاه به آنان گفته شد: پروردگارتان چه نازل کرده؟ گفتند افسانه های پیشینیان.
نکته ها:
کلمه «اساطیر» یا جمعِ «اُسطوره» به معنای حکایات و افسانه های خرافی است که به صورت مکتوب درآمده باشد، و یا جمع «اَسطار» به معنای سطرهایی که از روی کتب پیشین، نسخه برداری شده باشد. در قرآن این کلمه، نُه بار از زبان کفّار نقل شده که در همه ی موارد همراه کلمه ی «اوّلین» است، یعنی آنها می گفتند: این حرفها تازگی ندارد، بلکه همان بافته های پیشینیان است.
بعضی جامعه شناسان امروز نیز مذهب را زاییده جهل و خرافه می دانند، که شاید این حرف، بخاطر بعضی خرافاتی باشد که در میان اصولِ اصیلِ ادیان الهی، جای گرفته و در واقع ربطی به مذهب ندارد.
پیام ها:
1- فرستادن پیامبران و کتب آسمانی، از شئون ربوبیِ خداوند برای هدایت و تربیت مردم است. (انزل ربّکم)
2- خوی افراد مستکبر، تحقیر کردن است، گاهی تحقیر مکتب، گاهی رهبر و گاهی امّت. (انّ اللَّه لایحب المستکبرین و اذا قیل لهم...)
3- با آنکه تنها بخشی از قرآن، داستان است نه همه ی آن، ولی همان داستان ها هم مربوط به اقوام و پیامبرانی است که مردم زمان پیامبر از بیشتر آنها بی خبر بودند. پس چگونه می توان به قرآن نسبت داد: (اساطیر الاولین)؟