فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 15

(15) وَأَلْقَی فِی الْأَرْضِ رَوَسِیَ أَن تَمِیدَ بِکُمْ وَأَنْهَراً وَسُبُلاً لَّعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ
ترجمه: وخداوند در زمین کوههایی استوار افکند تا زمین شما را نلرزاند ونهرهایی و راههایی (قرار داد) تا راه یابید.
نکته ها:
کوهها مایه تعادل و آرامش زمین هستند. «مَیْد» به معنای حرکت به راست و چپ و اضطراب است. جمله ی «أن تمید بکم» یعنی کوهها سبب آرامش شما و جلوگیری از لرزش زمین هستند. چنانکه حضرت علی علیه السلام درباره کوهها می فرماید: خداوند، جنبش زمین را با سنگ های بزرگ و کوههای استوار، پایدار نمود.**نهج البلاغه، خطبه 91.*** بُن کوهها در جای جای آن فرو رفته و در سوراخهای آن خزیده است.
همانگونه که اضطرابِ زمین، نیاز به کوههای عمیق واستوار دارد، اضطرابِ ساکنان زمین نیز، نیاز به انسان های استوار وخدایی دارد، تا مایه آرامش جامعه شوند. چنانکه در روایات آمده: «جعلهم اللَّه ارکان الارض ان تمید باهلها»**نورالثقلین، ج 3، ص 44.*** خداوند اهل بیت پیامبر علیهم السلام را ارکانِ زمین قرار داد تا اهل زمین را از اضطراب نجات دهند.
کوهها، در زندگی انسان نقش عمده ای دارند. با ذخیره کردن برف های زمستانی در دامنه های خود، سرچشمه ی نهرها وجویبارهای بهاری می شوند وبا شکل های مختلفی که دارند همچون علامتِ راه، راهنمای مسافران قرار می گیرند و این نکته را وقتی می فهمیم که فرض کنیم کلّ زمین، مسطّح و صاف بود.
پیام ها:
1- کوهها، محصول یک تصادف کور نیست، بلکه بر اساس تدبیر حکیمانه است. (اَلقی)
2- کوهها چون ثابت و استوار هستند، می توانند مانع اضطراب و مایه آرامش زمین و ساکنانِ آن شوند. (رواسی ان تمید بکم) (آری کسی می تواند جلوی اضطرابِ جامعه را بگیرد که خود ثابت قدم و استوار باشد.)
3- کوهها، بر خلاف آنچه به نظر می رسد، مانع راه نیستند، بلکه راهنمای راه هستند. (سبلاً لعلکم تهتدون)
4- کوهها با سراشیبی دامنه های خود، سبب جریان آب در نهرها می شوند. (انهاراً)
5- کوهها هم مایه ی هدایت ظاهری اند وهم معنوی. (لعلکم تهتدون)
(کوهها بهترین علامت راه در بیابان است و همچنین بهترین راه خداشناسی و توجه به عظمت و قدرتِ خالق اند.)

سوره نحل آیه 16

(16) وَعَلَمَتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُونَ
ترجمه: ونشانه های دیگری (در زمین قرار داد) وآنان به وسیله ستاره راه می یابند.
نکته ها:
برای حرکت در بیابان ها و پیدا کردن راهها، نیاز به علائم داریم. علائم طبیعی در روز، و ستارگان در شب، که خداوند در این آیه به این دو امر اشاره می نماید.
نه فقط برای شناخت راه از بیراهه، دربیابان ها، نیاز به علامت داریم، بلکه برای شناخت حق از باطل نیز در لابلای هوس ها و غرائز و طاغوت ها، به نشانه های روشن نیازمندیم. پیامبر صلی الله علیه و آله برای بعد از خود علامت هایی را قرار داد که هرگاه مردم دچار حیرت و سرگردانی شدند به آنها نظر کنند و حق را بشناسند. اولین آنها حضرت زهرا علیهاالسلام است که درباره اش فرمود: رضای او رضای من و غضب او غضب من است. علامت دیگر ابوذر غفاری است که پیامبر درباره اش فرمود: آسمان بر کسی راستگوتر از ابوذر سایه نیفکنده است، تا مردم ببینند زبان ابوذر از چه کسی حمایت می کند و او در تبعیدگاهِ چه کسی از دنیا می رود. علامت دیگر عمّار یاسر است که پیامبر فرمود: قاتلِ عمّار گروه منحرفند. مردم دیدند که در جنگ صفین، عمّار بدست لشگر معاویه کشته شد. و مهم ترین علامتِ روشن پس از پیامبر، امام حسین علیه السلام است که پیامبر درباره اش فرمود: حسین از من است و من از حسین. چنانکه امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: «نحن العلامات»
ستارگان، هم وسیله ی شناخت جهت قبله هستند و هم در دریاها و کویرها که هیچ علامتی نیست، بهترین وسیله ی راه یابی می باشند.
پیام ها:
1- آیا خدایی که برای هدایت دنیوی مردم علائمی را قرار داده، از هدایتِ معنوی آنها غافل بوده است؟ (و علامات ... یهتدون)
2- علم هیئت و ستاره شناسی، مورد توجه اسلام است. (وبالنّجم هم یهتدون)

سوره نحل آیه 17

(17) أَفَمَن یَخْلُقُ کَمَن لَّا یَخْلُقُ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ
ترجمه: پس آیا آنکه می آفریند همانند کسی است که نمی آفریند؟ پس آیا یاد نمی کنید و پند نمی گیرید؟.
نکته ها:
از ابتدای سوره ی نحل تا اینجا در پانزده آیه، نعمت های الهی را برمی شمرد و در این آیه، یک نتیجه کلّی گرفته و بصورت سؤال، این مطلب را بیان می دارد که: آیا کسی که خلق می کند، همانند بت ها یا طاغوت هایی است که قدرت خلق ندارند؟ چرا بجای خداوند متعال سراغ آنها می روید؟
پیام ها:
1- درشیوه ی تبلیغ از جزئی به کلّی بروید. ابتدا نمونه هایی را بیان کنید و سپس نتیجه گیری کلّی کنید. بعد از 15 آیه ذکر نعمت ها می فرماید: (اَفمن یخلق کمن لایخلق)
2- در شیوه ی تبلیغ، وجدانِ مخاطب را به قضاوت بگیرید و عقل و فطرت او را بیدار کنید. (افلا تذکرون)
3- عقل و وحی با یکدیگر هماهنگ است و آنچه را قرآن بیان کرده عقل می پذیرد. (افلا تذکرون)
4- آفرینش پایان نیافته است بلکه استمرار دارد. (یخلق)
5- خداشناسی وخداپرستی در نهاد تمام انسان ها هست، فقط تذکّر لازم دارد. (افلا تذکرون)