فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره نحل آیه 4

(4) خَلَقَ الْإِنسَنَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُّبِینٌ
او انسان را از نطفه ای آفرید، پس آنگاه او به آشکارا با (خداوند) دشمنی می ورزد.
نکته ها:
آیه چهارم این سوره، مشابه آیه 77 سوره یس است که می فرماید: (خلقناه من نطفة فاذا هو خصیم مبین و ضرب لنا مثلاً و نسی خلقه) یعنی با آنکه ما او را از نطفه ای آفریده ایم، امّا چنان به خود مغرور شده که در برابر ما به دشمنی برمی خیزد و برای ما این مثال را می زند که چگونه استخوان های پوسیده، دوباره زنده می شوند، گویا او آفرینش خودش را فراموش کرده است.
پیام ها:
1- آفرینش آسمان وزمین، بیهوده وباطل نیست، بلکه بر حق استوار است.(خلق...بالحق)
2- کدام بُت ویا معبودی، می تواند در خلقت شریک خدا باشد؟ (تعالی عمّا یشرکون)
3- مبارزه با شرک، باید مستمّر و مداوم باشد. جمله ی (تعالی عمّا یشرکون) در آیه اول و سوّم تکرار شده است.
4- غرور و تکبّرِ انسان تا بدان حدّ است که در برابر خالق خود به خصومت و اظهار دشمنی می پردازد. (خصیم مبین)**در آیات دیگر ازجمله 20 مرسلات، قرآن از نطفه، به «ماء مهین» «آبی پَست» تعبیر می کند. چگونه «ماء مهین» ،«خصیم مبین» می شود؟***

سوره نحل آیه 5

(5) وَالْأَنْعَمَ خَلَقَهَا لَکُمْ فِیهَا دِفْ ءٌ وَمَنَفِعُ وَمِنْهَا تَأْکُلُونَ
ترجمه: وچهارپایان را آفرید، که برای شما در آنها وسیله گرمی وبهره هایی است و از (گوشت و شیر) آنها می خورید.

سوره نحل آیه 6

(6) وَلَکُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَحِینَ تَسْرَحُونَ
ترجمه: و برای شما در چهارپایان، (شب هنگام) که از چراگاه برمی گردانید و (بامدادان) که به چراگاه می فرستید، شکوه و جلوه ای است.
نکته ها:
«تسرحون» از «سرح» به معنای فرستادن دام به چراگاه، و «تریحون» از «رَوح» به معنای هنگام بازگشت چارپایان به آغل است.
منافع حیوانات برای انسان بسیار است. شیر و گوشت آن برای خوراک، پوست و پشم آن برای کفش و لباس، پُشتِ آن برای بار، پای آن برای شخم و حتی فضولات آن برای کود، و با این همه برکات، زحمت آن برای انسان بسیار اندک است.
در روایات، بهترین کار پس از زراعت، دامداری عنوان شده است، البته به شرط آن که همراه با پرداخت زکات و توجه به محرومان باشد.
پیام ها:
1- چهارپایان، (مثل دیگر موجودات) برای انسان آفریده شده اند. (والانعام خَلَقَها لکم)
2- توجه به نعمت ها، عشق به آفریدگار وروح بندگی را در انسان زنده می کند. (والانعام خلقها لکم)
3- گیاه خواری ،ارزش نیست. خداوند خوردن گوشتِ حیوانات را یکی از منافع آنها می شمرد. (و منها تأکلون)
4- جمالِ جامعه به استقلال، خودکفایی، تولید وتوسعه ی دامداری است.(جمالٌ حین...)
5- جمال و زینت، یکی از نیازهای طبیعی فرد و جامعه است. (لکم فیها جمال)
6- جمالِ جامعه، در حرکت و تلاش است، نه رکود و خمود، آنهم حرکتِ جمعی نه تک روی! (فیها جمال حین تریحون)
7- جمال، در خدمتِ مردم بودن است، نه فقط فکر سیر کردنِ شکم خود. جمال، تحتِ امرِ چوپان عاقل بودن است، نه رها ویله بودن. (جمال حین تریحون و...)