فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 105

(105) وَکَأَیِّن مِّنْ ءَایَةٍ فِی السَّمَوَ تِ وَالْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَ هُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ
ترجمه: و چه بسیار نشانه در آسمان ها و زمین، که بر آن می گذرند، در حالی که از آن روی گردانند.
نکته ها:
گویا این آیه برای تسلّی خاطر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و هر رهبر و امام بر حق است که اگر مردم به فرمان و دستور آنان بی اعتنا بودند نگران نباشند، آنان دائماً بر نشانه های قدرت و حکمت خدا در طبیعت و خلقت برخورد می کنند ولی لحظه ای نمی اندیشند. این همه زلزله، کسوف، خسوف، صاعقه، گردش ستارگان و کهکشان ها و همه و همه را می بینند ولی از آن اعراض می کنند.
جمله «یمّرون علیها» را سه نوع معنی کرده اند:
1- منظور از مرور انسان ها بر آیات الهی، مشاهده آنهاست.
2- منظور از مرور انسان ها بر آیات، حرکت زمین است، زیرا با حرکت زمین، انسان بر اجرام آسمانی مرور می کند.**تفسیر المیزان.***
3- مرور بر آیات آسمانی، پیشگویی سوار شدن انسان بر وسایل فضایی و حرکت آنها در آسمان هاست**سفرنامه حج آیةاللَّه صافی.***.
اعراض، از غفلت خطرناکتر است. با اینکه تعداد نشانه ها زیاد است (کایّن) و انسان دائماً با آنها رابطه دارد (یمرّون) امّا نه تنها فراموش می کند و نه تنها از آنها غفلت می کند، بلکه مواقعی نیز با عنایت از آنها اعراض می کند.
پیام ها:
1- انسان اگر لجاجت کند، هیچ نشانه ای را نمی پذیرد. (معرضون)
2- تمام هستی نشانه و رمز خداشناسی است. (ایةٍ)

سوره یوسف آیه 106

(106) وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِکُونَ
ترجمه: و بیشترشان به خداوند ایمان نمی آورند، جز اینکه (با او چیزی را) شریک می گیرند. (و ایمانشان خالص نیست)
نکته ها:
از امام رضا علیه السلام روایت شده که فرمودند: شرک در این آیه به معنای کفر و بت پرستی نیست بلکه مراد توجه به غیر خداست.**تفسیر نمونه. ***و از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است که فرمود: شرک در انسان، از حرکت مورچه سیاه در شب تاریک بر سنگ سیاه مخفی تر است.**. سفینةالبحار، ج 1، ص 697.***
امام باقر علیه السلام نیز فرمودند: مردم در عبادت موحد هستند، ولی در اطاعت از غیر خدا گرفتار شرک می شوند.**کافی، ج 2، ص 292. 4. تفسیر نمونه. 5. انسان، 9.*** ودر روایات دیگری می خوانیم که مراد از شرک در این آیه شرک نعمت است. مثل اینکه انسان بگوید فلانی کار مرا سرو سامان داد، اگر فلانی نبود نابود شده بودم و امثال آن*****.
* نشانه های مؤمن مخلص
1- در انفاق: (لانرید منکم جزاء و لاشکوراً)***** از کسی توقع پاداش و تشکر ندارد.
2- در عبادت: (و لایشرک بعبادة ربّه احداً)**کهف، 110. 7. یونس، 72. 8. نور، 32.*** جز خدا کسی را بندگی نمی کند.
3- در تبلیغ: (ان اجری الاّ علی اللَّه)***** به غیر خدا از کسی مزد و پاداش نمی خواهد.
4- در ازدواج: (ان یکونوا فقراء یغنهم اللَّه من فضله)***** از فقر نمی هراسد و با توکل به وعده خدا ازدواج می کند.
5- در برخورد با مردم: (قل اللَّه ثم ذرهم)**انعام، 91.*** جز رضای او همه چیز را کنار می گذارد.
6- در جنگ و برخورد با دشمن: (لایخشون احداً الا اللَّه)**. احزاب، 39. ***از کسی نمی هراسد.
7- در مهرورزی و محبت: (والذین امنوا اشدّ حباً للَّه)**بقره، 165. 2. نور، 37. 3. نساء، 139.*** هیچ کس را به اندازه خداوند دوست نمی دارد.
8- در تجارت وکسب وکار: (لاتلهیهم تجارة ولابیع عن ذکراللَّه)***** از یاد خداوند غافل نمی شود.
* نشانه های مؤمن مشرک
1- عزت را از دیگران آرزو می کند: (ایبتغون عندهم العزة)*****
2- در عمل: (خلطوا عملاً صالحاً وآخر سیئاً)**توبه، 102. 5. مؤمنون، 53. 6. ماعون، 6-7.*** شایسته را با ناشایست می آمیزد.
3- در برخورد بادیگران: (کل حزب بمالدیهم فرحون)***** دچار تعصبات حزبی و گروهی می شود.
4- در عبادت: (الذینهم عن صلاتهم ساهون . والذین هم یرائون) *****بی توجهی و ریاکاری می کند.
5- در جنگ و نبرد: (یخشون الناس کخشیة اللَّه)**نساء، 77. 8. تکاثر، 1. 9. جمعه، 11.*** از مردم می ترسد.
6- در تجارت و امور دنیوی: (الهیکم التکاثر)***** افزون طلبی او را سرگرم می کند.
7- در انتخاب دین و دنیا: (واذا رأو تجارة او لهواً انفضوا الیها و ترکوک) *****دنیا را می گیرند و پیامبر را تنها می گذارند.
پیام ها:
1- ایمان مراتبی دارد و ایمان خالص که هیچگونه شرکی در آن نباشد کم است. (و ما یؤمن... الا و هم مشرکون)

سوره یوسف آیه 107

(107) أَفَأَمِنُواْ أَن تَأْتِیَهُمْ غَشِیَةٌ مِّنْ عذَابِ اللَّهِ أَوْ تَأْتِیَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ
ترجمه: آیا (آنها که ایمان نمی آورند) از اینکه عذاب الهی آنها را در برگیرد و یا قیامت در حالی که نمی دانند ناگهانی فرارسد در امانند؟
نکته ها:
«غاشیه» به معنای عقوبتی است که جامعه یا فردی را در برمی گیرد.
پیام ها:
1- هیچ کس خود را تضمین شده نپندارد. (افامنوا)
2- قهر خداوند، بی خبر دامن انسان را می گیرد. (بغتةً)
3- قهر خداوند، فراگیر است و امکان فرار نیست. (غاشیة)
4- احتمال قهر الهی، برای حرکت انسان به سوی راه حق کافی است، مشکل در این است که بعضی این احتمال را هم نمی دهند. (افامنوا)
5- جزیی از عذاب برای گرفتار کردن انسان کافی است. (غاشیة من عذاب اللَّه)
6- یاد قیامت، عامل تربیت است. (تاتیَهم السّاعة)