فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 87

(87) یَبَنِیَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن یُوسُفَ وَأَخِیهِ وَ لَاتَاْیََسُواْ مِنْ رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا یَاْیَْسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَفِرُونَ
ترجمه: ای پسرانم (بار دیگر به مصر) بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خداوند مأیوس نشوید، حق این است که جز گروه کافران از رحمت خداوندی مأیوس نمی شوند.

نکته ها:
«تحسّس» جستجوی چیزی از راه حس است. «تجسّس» به جستجو کردن در مورد بدی ها و «تحسس» به جستجو کردن در مورد خوبی ها گفته می شود.
به تعبیر راغب، «رَوْح» و «روح» به معنای جان است، ولی «رَوح» درموارد فَرَج و رحمت به کار می رود، گویا با گشایش گره و مشکل، جان تازه ای در انسان دمیده می شود. در تفسیر تبیان آمده است: روح از ریح است، همانگونه که انسان با وزش باد احساس راحتی می کند با رحمت الهی نیز انسان شادمان می گردد.
پیام ها:
1- پدر نباید با فرزندانش قطع رابطه دائمی کند. (فتولی عنهم ... یابنیّ)
2- شناخت، نیاز به حرکت دارد. (اذهبوا فتحسّسوا)
3- رسیدن به لطف الهی با تنبلی سازگار نیست. (اذهبوا، ولا تایْئسوا)**بر اساس روایات یأس از رحمت خداوند از گناهان کبیره است. (من لایحضره الفقیه، باب معرفة الکبائر).***
4- اولیای خدا هم خود مأیوس نمی شوند هم دیگران را از یأس باز می دارند.(لاتایئسوا)
5- یأس نشانه کفر است. (لا ییأس... الا القوم الکافرون) (زیرا مأیوس شده در درون خود می گوید قدرت خداوند تمام شده است.)

سوره یوسف آیه 88

(88) فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَیْهِ قَالُواْ یَأَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَعَةٍ مُّزْجَةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقَ عَلَیْنَآ إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ
ترجمه: پس هنگامی که (مجدداً) بر یوسف وارد شدند، گفتند: ای عزیز قحطی، ما و خاندان ما را فراگرفته و (برای خرید گندم) بهای اندکی با خود آورده ایم (اما شما کاری به پول اندک ما نداشته باش) سهم ما را به طور کامل وفا کن و بر ما بخشش نما، زیرا که خداوند کریمان و بخشندگان را پاداش می دهد.
نکته ها:
«بضاعت» به مالی گویند که عنوان «بها» به خود بگیرید. «مُزجاة» از ریشه «ازجاء» به معنای طرد کردن است. از آنجایی که فروشندگان بهای کم را برمی گردانند «بضاعت مزجاة» گفته شده است.
برخی از مفسران گفته اند: مراد از «تصدّق علینا» درخواست بازگرداندن بنیامین است.
در روایات آمده که یعقوب نامه ای برای یوسف نوشت که محتوای آن: تجلیل از یوسف، بیان قحطی کنعان، تقاضای آزادی بنیامین وتبرئه فرزندان از سرقت بود و به همراه فرزندان برای یوسف فرستاد. وقتی یوسف مقابل برادران نامه را خواند، بوسید وبر چشم گذاشت وگریه ای کرد که قطرات اشک بر لباسش نشست.
برادران که هنوز یوسف را نمی شناختند شگفت زده بودند که این همه احترام به پدر ما برای چیست؟ کم کم برق امیدی در دل آنها روشن شد. خنده یوسف را چون دیدند، با خود گفتند نکند او یوسف باشد.**تفسیر نمونه.***
پیام ها:
1- برای یعقوب یوسف مطرح است (فتحسسوا من یوسف) ولی برای فرزندان گندم (فاوف لنا الکیل)
2- برای درخواست کمک و مساعدت، فرهنگ خاصّی لازم است:
- تجلیل از کمک کننده. (ایّها العزیز)
- بیان حال و نیاز خود. (مسّنا و اهلنا الضّر)
- کمبود بودجه (فقر مالی). (بضاعة مزجاة)
- ایجاد انگیزه در کمک کننده. (فتصدق علینا انّ اللَّه یجزی المتصدّقین)
3- تحقیر کنندگان، روزی تحقیر می شوند.
فرزندانی که با غرور می گفتند: (نحن عصبة) ما قوی هستیم، (سرق اخ له من قبل) برادر ما دزد بود، (ان ابانا لفی ضلال) پدر ما درگمراهی است، امروز با حقارت می گویند: (مسنّا واهلنا الضرّ)
4- فقر و نیاز انسان را ذلیل می کند.(مسّنا و اهلنا الضر)
آنچه شیران را کند روبَه مزاج - احتیاج است احتیاج است احتیاج.

سوره یوسف آیه 89

(89) قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ إِذْ أَنْتُمْ جَهِلُونَ
ترجمه: (یوسف) گفت: آیا دانستید با یوسف وبرادرش چه کردید آنگاه که نادان بودید.
نکته ها:
در یک سؤال ممکن است اهداف گوناگونی نهفته باشد، اهدافی مثبت و سازنده و یا منفی و آزاردهنده، سؤال یوسف که پرسید آیا می دانید با یوسف و برادرش چه کردید؟، ممکن است برای این باشد که من ماجرا را می دانم. یا اینکه ممکن است هدف از سؤال این باشد که کار بدی کردید، توبه کنید و ممکن است هدفش تشفّی خاطر بنیامین باشد که در جلسه حضور دارد و ممکن است هدفش سرزنش و توبیخ و ملامت یا به رخ کشیدن عزت خود و یا سرزنش به اینکه با این همه جنایت چرا امید تصدّق دارید؟
در میان غرض هایی که مطرح شد؛ سه مورد اوّل با مقام یوسف سازگاری دارد ولی باقی موارد با فتوّت و کرامتی که آیات بعد از یوسف گزارش می کند همخوانی ندارند. او علیرغم اینکه نسبت دزدی شنید، چیزی نگفت و سرانجامِ کار به برادران گفت: (لاتثریب علیکم الیوم)
جهل تنها به معنای ندانستن نیست. بلکه غلبه هوسها نوعی بی توجهی است. انسان گناهکار هر چند عالم باشد، جاهل است چون توجه ندارد و آتش دوزخ را برای خود می خرد.
پیام ها:
1- فتوت در آن است که جزئیات خلاف مطرح نشود.(ما فعلتم)
2- فتوت در آن است که راه عذر به خطاکار تلقین شود.(اذا انتم جاهلون)