فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 80

(80) فَلَمَّا اسْتَیْئَسُواْ مِنْهُ خَلَصُواْ نَجِیّاً قَالَ کَبِیرُهُمْ أَلَمْ تَعْلَمُواْ أَنَّ أَبَاکُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَیْکُمْ مَّوْثِقاً مِنَ اللَّهِ وَمِنْ قَبْلُ مَا فَرَّطتُمْ فِی یُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّی یَأْذَنَ لِی أَبِی أَوْ یَحْکُمَ اللَّهُ لِی وَ هُوَ خَیْرُ الْحَکِمِینَ
ترجمه: پس چون از یوسف مأیوس شدند (که یکی را به جای دیگری بازداشت کند) نجواکنان به کناری رفتند. (برادر) بزرگشان گفت: آیا نمی دانید که پدرتان برای برگرداندن او بر شما پیمان الهی گرفته و پیش از این نیز درباره یوسف کوتاهی کرده اید. پس من هرگز از این سرزمین نمی روم تا آنکه (یوسف عفو کند یا آنکه) پدرم به من اجازه دهد یا خدا در حق من حکمی کند و او بهترین داور و حاکم است.
نکته ها:
«خَلَصوا» یعنی گروه خود را از سایرین جدا کردند. «نجیّاً» یعنی به نجوی پرداختند. پس «خَلَصوا نجیّاً» یعنی شورای محرمانه تشکیل دادند که چه بکنند.
پیام ها:
1- التماس ها وخواهش ها، شما را از اجرای احکام الهی واعمال قاطعیت باز ندارد. (استیئسوا منه)
2- روزگاری همین برادران قدرتمندانه مشورت می کردند که چگونه یوسف را از بین ببرند؛ (اقتلوا یوسف او اطرحوه ارضا.... لا تقتلوا ... القوه...) امروز کاسه التماس در دست گرفته ومشورت ونجوی می کنند که چگونه بنیامین را آزاد نمایند. (خلصوا نجیّاً)
3- در حوادث تلخ و ناگوار بزرگترها مسئول تر و شرمنده ترند. (قال کبیرهم)
4- عهد وپیمان ها لازم الاجرا است. (اخذ علیکم موثقاً)
5- پیمان های سخت وقراردادهای محکم، راه سوءاستفاده را می بندد. (اخذ علیکم موثقا)
6- خیانت وجنایت تا آخر عمر وجدان های سالم را آزار می دهد. ( و من قبل فرطتهم فی یوسف)
7- تحصّن کردن یکی از شیوه های قدیمی است. (فلن ابرح الارض)
8- غربت، بهتر از شرمندگی است. (فلن ابرح الارض)
9- به خداوند خوش بین باشیم. (هو خیر الحاکمین)

سوره یوسف آیه 81

(81) ارْجِعُواْ إِلَی أَبِیکُمْ فَقُولُواْ یَأَبَانَآ إِنَّ ابْنَکَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَآ إِلَّا بِمَا عَلِمْنَا وَمَا کُنّاَ لِلْغَیْبِ حَفِظِینَ
ترجمه: (برادر بزرگ گفت: من اینجا می مانم ولی) شما به سوی پدرتان برگردید، پس بگویید: ای پدر همانا پسرت دزدی کرده و ما جز به آنچه می دانستیم گواهی ندادیم و ما نگهبان (وآگاه به) غیب نبوده ایم.
پیام ها:
1- شهادت وگواهی باید بر اساس علم باشد. (ما شهدنا الاّ بما علمنا)
2- در پیمان ها و تعهدات باید برای حوادث پیش بینی نشده تبصره ای باز کرد. (ما کنّا للغیب...)
3- عذر خود را با کمال صراحت بگوئید. (و ما کنّا للغیب حافظین)

سوره یوسف آیه 82

(82) وَسْئَلِ الْقَرْیَةَ الَّتِی کُنَّا فِیهَا وَالْعِیرَ الَّتِی أَقْبَلْنَا فِیهَا وَ إِنَّا لَصَدِقُونَ
ترجمه: (اگر به حرف ما اطمینان نداری) از قریه ای که در آن بودیم و از کاروانی که در میانشان به اینجا رو آورده ایم، سؤال کن و بی شک ما راستگو هستیم.
نکته ها:
«قریه» تنها به معنی روستا نیست، بلکه به محل اجتماع و مناطق مسکونی گفته می شود؛ خواه شهر باشد یا روستا. ضمناً جمله «و اسئل القریه» به معنای سؤال از اهل قریه است.
کلمه «عیر» به کاروانی گفته می شود که مواد غذایی حمل ونقل می کند.
برادران یوسف در گفتگو با پدر در ماجرای کشته شدن یوسف توسط گرگ دلیل نداشتند، ولی در اینجا برای حرف خود دو دلیل آوردند؛ یکی سؤال از مردم مصر و یکی سؤال از کاروانیان که ما در میان آنان بودیم. علاوه برآنکه در ماجرای قبل گفتند: (لو کنّا صادقین) و کلمه «لَو» نشانه تردید و دلهره و سستی است، ولی در این صحنه با کلمه «انّا» و حرف لام که در جمله «انّا لصادقون» است نشان می دهند که قطعاً راست می گویند.
پیام ها:
1- سابقه بد و دروغ در پذیرش سخنان انسان در تمام عمر ایجاد تردید می کند. (واسئل القریة)
2- گواهی شهود عینی، راهی معتبر برای اثبات مدعا می باشد. (واسئل القریة... والعیر...)