فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 78

(78) قَالُواْ یَأَیُّهَا الْعَزِیزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَیْخاً کَبِیراً فَخُذْ أَحَدَنَا مَکَانَهُ إِنَّا نَرَیکَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ
ترجمه: (برادران) گفتند: ای عزیز، همانا برای او پدری است پیر و سالخورده، پس یکی از ما را به جای او بگیر (و او را رها کن) همانا ترا از نیکوکاران می بینیم.
نکته ها:
وقتی برادران یوسف دیدند نگاهداشتن بنیامین قطعی شد، با توجه به تعهدی که به پدر سپرده بودند و سابقه ای که درباره یوسف نزد پدر داشتند، و احساس کردند برگشتن بدون بنیامین بسیار تلخ است، تقاضای خود را با روان شناسی خاصی مطرح نمودند وشروع به التماس کردند و با بیان های عاطفی و محرک همچون، تو عزیز و قدرتمندی، تو از نیکوکارانی، او پدری پیر و سالخورده دارد، هر کدام از ما را خواستی به جای او بگیر، درصدد جلب بخشش او بر آمدند.
پیام ها:
1- مقدرات الهی هر سنگدل و ستمگری را روزی به خاک مذلّت می نشاند. (آهنگ التماس در جمله؛ (یا ایها العزیز....)
2- یوسف حتی در زمان اقتدارش نیکوکار ودر رفتار ومنش او نمایان بود. (نریک من المحسنین)

سوره یوسف آیه 79

(79) قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلَّا مَن وَجَدْنَا مَتَعَنَا عِندَهُ إِنَّا إِذاً لَّظَلِمُونَ
ترجمه: (یوسف) گفت: پناه به خدا از اینکه کسی را به جز آنکه متاعمان را نزد او یافته ایم، بگیریم. زیرا که در اینصورت حتماً ستمگر خواهیم بود.
نکته ها:
دقت در کلمات یوسف علیه السلام نشان از این دارد که نمی خواهد بنیامین را سارق معرفی کند، نمی گوید: «وجدناه سارقاً» بلکه می گوید: «وجدنا متاعنا عنده» یعنی متاع در بار او بود نه آنکه قطعاً او سارق است.
اگر یوسف برادر دیگری را به جای بنیامین نگه می داشت طرح به هم می خورد و برادران هم با او به عنوان یک دزد برخورد می کردند و انواع آزار و اذیتها را روا می داشتند و آنکس هم که به جای بنیامین می ماند احساس می کرد به ناحق گرفتار شده است.
پیام ها:
1- مراعات مقرّرات بر هر کس لازم است و قانون شکنی حتی برای عزیز مصر نیز ممنوع است. (معاذ اللَّه)
2- قانون شکنی ظلم است. (نباید به درخواست این و آن مقرّرات را شکست) (معاذ اللَّه ان ناخذ)
3- بی گناه نباید به جای گناهکار کیفر ببیند، هر چند خودش به اینکار رضایت داشته باشد. (معاذ اللَّه)

سوره یوسف آیه 80

(80) فَلَمَّا اسْتَیْئَسُواْ مِنْهُ خَلَصُواْ نَجِیّاً قَالَ کَبِیرُهُمْ أَلَمْ تَعْلَمُواْ أَنَّ أَبَاکُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَیْکُمْ مَّوْثِقاً مِنَ اللَّهِ وَمِنْ قَبْلُ مَا فَرَّطتُمْ فِی یُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّی یَأْذَنَ لِی أَبِی أَوْ یَحْکُمَ اللَّهُ لِی وَ هُوَ خَیْرُ الْحَکِمِینَ
ترجمه: پس چون از یوسف مأیوس شدند (که یکی را به جای دیگری بازداشت کند) نجواکنان به کناری رفتند. (برادر) بزرگشان گفت: آیا نمی دانید که پدرتان برای برگرداندن او بر شما پیمان الهی گرفته و پیش از این نیز درباره یوسف کوتاهی کرده اید. پس من هرگز از این سرزمین نمی روم تا آنکه (یوسف عفو کند یا آنکه) پدرم به من اجازه دهد یا خدا در حق من حکمی کند و او بهترین داور و حاکم است.
نکته ها:
«خَلَصوا» یعنی گروه خود را از سایرین جدا کردند. «نجیّاً» یعنی به نجوی پرداختند. پس «خَلَصوا نجیّاً» یعنی شورای محرمانه تشکیل دادند که چه بکنند.
پیام ها:
1- التماس ها وخواهش ها، شما را از اجرای احکام الهی واعمال قاطعیت باز ندارد. (استیئسوا منه)
2- روزگاری همین برادران قدرتمندانه مشورت می کردند که چگونه یوسف را از بین ببرند؛ (اقتلوا یوسف او اطرحوه ارضا.... لا تقتلوا ... القوه...) امروز کاسه التماس در دست گرفته ومشورت ونجوی می کنند که چگونه بنیامین را آزاد نمایند. (خلصوا نجیّاً)
3- در حوادث تلخ و ناگوار بزرگترها مسئول تر و شرمنده ترند. (قال کبیرهم)
4- عهد وپیمان ها لازم الاجرا است. (اخذ علیکم موثقاً)
5- پیمان های سخت وقراردادهای محکم، راه سوءاستفاده را می بندد. (اخذ علیکم موثقا)
6- خیانت وجنایت تا آخر عمر وجدان های سالم را آزار می دهد. ( و من قبل فرطتهم فی یوسف)
7- تحصّن کردن یکی از شیوه های قدیمی است. (فلن ابرح الارض)
8- غربت، بهتر از شرمندگی است. (فلن ابرح الارض)
9- به خداوند خوش بین باشیم. (هو خیر الحاکمین)