فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 70

(70) فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَایَةَ فِی رَحْلِ أَخِیهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسَرِقُونَ
ترجمه: پس چون بارهای برادران را مجهّز و مهیا ساخت ظرف آبخوری (گران قیمتی) را در خورجین برادرش (بنیامین) قرار داد، سپس منادی صدا زد؛ ای کاروانیان! قطعاً شما دزدید.
نکته ها:
این چندمین باری است که یوسف طرح ابتکاری می دهد، یک بار بهای غلّه را در بار برادران گذاشت تا دوباره بازگردند و این بار ظرف قیمتی را در محموله برادر گذاشت تا او را نزد خود نگاه دارد.
کلمه ی «سقایه» پیمانه ای است که در آن آب می نوشند. کلمه ی «رحل» به خورجین و امثال آن می گویند که روی شتر می گذارند. کلمه ی «عیر» به معنی کاروانی که مواد غذایی حمل می کنند.**مفردات.***
در تفاسیر آمده است که در جلسه دو نفره ای که یوسف و بنیامین با هم داشتند یوسف از او پرسید آیا دوست دارد در نزد وی بماند. بنیامین اعلام رضایت کرد ولی یادآور شد که پدرش از برادران تعهد گرفته است که او را برگردانند. یوسف گفت: من ماجرای ماندن ترا طراّحی می کنم.
سؤال: چرا در این ماجرا به بی گناهانی نسبت سرقت داده شد؟
پاسخ: بنیامین با آگاهی از این طرح واتهّام، برای ماندن در نزد برادرش یوسف اعلام رضایت کرد. و باقی برادران هر چند در یک لحظه ناراحت شدند ولی بعد از بازرسی از آنها رفع اتهام گردید. علاوه بر آنکه کارگزاران از اینکه یوسف خود پیمانه را در میان بار برادرش قرار داده (جَعَلَ) خبر نداشتند و بطور طبیعی فریاد زدند: (انّکم لسارقون)
امام صادق علیه السلام می فرماید: آنان یوسف را از پدرش سرقت کرده بودند، لذا گفتند پیمانه پادشاه را گم کرده ایم و نگفتند پیمانه پادشاه را دزدیده اید، جز این نیست که نظر یوسف بر این بود که شما یوسف را از پدرش سرقت کردید.**تفسیر نورالثقلین. البته این عمل را در اصطلاح توریه می نامند که گوینده هدفی دارد ولی شنونده هدف دیگری را می فهمد. به هر حال اگر مراد از مؤذن در آیه یوسف باشد این توریه صحیح است. واللَّه العالم***
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «لاکذب علی المصلح» کسی که برای اصلاح ورفع اختلاف دیگران دروغی بگوید، سخن او دروغ حساب نمی شود، و آنگاه حضرت این آیه را تلاوت فرمودند.**تفسیر نورالثقلین.***
پیام ها:
1- گاهی صحنه سازی برای کشف ماجرایی جایز است.**نظیر فیلم ها و نمایش ها و صحنه های تئاتر که افراد در ظاهر و در شکل مجرم و گناهکار احضار و مخاطب می شوند و یا حتی شکنجه می گردند ولی آنها بخاطر توجیه قبلی و رضایت شخصی و مصلحت مهمتری آنرا پذیرا شده اند.*** و برای مصالح مهمتر، نسبت سارق به بی گناهی که از قبل توجیه شده مانعی ندارد.**تفسیر المیزان، ج 11، ص 244.***
2- اگر در میان گروهی یک نفر خلافکار باشد مردم تمام گروه را خلافکار می نامند. (انّکم لسارقون)

سوره یوسف آیه 71

(71) قَالُواْ وَأَقْبَلُواْ عَلَیْهِمْ مَّاذَا تَفْقِدُونَ
(برادران یوسف روبه ماموران کردندو) گفتند: شما چه چیزی را گم کرده اید.

سوره یوسف آیه 72

(72) قَالُواْ نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِکِ وَ لِمَن جَآءَ بِهِ حِمْلُ بَعِیرٍ وَ أَنَاْ بِهِ زَعِیمٌ
ترجمه: گفتند: پیمانه و جام مخصوص شاه را گم کرده ایم و برای هرکس آنرا بیاورد یک بار شتر (جایزه) است و من این را ضمانت می کنم.
نکته ها:
کلمه ی «صواع» و «سقایة» به یک معنی بکار رفته اند، پیمانه ای که هم با آن آب می خورند و هم گندم را کیل و اندازه می کنند که نشانه صرفه جویی، بهره وری و استفاده چند منظوره از یک وسیله است.**در تفسیر اطیب البیان آمده است که «صواع» ظرفی است که گنجایش یک صاع (حدود3 کیلوگرم) گندم را دارد.***
کلمه ی «حِمْل» به بار گفته می شود. و کلمه «حَمْل» نیز به معنای بار است، امّا باری که پنهان باشد، مثل بارانی که در دل ابر است یا فرزندی که در شکم مادر است.**مفردات.***
جمله (لمن جاء حمل بعیر) هرکس چنین کند من چنان پاداش می دهم، در اصطلاح فقهی جُعاله است که دارای سابقه و اعتبار قانونی است.
پیام ها:
1- جایزه تعیین کردن، از شیوه های قدیمی است. (ولمن جاء به حِمل بعیر)
2- جوایز باید متناسب با افراد و زمان باشد. در زمان قحطی بهترین جایزه یک بار شتر غلّه است. (حِمل بَعیرٍ)
3- ضامن گرفتن برای جلب اطمینان، سابقه تاریخی دارد. (انا به زعیمٌ)