فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 66

(66) قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتَّی تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِّنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلَّا أَن یُحَاطَ بِکُمْ فَلَمَّآ ءَاتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللَّهُ عَلَی مَا نقُولُ وَکِیلٌ
ترجمه: (پدر) گفت: من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا آنکه (با سوگند) به نام خدا وثیقه ای محکم بیاورید که حتماً او را نزد من برگردانید، مگر آنکه همه شما گرفتار حادثه ای شوید. پس چون وثیقه خود را آوردند (پدر) گفت: خداوند بر آنچه می گوییم وکیل است.
نکته ها:
«موثق» یعنی آنچه مایه وثوق و اطمینان به قول طرف مقابل است که می تواند عهد، سوگند و نذر باشد.(موثقاً من اللَّه)
پیام ها:
1- ایمان به خدا وسوگند ونذر وعهد با او قوی ترین پشتوانه بوده و هست. (موثقاً من اللَّه)
2- هرگاه از شخصی بدقولی و بدرفتاری دیدید در نوبت بعد قرارداد را محکمتر کنید. (موثقاً)
3- فرزند خود را به راحتی همراه دیگران نفرستید. (موثقاً من اللَّه)
4- در قراردادها پیش بینی حوادث غیرمترقبه و خارج از حیطه اختیار را بکنید. (الاّ ان یحاط بکم)
(تکلیف خارج از توانایی یا مالایطاق ممنوع است)
5- محکم کاری های قانونی و حقوقی شما را از توکل به خداوند غافل نکند. (اللَّه علی ما نقول وکیل)

سوره یوسف آیه 67

(67) وَقَالَ یَبَنِیَّ لَا تَدْخُلُواْ مِن بَابٍ وَ حِدٍ وَادْخُلُواْ مِنْ أَبْوَ بٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَ مَآ أُغْنِی عَنکُم مِّنَ اللَّهِ مِن شَیْ ءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَّکَلْتُ وَ عَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ
ترجمه: و (یعقوب) گفت: ای پسران من (چون به مصر رسیدید همه) از یک دروازه (به شهر) وارد نشوید (تا توجه مردم به شما جلب نشود) بلکه از دروازه های مختلف وارد شوید و (بدانید من با این سفارش) نمی توانم چیزی از (مقدرات) خدا را از شما دور کنم. فرمان جز برای خدا نیست، تنها بر او توکل می کنم و همه توکل کنندگان (نیز) باید بر او توکل نمایند.
پیام ها:
1- عاطفه پدری حتی نسبت به فرزندان خطاکار از بین نمی رود.(یا بنّی)
2- چاره اندیشی وتدبیر برای حفظ سلامت فرزندان لازم است. (یابنیّ لاتدخلوا..)
3- از بهترین زمان های موعظه، پندهایی است که در آستانه سفر گفته می شود. یعقوب در آستانه سفر گفت: (یا بنیّ لاتدخلوا من باب واحد)**در روایاتی نیز به موعظه در آستانه ی سفر اشاره دارد.***
4- جلو حساسیت ها و سوءظن ها و چشم زخم ها را بگیرید، ورود گروهی جوان به منطقه ی بیگانه عامل سوءظن و سعایت است. (لاتدخلوا من باب واحد)
5- لطف و قدرت خداوند را منحصر در انتخاب یک راه نپندارید. دست او باز است و می تواند از هر طریقی شما را مدد رساند. (لاتدخلوا من باب واحد)**در روایات می خوانیم: تجار تمام ثروت خود را در یک راه سرمایه گزاری نکنند تا اگر راهی بسته شد راه های دیگر باز باشد.***
6- هم احتیاط و محاسبه لازم است (لاتدخلوا...) و هم توکل به خداوند ضروری است. (علیه توکلت )
7- مدیر خوب باید علاوه بر برنامه ریزی حساب احتمالات را بکند، زیرا انسان در اداره ی امور خود مستقل نیست، یعنی با همه محاسبات و دقت ها باز هم دست خدا باز است و تضمینی برای انجام صددرصد محاسبات ما نیست. (وما اُغنی عنکم من اللَّه من شی ء)
8- به غیر خدا توکل نکنید. (علیه توکلت) چرا که او به تنهایی کفایت می کند (وکفی باللَّه وکیلا)**نساء، 81.*** و او بهترین وکیل است (نعم الوکیل)**آل عمران، 173.***
9- یعقوب هم خود توکل کرد و هم دیگران را با امر به توکل تشویق نمود. (توکلت... فلیتوکل...)
10- در برابر مقدّرات حتمی خدا، چاره ای جز تسلیم نیست. (ما اغنی عنکم من اللَّه من شی ء)
11- حاکم مطلق هستی خداست.(ان الحکم الاّ للَّه)

سوره یوسف آیه 68

(68) وَلَمَّا دَخَلُواْ مِنْ حَیْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُم مَّا کَانَ یُغْنِی عَنْهُم مِّنَ اللَّهِ مِن شَیْ ءٍ إِلَّا حَاجَةً فِی نَفْسِ یَعْقُوبَ قَضَهَا وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَهُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ
ترجمه: و چون از همانجا که پدرشان دستورشان داده بود وارد (مصر) شدند، این کار در برابر اراده خداوند هیچ سودشان نبخشید جز آنکه نیازی در دل یعقوب بود که عملی شد (تنها اثر ورود از چند دروازه حفظ از چشم زخم و رسیدن برادران، به خصوص بنیامین به یوسف بود که عملی شد و اثر دیگری نداشت) و البته (یعقوب) بخاطر آنچه به او آموزش که به او داده بودیم دارای علمی (فراوان) بود ولی بیشتر مردم آگاه نیستند.
نکته ها:
در اینکه آرزوی درونی و حاجت یعقوب که برآورده شد چه بوده است احتمالاتی وجود دارد:
1- رسیدن بنیامین به یوسف و خارج شدن یوسف از تنهایی، هر چند به صورت اتهام سرقت باشد.
2- سرعت بخشیدن به وصال پدر و پسر که در آینده به آن اشاره خواهد شد.
3- انجام وظیفه بدون آنکه ضامن نتیجه ی آن باشد. حاجت یعقوب آن است که در مقدمات کار کوتاهی نشود و از یک در وارد نشوند، ولی آنچه خواهد شد به دست خداوند است.
پیام ها:
1- تجربه های تلخ، انسان را باادب می کند و سخنان بزرگان را می پذیرد. (دخلوا من حیث امرهم ابوهم)
2- اگر از بی ادبی افراد گفتید، از ادب آنان نیز بگویید. (دخلوا ... ابوهم) (اگر برادران قبلاً نسبت ضلالت به پدر می دادند امروز تسلیم امر پدر شدند)
3- محاسبات و دقتّ و برنامه ریزی ها با وجود اراده ی الهی کارساز است، آنجا که نخواهد کارساز نیست. (ما کان یغنی عنهم من اللَّه من شی ء)
4- یعقوب بر مطالب و اسراری آگاه بود که مصلحت نمی دانست بازگو کند. (حاجة فی نفس یعقوب)
5- دعا وحاجت اولیای خدا مستجاب می شود. (حاجة فی نفس یعقوب قضاها)
6- علم انبیا از جانب خداوند است. (علّمناه)
7- بیشتر مردم به اسباب و علل چشم می دوزند و از حاکمیت خداوند و لزوم توکل بر او ناآگاهند. (اکثر الناس لا یعلمون)