فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 65

(65) وَلَمَّا فَتَحُواْ مَتَعَهُمْ وَجَدُواْ بِضَعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُواْ یَأَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَ نَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ کَیْلَ بَعِیرٍ ذَ لِکَ کَیْلٌ یَسِیرٌ
ترجمه: و هنگامی که بارهای خود را گشودند، دریافتند که سرمایه شان بدانها باز گردانیده شده گفتند: ای پدر (دیگر) چه می خواهیم؟ این سرمایه ماست که به ما باز گردانده شده وما قوت وغذای خانواده خود را فراهم واز برادرمان حفاظت می کنیم وبا (بردن او) یک بار شتر می افزاییم واین (پیمانه اضافی نزد عزیز) پیمانه ای ناچیز است. (شاید معنا این باشد: این مقداری که گرفته ایم به جایی نمی رسد، اگر نوبت دیگر برویم، بار بیشتری می گیریم)
نکته ها:
«نمیر» از «میر» یعنی مواد غذایی و«نمیر اهلنا» یعنی به خانواده خود، غذا می رسانیم.
از جمله؛ (نزداد کیل بعیرٍ) استفاده می شود که سهم هر نفر یک بار شتر بوده که باید خود حاضر باشد و دریافت کند.
پیام ها:
1- فرزندان یعقوب در کنار پدر وپیرامون او زندگی می کردند وبرای تهیه آذوقه ی خانواده تلاش می کردند. (فتحوا متاعهم... یا ابانا...)
2- هنر یوسف نه فقط انسان بودن، که انسان سازی اوست. (به برادران حسود و جفاکار خود مخفیانه هدیه می دهد تا زمینه را برای مراجعت آنها فراهم سازد. (بضاعتهم رُدّت الیهم)**در قرآن می خوانیم بدی ها را با خوبی دفع کنید؛ (ادفع بالتی هی احسن).فصلت، 34.***
3- اگر از اوّل پول و بهای کالا گرفته نشود، خریدار تحقیر می شود. اگر قصد هدیه هست ابتدا پول اخذ شود ولی به شکل عاقلانه برگردانده شود.(رُدّت الیهم)
4- اگر خواستید کبوتران فراری را جذب کنید باید کمی دانه پخش کنید. (یوسف بهای غلّه را به آنان برگرداند تا جاذبه مراجعت آنان را زیاد کند) (بضاعتهم رُدّت)
5- مرد مسئول تغذیه خانواده است.(نمیر اهلنا)
6- سهمیه بندی مواد غذایی در شرایط کمبود، کاری یوسفی است.(کیل بعیر)

سوره یوسف آیه 66

(66) قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتَّی تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِّنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلَّا أَن یُحَاطَ بِکُمْ فَلَمَّآ ءَاتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللَّهُ عَلَی مَا نقُولُ وَکِیلٌ
ترجمه: (پدر) گفت: من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا آنکه (با سوگند) به نام خدا وثیقه ای محکم بیاورید که حتماً او را نزد من برگردانید، مگر آنکه همه شما گرفتار حادثه ای شوید. پس چون وثیقه خود را آوردند (پدر) گفت: خداوند بر آنچه می گوییم وکیل است.
نکته ها:
«موثق» یعنی آنچه مایه وثوق و اطمینان به قول طرف مقابل است که می تواند عهد، سوگند و نذر باشد.(موثقاً من اللَّه)
پیام ها:
1- ایمان به خدا وسوگند ونذر وعهد با او قوی ترین پشتوانه بوده و هست. (موثقاً من اللَّه)
2- هرگاه از شخصی بدقولی و بدرفتاری دیدید در نوبت بعد قرارداد را محکمتر کنید. (موثقاً)
3- فرزند خود را به راحتی همراه دیگران نفرستید. (موثقاً من اللَّه)
4- در قراردادها پیش بینی حوادث غیرمترقبه و خارج از حیطه اختیار را بکنید. (الاّ ان یحاط بکم)
(تکلیف خارج از توانایی یا مالایطاق ممنوع است)
5- محکم کاری های قانونی و حقوقی شما را از توکل به خداوند غافل نکند. (اللَّه علی ما نقول وکیل)

سوره یوسف آیه 67

(67) وَقَالَ یَبَنِیَّ لَا تَدْخُلُواْ مِن بَابٍ وَ حِدٍ وَادْخُلُواْ مِنْ أَبْوَ بٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَ مَآ أُغْنِی عَنکُم مِّنَ اللَّهِ مِن شَیْ ءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَّکَلْتُ وَ عَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ
ترجمه: و (یعقوب) گفت: ای پسران من (چون به مصر رسیدید همه) از یک دروازه (به شهر) وارد نشوید (تا توجه مردم به شما جلب نشود) بلکه از دروازه های مختلف وارد شوید و (بدانید من با این سفارش) نمی توانم چیزی از (مقدرات) خدا را از شما دور کنم. فرمان جز برای خدا نیست، تنها بر او توکل می کنم و همه توکل کنندگان (نیز) باید بر او توکل نمایند.
پیام ها:
1- عاطفه پدری حتی نسبت به فرزندان خطاکار از بین نمی رود.(یا بنّی)
2- چاره اندیشی وتدبیر برای حفظ سلامت فرزندان لازم است. (یابنیّ لاتدخلوا..)
3- از بهترین زمان های موعظه، پندهایی است که در آستانه سفر گفته می شود. یعقوب در آستانه سفر گفت: (یا بنیّ لاتدخلوا من باب واحد)**در روایاتی نیز به موعظه در آستانه ی سفر اشاره دارد.***
4- جلو حساسیت ها و سوءظن ها و چشم زخم ها را بگیرید، ورود گروهی جوان به منطقه ی بیگانه عامل سوءظن و سعایت است. (لاتدخلوا من باب واحد)
5- لطف و قدرت خداوند را منحصر در انتخاب یک راه نپندارید. دست او باز است و می تواند از هر طریقی شما را مدد رساند. (لاتدخلوا من باب واحد)**در روایات می خوانیم: تجار تمام ثروت خود را در یک راه سرمایه گزاری نکنند تا اگر راهی بسته شد راه های دیگر باز باشد.***
6- هم احتیاط و محاسبه لازم است (لاتدخلوا...) و هم توکل به خداوند ضروری است. (علیه توکلت )
7- مدیر خوب باید علاوه بر برنامه ریزی حساب احتمالات را بکند، زیرا انسان در اداره ی امور خود مستقل نیست، یعنی با همه محاسبات و دقت ها باز هم دست خدا باز است و تضمینی برای انجام صددرصد محاسبات ما نیست. (وما اُغنی عنکم من اللَّه من شی ء)
8- به غیر خدا توکل نکنید. (علیه توکلت) چرا که او به تنهایی کفایت می کند (وکفی باللَّه وکیلا)**نساء، 81.*** و او بهترین وکیل است (نعم الوکیل)**آل عمران، 173.***
9- یعقوب هم خود توکل کرد و هم دیگران را با امر به توکل تشویق نمود. (توکلت... فلیتوکل...)
10- در برابر مقدّرات حتمی خدا، چاره ای جز تسلیم نیست. (ما اغنی عنکم من اللَّه من شی ء)
11- حاکم مطلق هستی خداست.(ان الحکم الاّ للَّه)