فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 63

(63) فَلَمَّا رَجَعُواْ إِلَی أَبِیهِمْ قَالُواْ یَأَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْکَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَآ أَخَانَا نَکْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَفِظُونَ
ترجمه: پس چون به سوی پدر خود باز گشتند، گفتند: ای پدر پیمانه (برای نوبت دیگر) از ما منع شد، پس برادرمان (بنیامین) را با ما بفرست تا سهمیه و پیمانه خود را بگیریم و ما حتماً نگهبان او خواهیم بود.
پیام ها:
1- یعقوب بر خانواده وفرزندان خویش مدیریت وتسلط داشت. (یا أبانامُنع...)
2- پدر دارای حق امر و نهی به فرزند خود می باشد. (فارسل)
3- بنیامین بدون اجازه ی پدر به مسافرت اقدام نمی کرد. (فارسل)
4- برای گرفتن چیزی و یا جلب اعتماد کسی از عواطف استفاده کنید.(اخانا)
5- مجرم چون در درون نگرانی دارد در سخنانش تأکیدهای پی درپی دارد. (انّا له لحافظون) (کلمه «انّا» و حرف «لام» و جمله اسمیه همه نشانه تأکید است)

سوره یوسف آیه 64

(64) قَالَ هَلْ ءَامَنُکُمْ عَلَیْهِ إِلَّا کَمَآ أَمِنتُکُمْ عَلَی أَخِیهِ مِن قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَفِظاً وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّ حِمِینَ
ترجمه: (یعقوب) گفت: آیا شما را بر او امین بدانم، مگر همانند قبل عمل که شما را بر برادرش امین دانستم (و دیدید که چه شد)، پس (به جای شما به خدا اعتماد می کنم که) خداوند بهترین حافظ است و او مهربان ترین مهربانان است.
نکته ها:
سؤال: با توجه به سابقه بدی که فرزندان یعقوب داشتند چرا پدرشان مجدداً فرزند دیگرش را به آنان سپرد؟
پاسخ: فخر رازی**تفسیر کبیر.*** احتمالات متعددی را مطرح نموده که هر کدام از آنها می تواند توجیهی بر این موافقت باشد؛ اولاً: برادران از اقدام اولیه شان به نتیجه ای که مورد نظرشان بود (محبوبیت در نزد پدر) نرسیده بودند. ثانیاً: حسادت برادران نسبت به این برادر کمتر از یوسف بود. ثالثاً: شاید قحطی و خشکسالی شرایط ویژه ای را پدید آورده بود که سفر مجّدد را ضروری می کرد. رابعاً: دهها سال از حادثه اوّل گذشته و آن فراموش شده تلقی می شد. خامساً: خداوند متعال در حفظ فرزندش به او تسلّی خاطر داده بود.
پیام ها:
1- اعتماد سریع به کسی که سابقه تخلّف دارد، جایز نیست.(هل امنکم)
2- یاد خاطرات تلخ گذشته، انسان را در برابر حوادث آینده بیمه می کند. (هل امنکم علی اخیه من قبل)
3- با توجه به رحمت بی نظیر الهی و با توکل به خداوند به استقبال حوادث زندگی برویم.(فاللَّه خیر حافظاً وهو ارحم راحمین)
4- با یک شکست یا تجربه ی تلخ خود را کنار نکشیم.(هل امنکم... فاللَّه خیر حافظاً)
(یعقوب بار دیگر فرزند دوم را با توکل به خدا به برادران تحویل داد).
5- سرچشمه ی حفاظت، رحمت است. (حافظاً وهو ارحم الراحمین)

سوره یوسف آیه 65

(65) وَلَمَّا فَتَحُواْ مَتَعَهُمْ وَجَدُواْ بِضَعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُواْ یَأَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَ نَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ کَیْلَ بَعِیرٍ ذَ لِکَ کَیْلٌ یَسِیرٌ
ترجمه: و هنگامی که بارهای خود را گشودند، دریافتند که سرمایه شان بدانها باز گردانیده شده گفتند: ای پدر (دیگر) چه می خواهیم؟ این سرمایه ماست که به ما باز گردانده شده وما قوت وغذای خانواده خود را فراهم واز برادرمان حفاظت می کنیم وبا (بردن او) یک بار شتر می افزاییم واین (پیمانه اضافی نزد عزیز) پیمانه ای ناچیز است. (شاید معنا این باشد: این مقداری که گرفته ایم به جایی نمی رسد، اگر نوبت دیگر برویم، بار بیشتری می گیریم)
نکته ها:
«نمیر» از «میر» یعنی مواد غذایی و«نمیر اهلنا» یعنی به خانواده خود، غذا می رسانیم.
از جمله؛ (نزداد کیل بعیرٍ) استفاده می شود که سهم هر نفر یک بار شتر بوده که باید خود حاضر باشد و دریافت کند.
پیام ها:
1- فرزندان یعقوب در کنار پدر وپیرامون او زندگی می کردند وبرای تهیه آذوقه ی خانواده تلاش می کردند. (فتحوا متاعهم... یا ابانا...)
2- هنر یوسف نه فقط انسان بودن، که انسان سازی اوست. (به برادران حسود و جفاکار خود مخفیانه هدیه می دهد تا زمینه را برای مراجعت آنها فراهم سازد. (بضاعتهم رُدّت الیهم)**در قرآن می خوانیم بدی ها را با خوبی دفع کنید؛ (ادفع بالتی هی احسن).فصلت، 34.***
3- اگر از اوّل پول و بهای کالا گرفته نشود، خریدار تحقیر می شود. اگر قصد هدیه هست ابتدا پول اخذ شود ولی به شکل عاقلانه برگردانده شود.(رُدّت الیهم)
4- اگر خواستید کبوتران فراری را جذب کنید باید کمی دانه پخش کنید. (یوسف بهای غلّه را به آنان برگرداند تا جاذبه مراجعت آنان را زیاد کند) (بضاعتهم رُدّت)
5- مرد مسئول تغذیه خانواده است.(نمیر اهلنا)
6- سهمیه بندی مواد غذایی در شرایط کمبود، کاری یوسفی است.(کیل بعیر)