فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 62

(62) وَقَالَ لِفِتْیَنِهِ اجْعَلُواْ بِضَعَتَهُمْ فِی رِحَالِهِمْ لَعَلَّهُمْ یَعْرِفُونَهَآ إِذَا انقَلَبُواْ إِلَی أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ
ترجمه: و (یوسف) به غلامان خود گفت: آنچه را به عنوان قیمت پرداخته اند در بارهایشان بگذارید، تا چون به خانواده ی خود بازگردند آن را باز شناسند، به امید آنکه (بار دیگر) برگردند.
نکته ها:
حضرت یوسف که در آیات قبل از او با تعابیری چون «صادق، محسن، مخلص» یاد شده است، یقیناً بیت المال را به پدر و برادران خود نمی بخشد و ممکن است که پول غلّه را از سهم و ملک شخصی خود داده باشد.
پول را برگرداند تا بی پولی مانع سفر دوّم آنها نشود. (لعلهم یرجعون) علاوه بر آنکه برگرداندن پول، نشانه صمیمیت و سوءقصد نداشتن از اصرار برآوردن برادر است و مخفیانه در بین کالا گذاردن نشانه ی بی منّت بودن وحفظ از دستبرد سارقین است.
یوسف که دیروز برده و خدمتکار بود امروز غلام و خدمتکار دارد. (لفتیانه) اما در هنگام ملاقات برادران، نه انتقام گرفت و نه گلایه ای نمود و نه کینه ای داشت. بلکه با برگرداندن سرمایه آنان، به آنها توجه داد که من شما را دوست می دارم.
پیام ها:
1- مدیر و رهبر لایق باید طرحهایش ابتکاری باشد.(اجعلوا)
2- نه انتقام و نه کینه، بلکه هدیه دادن برای ارتباط بعدی. (اجعلوا بضاعتهم فی رحالهم لعلهم یرجعون)
3- برای بازیافتن انسان ها باید از پول گذشت.(اجعلوا... لعلهم یرجعون)
4- پول گرفتن در زمان نیاز از پدر پیر و برادران، با کرامت نفس سازگار نیست. (اجعلوا بضاعتهم فی رحالهم)
5- صله رحم یعنی کمک نمودن نه معامله کردن.(اجعلوا بضاعتهم)
6- بدی ها را با خوبی جبران کنید.(اجعلوا بضاعتهم)
7- در طرح ها وبرنامه ها یقین صددرصد به عملی شدن آن لازم نیست. (لعلهم یرجعون)

سوره یوسف آیه 63

(63) فَلَمَّا رَجَعُواْ إِلَی أَبِیهِمْ قَالُواْ یَأَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْکَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَآ أَخَانَا نَکْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَفِظُونَ
ترجمه: پس چون به سوی پدر خود باز گشتند، گفتند: ای پدر پیمانه (برای نوبت دیگر) از ما منع شد، پس برادرمان (بنیامین) را با ما بفرست تا سهمیه و پیمانه خود را بگیریم و ما حتماً نگهبان او خواهیم بود.
پیام ها:
1- یعقوب بر خانواده وفرزندان خویش مدیریت وتسلط داشت. (یا أبانامُنع...)
2- پدر دارای حق امر و نهی به فرزند خود می باشد. (فارسل)
3- بنیامین بدون اجازه ی پدر به مسافرت اقدام نمی کرد. (فارسل)
4- برای گرفتن چیزی و یا جلب اعتماد کسی از عواطف استفاده کنید.(اخانا)
5- مجرم چون در درون نگرانی دارد در سخنانش تأکیدهای پی درپی دارد. (انّا له لحافظون) (کلمه «انّا» و حرف «لام» و جمله اسمیه همه نشانه تأکید است)

سوره یوسف آیه 64

(64) قَالَ هَلْ ءَامَنُکُمْ عَلَیْهِ إِلَّا کَمَآ أَمِنتُکُمْ عَلَی أَخِیهِ مِن قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَفِظاً وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّ حِمِینَ
ترجمه: (یعقوب) گفت: آیا شما را بر او امین بدانم، مگر همانند قبل عمل که شما را بر برادرش امین دانستم (و دیدید که چه شد)، پس (به جای شما به خدا اعتماد می کنم که) خداوند بهترین حافظ است و او مهربان ترین مهربانان است.
نکته ها:
سؤال: با توجه به سابقه بدی که فرزندان یعقوب داشتند چرا پدرشان مجدداً فرزند دیگرش را به آنان سپرد؟
پاسخ: فخر رازی**تفسیر کبیر.*** احتمالات متعددی را مطرح نموده که هر کدام از آنها می تواند توجیهی بر این موافقت باشد؛ اولاً: برادران از اقدام اولیه شان به نتیجه ای که مورد نظرشان بود (محبوبیت در نزد پدر) نرسیده بودند. ثانیاً: حسادت برادران نسبت به این برادر کمتر از یوسف بود. ثالثاً: شاید قحطی و خشکسالی شرایط ویژه ای را پدید آورده بود که سفر مجّدد را ضروری می کرد. رابعاً: دهها سال از حادثه اوّل گذشته و آن فراموش شده تلقی می شد. خامساً: خداوند متعال در حفظ فرزندش به او تسلّی خاطر داده بود.
پیام ها:
1- اعتماد سریع به کسی که سابقه تخلّف دارد، جایز نیست.(هل امنکم)
2- یاد خاطرات تلخ گذشته، انسان را در برابر حوادث آینده بیمه می کند. (هل امنکم علی اخیه من قبل)
3- با توجه به رحمت بی نظیر الهی و با توکل به خداوند به استقبال حوادث زندگی برویم.(فاللَّه خیر حافظاً وهو ارحم راحمین)
4- با یک شکست یا تجربه ی تلخ خود را کنار نکشیم.(هل امنکم... فاللَّه خیر حافظاً)
(یعقوب بار دیگر فرزند دوم را با توکل به خدا به برادران تحویل داد).
5- سرچشمه ی حفاظت، رحمت است. (حافظاً وهو ارحم الراحمین)