فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 56

(56) وَکَذَ لِکَ مَکَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ یَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَیْثُ یَشَآءُ نُصِیبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَآءُ وَلَا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ
ترجمه:و ما اینگونه به یوسف در آن سرزمین مکنت و قدرت دادیم که در آن هر جا که خواهد قرار گیرد (و تصرف کند) ما رحمت خود را بر هر کس که بخواهیم می رسانیم و پاداش نیکوکاران را ضایع نمی گردانیم.

سوره یوسف آیه 57

(57) وَ لَأَجْرُ الْأَخِرَةِ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَکَانُواْ یَتَّقُونَ
ترجمه:و قطعاً برای کسانی که ایمان آورده و همواره تقوی پیشه کرده اند پاداش آخرت بهتر است.
نکته ها:
در این دو آیه حضرت یوسف به «محسن»، «مؤمن»، «متّقی» ستایش شده است**خداوند در آیه شریفه یوسف را از جمله مصادیق «محسنین» یاد می کند. در قرآن بیش از ده لطف خاص خداوند نسبت به محسنین یاد شده است. ***و در سراسر این سوره اراده خداوندی را می توان با اراده و خواست مردم مقایسه کرد؛ برادران یوسف اراده کردند با انداختن او در چاه و برده ساختن یوسف، او را خوار سازند. امّا عزیز مصر در سفارش او گفت: «اکرمی مثواه» او را گرامی بدارید. همسر عزیز قصد نمود دامن او را آلوده سازد، امّا خداوند او را پاک نگهداشت. اربابان یوسف خواستند با زندانی ساختن مقاومت او را در هم شکنند و تحقیرش کنند؛ «لیسجنن و لیکونا من الصّاغرین» امّا در مقابل خداوند اراده کرد که او را عزیز بدارد و حکومت مصر به او بخشد؛ «مکّنا لیوسف...»
امام صادق فرمودند: یوسف انسان حرّ و آزاده ای بود که حسادت برادران، اسارت در چاه، شهوت، زندان، تهمت، ریاست و قدرت در او اثر نگذاشت.**تفسیر نورالثقلین.***
پاداش اخروی بهتر از پاداش های دنیوی است، زیرا پاداش های اخروی:
الف: محدودیت ندارند. (لهم ما یشاوؤن)**زمر، 34.***
ب: از بین رفتنی نیستند. (خالدین فیها)**فرقان، 15.***
ج: در یک مکان محدود نیستند. (فتبوا من الجنّة حیث تشاء)**زمر، 74.***
د: به محاسبه ما در نمی آیند. (اجرهم بغیر حساب)**زمر، 10.***
ه: عوارض و آفات وامراض ندارند. (و لا یصدعون)**واقعه، 19.***
ز: دلهره و اضطراب ندارند. (لا خوف علیهم و لا هم یحزنون)**بقره، 112.***
ح: اهل پاداش همسایگان اولیای خدا هستند. (و هم جیرانی)
پیام ها:
1- سنت خداوند عزّت بخشی به افراد پاکدامن و باتقوی است. (و کذلک)
2- گرچه در ظاهر پادشاه مصر به یوسف گفت: «انّک الیوم لدینا مکین» ولی در واقع خداوند به یوسف مکنت داد. (مکنّا)
3- حوزه اختیارات یوسف گسترده بود. (حیث یشاء)
4- حکومت ها در شرایط بحرانی کشور می توانند آزادی مردم را در تصرف اموال و املاک خویش محدود ساخته آنان را به سمت مصالح همگانی سوق دهند. (یتبؤا منها حیث یشاء)
5- قدرت اگر در دست اهلش باشد رحمت است وگرنه زیانبخش خواهد بود. (نصیب برحمتنا)
6- اگر شما به سراغ تقوی بروید ما نیز رحمت خود را به شما نازل می کنیم. (نصیب برحمتنا... للذین... کانوا یتقون)
7- در جهان بینی الهی، هیچ کاری بدون پاداش نمی ماند. (لا نضیع)
8- تضییع حقوق مردم یا از سر جهل است یا بخل و یا ناتوانی و یا... که هیچکدام درباره خداوند وجود ندارد. (لانضیع)
9- مشیت الهی، نظام دار و قانون مند است.(نصیب برحمتنا... ولا نضیع اجر المحسنین)
10- با آنکه همه چیز در گرو مشیّت الهی است، اما خداوند حکیم است و بدون دلیل به کسی قدرت نمی دهد. (اجر المحسنین)
11- نیکوکاران علاوه بر بهره مند شدن از پاداش در حیات دنیا از پاداش های برتر اخروی نیز برخوردار خواهند شد.(لانضیع اجر المحسنین و لاجر الاخرة خیر)
12- امکانات مادی و حکومت ظاهری برای مردان خدا لذّت آور نیست، آنچه برای آنان مطلوب و دوست داشتنی است آخرت است. (ولاجر الاخرة خیر)
13- ایمان همراه با تقوی چاره ساز است وگرنه سرنوشت مؤمن گناهکار مبهم است. (امنوا وکانوا یتقون)
14- تقوایی که یک خصلت پایدار شده باشد ارزشمند است. (کانوا یتقون)
15- ایمان و ملازمت بر تقوا، شرط بهره مندی از پاداش های اخروی است. (لاجر الاخرة خیر للذین آمنوا وکانوا یتقون)
16- اگر نیکوکار در این دنیا به پاداش و مقامی نرسید، نگران نباشد که در جای دیگر جبران می شود.(لا نضیع... ولاجر الاخرة خیر)

سوره یوسف آیه 58

(58) وَجَآءَ إِخْوَةُ یُوسُفَ فَدَخَلُواْ عَلَیْهِ فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُ مُنکِرُونَ
ترجمه: (سرزمین کنعان را قحطی فراگرفت)و (در پی مواد غذایی) برادران یوسف (به مصر) آمدند و بر او وارد شدند آنگاه (یوسف) آنان را شناخت ولی آنها او را نشناختند.
نکته ها:
طبق پیش بینی و پیشگویی یوسف علیه السلام مردم هفت سال در وفور نعمت و باران بودند، ولی بعد از آن، هفت سال دوم فرا رسید و مردم دچار قحطی و خشکسالی شدند. دامنه قحطی از مصر به فلسطین و کنعان نیز رسید یعقوب به فرزندان خود گفت: برای تهیه گندم به سوی مصر روانه شوند. آنان وارد مصر شده و درخواست خود را عرضه کردند. یوسف علیه السلام در میان متقاضیان غلّه برادران خود را نیز دید. اما برادران یوسف را نشناختند و حق هم همین بود، زیرا از زمان انداختن یوسف به چاه تا حکومت او در سرزمین مصر، حدود بیست تا سی سال فاصله بود.**یوسف وقتی از چاه بیرون آمد، نوجوان بود (یا بشری هذا غلام) چند سالی در خانه عزیز خدمتکار بود و سالها نیز در زندان به سر برد و از زمان آزادی او از زندان نیز هفت سال (دوره وفور نعمت و پر آبی) گذشته بود و حال که سالیان قحطی بود، برادران به مصر آمده بودند.***

پیام ها:
1- در زمان قحطی جیره بندی لازم است و هرکس باید برای گرفتن سهمیه خود مراجعه کند تا دیگران به نام او سوء استفاده نکنند. (اخوة) با اینکه می توانستند یک نفر را به نمایندگی بفرستند همه برادران آمدند.
2- در زمان قحطی اگر منطقه های دیگر کمک خواستند، کمک کنید. (جاء اخوة یوسف)
3- ملاقات مردم حتی غیر مصریان با یوسف، امری سهل وآسان بود. (سران حکومت ها باید برنامه ای اتخاذ کنند که ملاقات مردم با آنان به آسانی صورت بگیرد.) (جاء اخوة... فدخلوا)