فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 52

(52) ذَ لِکَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی کَیْدَ الْخَآئِنِینَ
ترجمه: (یوسف گفت:) این (اعاده حیثیت) برای آن بود که (عزیز) بداند من در نهان به او خیانت نکرده ام و قطعاً خداوند نیرنگ خائنان را به جایی نمی رساند.
نکته ها:
در اینکه این آیه کلام یوسف علیه السلام است و یا ادامه کلام همسر عزیز مصر، دو نظر وجود دارد؛ برخی از مفسران**تفسیر مجمع البیان و المیزان.
*** آن را ادامه سخن یوسف می دانند و برخی دیگر،**تفسیر نمونه. ***ادامه سخنان همسر عزیز مصر می شمارند. ولی با توجه به محتوای آیه، نظر اوّل درست است و نمی تواند کلام همسر عزیز مصر باشد. زیرا چه خیانتی بالاتر از اینکه یک نفر بی گناه، سالها در زندان بماند.
یوسف علیه السلام با این سخن، دلیل تأخیر خودش را برای خروج از زندان، بررسی مجدد پرونده و اعاده ی حیثیت مطرح می کند.
پیام ها:
1- شخص کریم درصدد انتقام نیست، به دنبال حیثیت و کشف حقیقت است. (ذلک لیعلم)
2- نشان ایمان واقعی، خیانت نکردن در پنهانی وخفاست. (لم اخنه بالغیب)
3- سوء قصد به همسر مردم، خیانت به مرد است. (لم اَخنه)
4- خائن برای کار خویش یا توجیه خلافش، نقشه می کشد. (کید الخائنین)
5- خائن به نتیجه نمی رسد و خوش عاقبت نیست. آری! اگر ما پاک باشیم؛ (لم اخنه بالغیب) خداوند اجازه نمی دهد، ناپاکان آبروی ما را برباد دهند. (انّ اللَّه لایهدی کید الخائنین)
6- یوسف تلاش می کرد تا پادشاه را متوجه سازد که اراده ی خداوند و سنت الهی، نقش تعیین کننده ای در حوادث و رخدادها دارد. (انّ اللَّه لایهدی...)

سوره یوسف آیه 53

(53) وَمَآ أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارةُ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ
ترجمه: و من نفس خود را تبرئه نمی کنم، چرا که نفس آدمی بدون شک همواره به بدی امر می کند، مگر آن که پروردگارم رحم کند که همانا پروردگار من آمرزنده ی مهربان است.
نکته ها:
در قرآن برای نفس، حالاتی بیان شده که به بعضی از آن اشاره می شود؛
1- نفس امّاره که انسان را به سوی زشتی ها سوق می دهد و اگر با عقل و ایمان مهار نشود، انسان یکباره سقوط می کند.
2- نفس لوّامه، حالتی است که انسان خلافکار خود را ملامت و سرزنش می کند و اقدام به توبه و عذرخواهی می کند. و در سوره قیامت از آن یاد شده است.
3- نفس مطمئنّه، حالتی است که تنها انبیا و اولیا وتربیت شدگان واقعی آنان، دارند ودر هر وسوسه وحادثه ای پیروزمندانه بیرون می آیند ودلبسته ی خدایند.
یوسف علیه السلام عدم خیانت و سربلندی خود را در این آزمایش مرهون لطف و رحم خداوند می داند وبه عنوان یک انسان که دارای طبیعت انسانی است خود را تبرئه نمی کند.
در روایات متعدد خطرات نفس و تبرئه آن و رضایت از نفس مطرح شده و راضی بودن از نفس را نشانه ی فساد عقل و بزرگترین دام شیطان دانسته اند.**غررالحکم.***
پیام ها:
1- هرگز خود را به پاکی مستائید و تبرئه نکنید. (ما اُبرّی نفسی)
2- انسان به طور طبیعی وغریزی، اگر در مدار لطف حق قرار نگیرد، گرایش منفی دارد.**امام سجاد علیه السلام در مناجات شاکّین برای نفس 15 خطر بیان فرموده که توجه به آن مفید است.*** (لامّارة بالسّوء)
3- یوسف تحت تربیت مخصوص خداست. کلمه (ربّی) تکرار شده است.
4- تنها رحمت او مایه نجات است. اگر انسان به حال خود رها شود، سقوط می کند. (الاّ ما رحم)
5- نفس خواهش خود را تکرار می کند تا گرفتارت کند. (لامّارة)
6- خطر هوای نفس جدّی است به آن ساده ننگرید. (انّ النفس لامّارة بالسوء)**در این آیه، چهار نوع تأکید بکار رفته است. (انّ لام تأکید - صیغه مبالغه - جمله اسمیه)***
7- علیرغم تمام خطرات، از رحمت او مأیوس نشوید. (غفور رحیم)
8- شرط کمال آن است که حتی اگر همه مردم او را کامل بدانند او خود را کامل نداند. در ماجرای حضرت یوسف علیه السلام برادران، همسر عزیز مصر، شاهد، پادشاه، شیطان، زندانیان همه گواهی به کمال او می دهند ولی خودش می گوید: (ما اُبَری نفسی)
9- بخشودگی، مقدمه ی دریافت رحمت الهی است. اول می فرماید: (غفور) بعد می فرماید: (رحیم)
10- انبیا با آنکه معصومند، اما غرائز انسانی دارند. (انّ النفس لامّارةبالسوء)
11- مربّی باید رحمت و بخشش داشته باشد.(انّ ربی غفور رحیم)

سوره یوسف آیه 54

(54) وَ قَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِی فَلَمَّا کَلَّمَهُ قَالَ إِنَّکَ الْیَوْمَ لَدَیْنَا مَکِینٌ أَمِینٌ
ترجمه: و پادشاه گفت: یوسف را نزد من آورید تا وی را (مشاور) مخصوص خود قرار دهم. پس چون با او گفتگو نمود، به او گفت: همانا تو امروز نزد ما دارای منزلتی بزرگ و فردی امین هستی.
نکته ها:
در «لسان العرب» آمده: هرگاه انسان کسی را محرم اسرار خود قرار دهد و در امور خویش او را مداخله دهد گفته می شود «استخلصه»
یوسف وقتی از زندان آزاد می شود بر در زندان جملاتی چند می نویسد که سیمای زندان در آن جملات به تصویر کشیده شده است:
«هذا قبور الاحیاء، بیت الاحزان، تجربة الاصدقاء و شماتة الاعداء» یعنی؛ زندان گورستان زندگان، خانه غمها، محل آزمودن دوستان وشماتت دشمنان است**تفسیر مجمع البیان.***.
پادشاه وقتی پی به صداقت و امانت یوسف می برد و در او خیانتی نمی یابد او را برای خود برمی گزیند. اگر خداوند از بنده خیانت نبیند چه خواهد کرد!؟ حتماً او را برای خود بر خواهد گزید که قرآن درباره ی پیامبران چنین تعبیری دارد: (و أنا اخترتک لما یوحی)**. طه، 13. 3. طه، 41.***، (واصطنعتک لنفسی)*****
پادشاه با کلمه «لدینا» اعلام کرد که یوسف در حکومت ما جایگاه دارد نه تنها در دل من، پس همه مسئولین باید از او اطاعت کنند.
پیام ها:
1- خداوند اگر بخواهد، اسیر دیروز را امیر امروز قرار می دهد.(قال الملک ائتونی به استخلصه لنفسی)
2- مشاور خاص مسئولین کشوری، باید اهل تقوی، تدبیر، قدرت برنامه ریزی و امانت باشد. (استخلصه لنفسی... مکین امین) (یوسف جامع همه اینها بود)
3- تا مرد سخن نگفته باشد، عیب وهنرش نهفته باشد. (فلمّا کلّمه قال...)
4- در گزینش ها، مصاحبه حضوری نیز مفید است. (فلمّا کلّمه)
5- به کسی که اطمینان وایمان پیدا کردید، قدرت بدهید. (لدینا مکین امین)
6- افراد مشرک وکافر هم از کمالات معنوی لذت می برند. (فطرت کمال دوستی در هر انسانی وجود دارد.) (استخلصه لنفسی)
7- مکین و امین بودن، هر دو با هم لازم است. (مکین امین)
(زیرا اگر امین باشد ولی امکانات نداشته باشد، قدرت انجام کاری را ندارد و اگر مکین باشد امّا امین نباشد، حیف و میل بیت المال می کند.)**حضرت علی در نهج البلاغه خطاب به استاندار خود می فرماید: بعد از شناسایی و گزینش کارمندان آنرا حقوق مکفی بده.(و اسبغ علیهم الارزاق)***