فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 51

(51) قَالَ مَا خَطْبُکُنَّ إِذْ رَ وَدتُّنَّ یُوسُفَ عَن نَّفْسِهِ قَلْنَ حَشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَیْهِ مِن سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ الَْنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَاْ رَ وَتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّدِقِینَ
ترجمه: (پادشاه به زنان) گفت: وقتی از یوسف کام می خواستید چه منظور داشتید؟ زنان گفتند: منزه است خدا، ما هیچ بدی از او نمی دانیم. همسر عزیز گفت: اکنون حقیقت آشکار شد من (بودم که ) از او کام خواستم و بی شک او از راستگویان است.
نکته ها:
کلمه ی «خطب» دعوت شدن برای امر مهم را گویند. «خطیب» کسی است که مردم را به هدفی بزرگ دعوت می کند. کلمه ی «حصحص» از «حصّه» یعنی جدا شدن حق از باطل است.**تفسیر اطیب البیان.
***
در این ماجرا یکی از سنت های الهی محقق شده است، که به خاطر تقوای الهی گشایش ایجاد می شود.**(من یتق اللَّه یجعل له مخرجاً. ویرزقه من حیث لایحتسب) هر کس از خدا پروا کند، برای او راه خروج قرار می دهد . و از جایی که حسابش را نمی کند، به او روزی می رساند. طلاق 3و2.***
پیام ها:
1- گاهی که گره، کور می شود شخص اوّل کشور باید خود پرونده را بررسی و دادگاه تشکیل دهد. (قال ما خطبکنّ)
2- افراد متهم را دعوت کنید تا از خود دفاع کنند. (ما خطبکنّ) حتی زلیخا نیز حضور داشت. (قالت امراة العزیز)
3- همراه با تلخی ها شیرینی هاست. (اراد باهلک سوءً)در برابر (ما علمنا علیه من سوء) آمده است.
4- حق برای همیشه، مخفی نمی ماند. (الان حصحص الحقّ)
5- وجدان ها روزی بیدار شده و اعتراف می کنند. (انا راودته) چنانکه فشار جامعه و محیط، گردنکشان را به اعتراف وادار می کند. (همسر عزیز همین که دید تمام زنان به پاکدامنی یوسف اقرار کردند، او نیز به اعتراف گردن نهاد.)

سوره یوسف آیه 52

(52) ذَ لِکَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی کَیْدَ الْخَآئِنِینَ
ترجمه: (یوسف گفت:) این (اعاده حیثیت) برای آن بود که (عزیز) بداند من در نهان به او خیانت نکرده ام و قطعاً خداوند نیرنگ خائنان را به جایی نمی رساند.
نکته ها:
در اینکه این آیه کلام یوسف علیه السلام است و یا ادامه کلام همسر عزیز مصر، دو نظر وجود دارد؛ برخی از مفسران**تفسیر مجمع البیان و المیزان.
*** آن را ادامه سخن یوسف می دانند و برخی دیگر،**تفسیر نمونه. ***ادامه سخنان همسر عزیز مصر می شمارند. ولی با توجه به محتوای آیه، نظر اوّل درست است و نمی تواند کلام همسر عزیز مصر باشد. زیرا چه خیانتی بالاتر از اینکه یک نفر بی گناه، سالها در زندان بماند.
یوسف علیه السلام با این سخن، دلیل تأخیر خودش را برای خروج از زندان، بررسی مجدد پرونده و اعاده ی حیثیت مطرح می کند.
پیام ها:
1- شخص کریم درصدد انتقام نیست، به دنبال حیثیت و کشف حقیقت است. (ذلک لیعلم)
2- نشان ایمان واقعی، خیانت نکردن در پنهانی وخفاست. (لم اخنه بالغیب)
3- سوء قصد به همسر مردم، خیانت به مرد است. (لم اَخنه)
4- خائن برای کار خویش یا توجیه خلافش، نقشه می کشد. (کید الخائنین)
5- خائن به نتیجه نمی رسد و خوش عاقبت نیست. آری! اگر ما پاک باشیم؛ (لم اخنه بالغیب) خداوند اجازه نمی دهد، ناپاکان آبروی ما را برباد دهند. (انّ اللَّه لایهدی کید الخائنین)
6- یوسف تلاش می کرد تا پادشاه را متوجه سازد که اراده ی خداوند و سنت الهی، نقش تعیین کننده ای در حوادث و رخدادها دارد. (انّ اللَّه لایهدی...)

سوره یوسف آیه 53

(53) وَمَآ أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارةُ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ
ترجمه: و من نفس خود را تبرئه نمی کنم، چرا که نفس آدمی بدون شک همواره به بدی امر می کند، مگر آن که پروردگارم رحم کند که همانا پروردگار من آمرزنده ی مهربان است.
نکته ها:
در قرآن برای نفس، حالاتی بیان شده که به بعضی از آن اشاره می شود؛
1- نفس امّاره که انسان را به سوی زشتی ها سوق می دهد و اگر با عقل و ایمان مهار نشود، انسان یکباره سقوط می کند.
2- نفس لوّامه، حالتی است که انسان خلافکار خود را ملامت و سرزنش می کند و اقدام به توبه و عذرخواهی می کند. و در سوره قیامت از آن یاد شده است.
3- نفس مطمئنّه، حالتی است که تنها انبیا و اولیا وتربیت شدگان واقعی آنان، دارند ودر هر وسوسه وحادثه ای پیروزمندانه بیرون می آیند ودلبسته ی خدایند.
یوسف علیه السلام عدم خیانت و سربلندی خود را در این آزمایش مرهون لطف و رحم خداوند می داند وبه عنوان یک انسان که دارای طبیعت انسانی است خود را تبرئه نمی کند.
در روایات متعدد خطرات نفس و تبرئه آن و رضایت از نفس مطرح شده و راضی بودن از نفس را نشانه ی فساد عقل و بزرگترین دام شیطان دانسته اند.**غررالحکم.***
پیام ها:
1- هرگز خود را به پاکی مستائید و تبرئه نکنید. (ما اُبرّی نفسی)
2- انسان به طور طبیعی وغریزی، اگر در مدار لطف حق قرار نگیرد، گرایش منفی دارد.**امام سجاد علیه السلام در مناجات شاکّین برای نفس 15 خطر بیان فرموده که توجه به آن مفید است.*** (لامّارة بالسّوء)
3- یوسف تحت تربیت مخصوص خداست. کلمه (ربّی) تکرار شده است.
4- تنها رحمت او مایه نجات است. اگر انسان به حال خود رها شود، سقوط می کند. (الاّ ما رحم)
5- نفس خواهش خود را تکرار می کند تا گرفتارت کند. (لامّارة)
6- خطر هوای نفس جدّی است به آن ساده ننگرید. (انّ النفس لامّارة بالسوء)**در این آیه، چهار نوع تأکید بکار رفته است. (انّ لام تأکید - صیغه مبالغه - جمله اسمیه)***
7- علیرغم تمام خطرات، از رحمت او مأیوس نشوید. (غفور رحیم)
8- شرط کمال آن است که حتی اگر همه مردم او را کامل بدانند او خود را کامل نداند. در ماجرای حضرت یوسف علیه السلام برادران، همسر عزیز مصر، شاهد، پادشاه، شیطان، زندانیان همه گواهی به کمال او می دهند ولی خودش می گوید: (ما اُبَری نفسی)
9- بخشودگی، مقدمه ی دریافت رحمت الهی است. اول می فرماید: (غفور) بعد می فرماید: (رحیم)
10- انبیا با آنکه معصومند، اما غرائز انسانی دارند. (انّ النفس لامّارةبالسوء)
11- مربّی باید رحمت و بخشش داشته باشد.(انّ ربی غفور رحیم)