فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 50

(50) وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ فَلَمَّا جَآءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَی رَبِّکَ فَسْئَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ الَّتِی قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ إِنَّ رَبِّی بِکَیْدِهِنَّ عَلِیمٌ
ترجمه: و پادشاه گفت: او را نزد من آورید، پس چون فرستاده ی شاه نزد وی آمد (یوسف) گفت: نزد آقای خود برگرد و از او بپرس که ماجرای آن زنانی که دستانشان را بریدند چه بود؟ همانا پرودگار من به حیله آنان آگاه است.
نکته ها:
یوسف علیه السلام با تعبیر خواب پادشاه و ارائه برنامه ای سنجیده، آن هم بدون توقع و قید و شرطی، ثابت کرد که او یک مجرم وزندانی عادی نیست، بلکه انسانی فوق العاده وداناست.
وقتی فرستاده ی شاه به سوی یوسف آمد، فوراً از خبر آزادی استقبال نکرد، بلکه درخواست کرد که پرونده سابق دوباره بررسی شود، زیرا او نمی خواست مشمول عفو شاهانه شود، بلکه می خواست بی گناهی وپاکدامنی او ثابت شود و به شاه بفهماند که در رژیم او تا چه اندازه فساد و بی عدالتی حاکم شده است.
شاید یوسف به خاطر رعایت احترام عزیز مصر، از همسر او نام نبرد و اشاره به مجلس میهمانی کرد. (قطّعن ایدیّهنّ)
در حدیث می خوانیم که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: از صبر یوسف در شگفتم که هرگاه عزیز مصر نیاز به تعبیر خواب پیدا کرد نگفت: تا از زندان آزاد نشوم نمی گویم، امّا همین که خواستند او را آزاد کنند بیرون نیامد تا رفع تهمت شود.**تفسیر اطیب البیان.***
پیام ها:
1- مغزهایی که کشور بدانها احتیاج دارد و زندانی هستند، اگر مرتکب جنایتی نشده اند، باید با کمک دولت آزاد شوند. (قال الملک ائتونی به)
2- آزادی به هر قیمتی ارزش ندارد، اثبات بی گناهی مهمتر از آزادی است. (ارجع الی ربّک فسئله)
3- یوسف اول ذهن مردم را پاک کرد، بعد مسئولیت پذیرفت. (مابال النّسوة)
4- دفاع از آبرو و حیثیت، واجب است. (ما بال النّسوة)
5- زندانی که علیرغم آزادی، پیشنهاد بررسی پرونده را می دهد، پاک است. (فسئله)
6- در توطئه ی حبس یوسف، تمام زنان نقش داشته اند. (کیدهن)
7- یوسف در پیامش به پادشاه، به او گوشزد کرد که بعد از آزادی، وی را ربّ و مالک خود نخواهد دانست و خود را بنده ی او نمی داند، بلکه خدا را ربّ خود می داند. (انّ ربّی بکیدهن علیم)

سوره یوسف آیه 51

(51) قَالَ مَا خَطْبُکُنَّ إِذْ رَ وَدتُّنَّ یُوسُفَ عَن نَّفْسِهِ قَلْنَ حَشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَیْهِ مِن سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ الَْنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَاْ رَ وَتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّدِقِینَ
ترجمه: (پادشاه به زنان) گفت: وقتی از یوسف کام می خواستید چه منظور داشتید؟ زنان گفتند: منزه است خدا، ما هیچ بدی از او نمی دانیم. همسر عزیز گفت: اکنون حقیقت آشکار شد من (بودم که ) از او کام خواستم و بی شک او از راستگویان است.
نکته ها:
کلمه ی «خطب» دعوت شدن برای امر مهم را گویند. «خطیب» کسی است که مردم را به هدفی بزرگ دعوت می کند. کلمه ی «حصحص» از «حصّه» یعنی جدا شدن حق از باطل است.**تفسیر اطیب البیان.
***
در این ماجرا یکی از سنت های الهی محقق شده است، که به خاطر تقوای الهی گشایش ایجاد می شود.**(من یتق اللَّه یجعل له مخرجاً. ویرزقه من حیث لایحتسب) هر کس از خدا پروا کند، برای او راه خروج قرار می دهد . و از جایی که حسابش را نمی کند، به او روزی می رساند. طلاق 3و2.***
پیام ها:
1- گاهی که گره، کور می شود شخص اوّل کشور باید خود پرونده را بررسی و دادگاه تشکیل دهد. (قال ما خطبکنّ)
2- افراد متهم را دعوت کنید تا از خود دفاع کنند. (ما خطبکنّ) حتی زلیخا نیز حضور داشت. (قالت امراة العزیز)
3- همراه با تلخی ها شیرینی هاست. (اراد باهلک سوءً)در برابر (ما علمنا علیه من سوء) آمده است.
4- حق برای همیشه، مخفی نمی ماند. (الان حصحص الحقّ)
5- وجدان ها روزی بیدار شده و اعتراف می کنند. (انا راودته) چنانکه فشار جامعه و محیط، گردنکشان را به اعتراف وادار می کند. (همسر عزیز همین که دید تمام زنان به پاکدامنی یوسف اقرار کردند، او نیز به اعتراف گردن نهاد.)

سوره یوسف آیه 52

(52) ذَ لِکَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی کَیْدَ الْخَآئِنِینَ
ترجمه: (یوسف گفت:) این (اعاده حیثیت) برای آن بود که (عزیز) بداند من در نهان به او خیانت نکرده ام و قطعاً خداوند نیرنگ خائنان را به جایی نمی رساند.
نکته ها:
در اینکه این آیه کلام یوسف علیه السلام است و یا ادامه کلام همسر عزیز مصر، دو نظر وجود دارد؛ برخی از مفسران**تفسیر مجمع البیان و المیزان.
*** آن را ادامه سخن یوسف می دانند و برخی دیگر،**تفسیر نمونه. ***ادامه سخنان همسر عزیز مصر می شمارند. ولی با توجه به محتوای آیه، نظر اوّل درست است و نمی تواند کلام همسر عزیز مصر باشد. زیرا چه خیانتی بالاتر از اینکه یک نفر بی گناه، سالها در زندان بماند.
یوسف علیه السلام با این سخن، دلیل تأخیر خودش را برای خروج از زندان، بررسی مجدد پرونده و اعاده ی حیثیت مطرح می کند.
پیام ها:
1- شخص کریم درصدد انتقام نیست، به دنبال حیثیت و کشف حقیقت است. (ذلک لیعلم)
2- نشان ایمان واقعی، خیانت نکردن در پنهانی وخفاست. (لم اخنه بالغیب)
3- سوء قصد به همسر مردم، خیانت به مرد است. (لم اَخنه)
4- خائن برای کار خویش یا توجیه خلافش، نقشه می کشد. (کید الخائنین)
5- خائن به نتیجه نمی رسد و خوش عاقبت نیست. آری! اگر ما پاک باشیم؛ (لم اخنه بالغیب) خداوند اجازه نمی دهد، ناپاکان آبروی ما را برباد دهند. (انّ اللَّه لایهدی کید الخائنین)
6- یوسف تلاش می کرد تا پادشاه را متوجه سازد که اراده ی خداوند و سنت الهی، نقش تعیین کننده ای در حوادث و رخدادها دارد. (انّ اللَّه لایهدی...)