فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 49

(49) ثُمَّ یَأْتِی مِن بَعْدِ ذَ لِکَ عَامٌ فِیهِ یُغَاثُ النَّاسُ وَ فِیهِ یَعْصِرُونَ
ترجمه: سپس بعد از آن سالی فرا می رسد که به مردم در آن سال باران می رسد (و مشکل قحطی تمام می شود) و در آن سال مردم (بخاطر وسعت و فراوانی، از میوه ها و دانه های روغنی) عصاره می گیرند.
نکته ها:
«یغاث الناس» یا از «غوث» است یعنی مردم از جانب خداوند یاری می شوند و مشکلات 14 ساله تمام می شود و یا از «غیث» است یعنی باران می بارد و حوادث تلخ پایان می پذیرد.**تفسیر المیزان.***
هفت گاو فربه و لاغر و هفت خوشه سبز و خشک که در خواب آمده بود، توسط یوسف به 14 سال نعمت و قحطی تعبیر شد، امّا سال پانزدهم که سال نزول باران و فراوانی بود ودر خواب پادشاه نیامده بود، خبر از غیب است که یوسف از جانب خداوند مطرح کرد، تا زمینه را برای اعلام نبوتش فراهم نموده باشد. (ثمّ یاتی من بعد ذلک عام...)
شرایط یک مدیریت کارآمد در جامعه:
1- اعتماد مردم. (انا لنریک من المحسنین)
2- صداقت. (یوسف ایها الصدیق)
3- علم و دانایی. (علّمنی ربّی)
4- پیش بینی صحیح. (فذروه فی سنبله)
5- اطاعت مردم. زیرا مردم طرح یوسف را اجرا کردند.
پیام ها:
1- پس انداز وبرنامه ریزی برای ایام ناتوانی ارزشمند است. (سبع شدادیأکلن ماقدمتم)
2- در مصرف مقداری را برای بذر وسرمایه ذخیره کنید.**«ممّا تحصنون» یعنی در حصن و حرز ذخیره کردن.*** (الاّ قلیلاً ممّا تحصنون)
3- رؤیاها می تواند بازگو کننده ی رخدادهای آینده و رموز راهگشا برای انسان باشد. (یغاث الناس و فیه یعصرون)

سوره یوسف آیه 50

(50) وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ فَلَمَّا جَآءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَی رَبِّکَ فَسْئَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ الَّتِی قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ إِنَّ رَبِّی بِکَیْدِهِنَّ عَلِیمٌ
ترجمه: و پادشاه گفت: او را نزد من آورید، پس چون فرستاده ی شاه نزد وی آمد (یوسف) گفت: نزد آقای خود برگرد و از او بپرس که ماجرای آن زنانی که دستانشان را بریدند چه بود؟ همانا پرودگار من به حیله آنان آگاه است.
نکته ها:
یوسف علیه السلام با تعبیر خواب پادشاه و ارائه برنامه ای سنجیده، آن هم بدون توقع و قید و شرطی، ثابت کرد که او یک مجرم وزندانی عادی نیست، بلکه انسانی فوق العاده وداناست.
وقتی فرستاده ی شاه به سوی یوسف آمد، فوراً از خبر آزادی استقبال نکرد، بلکه درخواست کرد که پرونده سابق دوباره بررسی شود، زیرا او نمی خواست مشمول عفو شاهانه شود، بلکه می خواست بی گناهی وپاکدامنی او ثابت شود و به شاه بفهماند که در رژیم او تا چه اندازه فساد و بی عدالتی حاکم شده است.
شاید یوسف به خاطر رعایت احترام عزیز مصر، از همسر او نام نبرد و اشاره به مجلس میهمانی کرد. (قطّعن ایدیّهنّ)
در حدیث می خوانیم که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: از صبر یوسف در شگفتم که هرگاه عزیز مصر نیاز به تعبیر خواب پیدا کرد نگفت: تا از زندان آزاد نشوم نمی گویم، امّا همین که خواستند او را آزاد کنند بیرون نیامد تا رفع تهمت شود.**تفسیر اطیب البیان.***
پیام ها:
1- مغزهایی که کشور بدانها احتیاج دارد و زندانی هستند، اگر مرتکب جنایتی نشده اند، باید با کمک دولت آزاد شوند. (قال الملک ائتونی به)
2- آزادی به هر قیمتی ارزش ندارد، اثبات بی گناهی مهمتر از آزادی است. (ارجع الی ربّک فسئله)
3- یوسف اول ذهن مردم را پاک کرد، بعد مسئولیت پذیرفت. (مابال النّسوة)
4- دفاع از آبرو و حیثیت، واجب است. (ما بال النّسوة)
5- زندانی که علیرغم آزادی، پیشنهاد بررسی پرونده را می دهد، پاک است. (فسئله)
6- در توطئه ی حبس یوسف، تمام زنان نقش داشته اند. (کیدهن)
7- یوسف در پیامش به پادشاه، به او گوشزد کرد که بعد از آزادی، وی را ربّ و مالک خود نخواهد دانست و خود را بنده ی او نمی داند، بلکه خدا را ربّ خود می داند. (انّ ربّی بکیدهن علیم)

سوره یوسف آیه 51

(51) قَالَ مَا خَطْبُکُنَّ إِذْ رَ وَدتُّنَّ یُوسُفَ عَن نَّفْسِهِ قَلْنَ حَشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَیْهِ مِن سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ الَْنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَاْ رَ وَتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّدِقِینَ
ترجمه: (پادشاه به زنان) گفت: وقتی از یوسف کام می خواستید چه منظور داشتید؟ زنان گفتند: منزه است خدا، ما هیچ بدی از او نمی دانیم. همسر عزیز گفت: اکنون حقیقت آشکار شد من (بودم که ) از او کام خواستم و بی شک او از راستگویان است.
نکته ها:
کلمه ی «خطب» دعوت شدن برای امر مهم را گویند. «خطیب» کسی است که مردم را به هدفی بزرگ دعوت می کند. کلمه ی «حصحص» از «حصّه» یعنی جدا شدن حق از باطل است.**تفسیر اطیب البیان.
***
در این ماجرا یکی از سنت های الهی محقق شده است، که به خاطر تقوای الهی گشایش ایجاد می شود.**(من یتق اللَّه یجعل له مخرجاً. ویرزقه من حیث لایحتسب) هر کس از خدا پروا کند، برای او راه خروج قرار می دهد . و از جایی که حسابش را نمی کند، به او روزی می رساند. طلاق 3و2.***
پیام ها:
1- گاهی که گره، کور می شود شخص اوّل کشور باید خود پرونده را بررسی و دادگاه تشکیل دهد. (قال ما خطبکنّ)
2- افراد متهم را دعوت کنید تا از خود دفاع کنند. (ما خطبکنّ) حتی زلیخا نیز حضور داشت. (قالت امراة العزیز)
3- همراه با تلخی ها شیرینی هاست. (اراد باهلک سوءً)در برابر (ما علمنا علیه من سوء) آمده است.
4- حق برای همیشه، مخفی نمی ماند. (الان حصحص الحقّ)
5- وجدان ها روزی بیدار شده و اعتراف می کنند. (انا راودته) چنانکه فشار جامعه و محیط، گردنکشان را به اعتراف وادار می کند. (همسر عزیز همین که دید تمام زنان به پاکدامنی یوسف اقرار کردند، او نیز به اعتراف گردن نهاد.)