فهرست کتاب


تفسیر نور جلد 6

حاج شیخ محسن قرائتی‏

سوره یوسف آیه 35

(35)ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّن بَعْدِ مَا رَأَوُاْ الْأَیَتِ لَیَسْجُنُنَّهُ حَتَّی حِینٍ
ترجمه: سپس بعد از آن همه نشانه ها و شواهدی که (برای پاکی یوسف) دیدند، اینگونه برایشان جلوه کرد که او را تا مدتی زندانی کنند.
پیام ها:
1- زیبایی همیشه خوشبختی آور نیست، دردسر هم دارد. (ثم بدالهم... لیسجننّه)
2- یک دیوانه سوزنی را در چاه می اندازد، صد نفر عاقل نمی توانند آنرا در آورند. یک زن عاشق شد، مردان متعدد و رجال مملکتی نتوانستند این رسوایی را، چاره اندیشی کنند. (بدالهم بعد ما رأوا)
3- در دربارها و کاخهای طاغوتیان، دادگاه و محاکمه غیابی و تشریفاتی است، تا بی گناهان محکوم شوند. (لیسجننّه)
4- کاخ نشینی معمولاً با بی پروایی و پر رویی همراه است. (من بعد ما رأوا الایات لیسجننه) با این همه دلیل بر پاکی یوسف، باز هم محکوم به زندان می شود.

سوره یوسف آیه 36

(36) وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَیَانِ قَالَ أَحَدُهُمَآ إِنِّی أَرَیَنِی أَعْصِرُ خَمْراً وَقَالَ الْأَخَرُ إِنِّی أَرَیَنِی أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِی خُبْزاً تَأْکُلُ الطَّیْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِیلِهِ إِنَّا نَرَیَکَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ
ترجمه: وبا یوسف دو جوان دیگر وارد زندان شدند. یکی از آن دو (نزد یوسف آمد و) گفت: من در خواب خود را دیدم که برای شراب (انگور) می فشارم و دیگری گفت: من خود را در خواب دیدم که بر سرم نانی می برم و پرندگان از آن می خورند ما را از تعبیر خوابمان آگاه ساز، که ما ترا از نیکوکاران می بینیم.
نکته ها:
در حدیث می خوانیم: دلیل آنکه یوسف را نیکوکار نامیدند این بود که به افراد مریض در زندان رسیدگی می کرد و برای نیازمندان تلاش می نمود و برای سایرین، جا باز می کرد.**تفسیر نورالثقلین - میزان الحکمه (سجن).***
پیام ها:
1- زندان و زندانی در تاریخ، سابقه ی طولانی دارد.(دخل معه السجن)
2- زندان یوسف، عمومی بوده است. (معه السجن)
3- احترام افراد را حفظ کنید. قرآن از زندانی ها به «فتیان» یاد می کند.
4- خواب ها را ساده نگیریم، در بعضی از آنها اسراری نهفته است. (ارانی اعصر خمراً) (ممکن است انسان های عادی نیز خواب های مهمی ببینند.)
5- اگر مردم اعتماد به کسی پیدا کنند، تمام رازهای خود را با او در میان می گذارند. (انّا نریک من المحسنین)
6- انسان های وارسته، در زندان نیز روی افراد تأثیر گذارند.(نریک من المحسنین)
7- حتی مجرمان و گناهکاران نیز برای نیکوکاران، جایگاه شایسته ای قایلند. (انا نریک من المحسنین)

سوره یوسف آیه 37

(37) قَالَ لَا یَأْتِیْکُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُکُمَا بِتَأْوِیلِهِ قَبْلَ أَن یَأْتِیَکُمَا ذَ لِکُمَا مِمَّا عَلَّمَنِی رَبِّی إِنِّی تَرَکْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَّا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَهُم بِالْأَخِرَةِ هُمْ کَفِرُونَ
ترجمه: (یوسف به آن دو نفر که خواب دیده بودند) گفت: من قبل از آنکه جیره غذایی شما برسد، تأویل خوابتان را خواهم گفت. این تعبیر از چیزهایی است که پرودگارم به من آموخته است. همانا من آئین قومی را که به خدا ایمان نمی آورند و به قیامت کفر می ورزند، رها کرده ام.
نکته ها:
در ترجمه بخش اوّل آیه، این احتمال نیز وجود دارد که معنای آیه اینگونه باشد: «من از جانب خداوند می دانم غذایی که برای شما خواهند آورد چیست؟» پس می توانم خواب شما را هم تعبیر کنم یعنی یوسف علاوه بر تعبیر خواب از چیزهای دیگر نیز خبر می داده است. مثل حضرت عیسی علیه السلام که از غذای ذخیره شده در منازل و یا آنچه می خوردند، خبر می داد.
سؤال: چرا حضرت یوسف علیه السلام خواب آنان را فوری تعبیر نکرد و آن را به وقت دیگر، و ساعتی بعد موکول کرد؟
پاسخ این سؤال را از فخر رازی می شنویم:
1- می خواست آنها را در انتظار قرار دهد تا کمی تبلیغ و ارشاد کند، شاید شخص اعدامی ایمان آورد و با حسن عاقبت از دنیا برود.
2- می خواست با بیان نوع غذایی که نیامده، اعتماد آنان را جلب کند.
3- می خواست آنها را تشنه تر کند، تا بهتر بشنوند.
4- چون تعبیر خواب یکی از آنها اعدام بود، کمی طفره می رفت تا قالب تهی نکند.
پیام ها:
1- گاهی برای تأثیرگذاری بیشتر، لازم است انسان قدرت علمی و کمالات خود را به دیگران عرضه کند. (نبّاتکما بتأویله)
2- از فرصت ها، بهترین استفاده را بکنید. (نبّاتکما بتأویله... انی ترکت ملة)
(یوسف قبل از تعبیر خواب، کار فرهنگی و اعتقادی خود را شروع کرد.)
3- معلومات و دانسته های خود را از خداوند بدانیم. (علّمنی ربّی)
4- هدف از آموزشها نیز پرورش است. (علّمنی ربّی )
5- خداوند حکیم است و بی جهت دری را به روی کسی باز نمی کند. (علّمنی ربّی) زیرا من؛ (ترکت ملّة قوم لایؤمنون)
6- کسی که از ظلمات کفر فرار کند، به نور علم می رسد. (علمنی ربی انی ترکت) (دلیل علم من ترک کردن کفر است.)
7- در تمام ادیان، عقیده به توحید و معاد در کنار یکدیگر لازم است. (قوم لایؤمنون باللَّه و هم بالاخرة کافرون)
8- اساس ایمان، تبرّی و تولّی است. در این آیه برائت از کفار و در آیه بعد ولایت اولیای الهی مطرح است. (انی ترکت - واتّبعت)